اعتکاف
وب سایت اعتکاف، پویشی در مسیر گسترش معنویت

آسیب شناسی اعتکاف

۱۳۳

آسیب شناسی اعتکاف

حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حبیبیان

پیش گفتار

اعتکاف یکی از زیباترین رفتارهای عبادی است، که نقش تربیتی بسزائی در انسان داشته و زمینه رشد معنوی چشمگیری را برای مومن فراهم می‌کند؛ در آیات و روایات به اهمیت ویژه اعتکاف توجه شایانی شده است تا جائی که خداوند متعال یکی از مهمترین رسالت‌های  حضرت ابراهیم و اسماعیل[ را فراهم آوردن فضای مناسب در مسجد الحرام برای اعتکاف کنندگان مطرح می‌فرماید:

«وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُود؛  و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه را براى طواف کنندگان و معتکفین و نمازگزاران که رکوع و سجود  می‌کنند پاک کنید » [۱]

معصومین] نیز به شدت مقید به انجام این امر مهم بودند که این نشانگر جایگاه والای اعتکاف است؛ چنان که یکی از نکات مورد توافق فرقین- در زندگی پیامبر, اسلام ـ تقید ایشان به اعتکاف ده روزه در سال است که در ماه رمضان هر سال انجام می‌شده و به دلیل اهمیتی که حضرت به انجام این آموزه مهم قایل بود، وقتی که در سال دوم هجری ـ به دلیل رخداد جنگ بدر ـ حضرت از انجام اعتکاف در آن سال بازماند، و در سال بعد بیست روز را معتکف بود تا ده روز سال قبل را جبران کند.[۲]

۱. عوامل بروز آفات و آسیب‌ها

اعتکاف همانند هر عمل ارزشمند دینی، به دلایل مختلف در معرض آسیب‌های گوناگون قرار می‌گیرد، یعنی احتمال بروز برخی سوء برداشت‌ها، اشتباهات و حتی تحریف‌ها  و تغییرهای عمدی در آن بالا است؛ دلیل آن را می‌توان چنین محوربندی نمود:

۱-۱– تلاش شیطان

به صراحت آیات قرآن شیطان و اعوان او همواره تلاش می‌کنند که بنی آدم را از مسیر مستقیم منحرف نمایند و آبه همین جهت تلاش جدی در تحریف و تبدیل باورهای دینی و رفتارهای الهی دارند؛ قرآن از قول شیطان این گونه بیان می‌کند که وی- بعد از آنکه گمراهی خود را به خداوند نسبت می‌دهد- تاکید می‌کند که بندگان خدا را از راه مستقیم منحرف سازد :«قالَ فَبِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ * ثُمَّ لاََتِیَنَّهُم مِّن بَینْ‏ِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمَانهِِمْ وَ عَن شَمَائلِهِمْ  وَ لَا تجَِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِین؛ شیطان گفت که چون تو مرا گمراه کردى من نیز بندگانت را از راه راست گمراه مى‏گردانم * آن گاه از جلو رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ به آنان مى‏تازم، و بیشترشان را سپاسگزار نخواهى یافت» [۳]

به صراحت خود ابلیس یکی از مهمترین ابزارهای او در منحرف ساختن بندگان خدا، حق جلوه دادن باطل و باطل جلوه دادن حق می‌باشد؛ چنان‌که بعد از سرپیچی از فرمان الهی عرضه می‌دارد :

«وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ وَ لاََمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ ءَاذَانَ الْأَنْعَامِ وَ لاََمُرَنهَُّمْ فَلَیُغَیرُِّنَّ خَلْقَ الله؛ و گمراهشان مى‏کنم و آرزومندشان مى‏سازم و وادارشان مى‏کنم، تا به عنوان تحریم گوشت حیوانات حلال گوشت گوش آن‌ها  را بشکافند و دستورشان مى‏دهم تا خلقت خدا را دگرگون سازند»[۴]

در این آیه شریفه به چهار رویکرد شیطان برای دشمنی با بنی آدم اشاره شده است، مورد اول اصل کلی منحرف ساختن انسان از مسیر حق است که از هر راه و شیوه استفاده می‌نماید: (لاضلنهم)؛ دوم گرفتار ساختن انسان به آرزوها و تمایلات است که اساس غفلت از خدا و آخرت محسوب می‌شود و بستر شکل گیری انواع انحرافات و خطاها در فکر و عمل انسان به حسای می‌آید .

اما در گام سوم و چهارم شیطان به دو دستور منحرف کننده اشاره می‌کند که عبارت است از ایجاد تحریف در باورهای دینی، در قالب خرافات و رفتارهای بی‌پایه و اساس، مانند حرام کردن حیوان حلال گوشت.

بر این اساس بروز خرافات و بدعت‌ها  و سوء برداشت‌ها  و انحرافات عملی در آنچه ریشه دینی دارد امری بسیار شایع و متداول خواهد بود و تقریبا همه آموزه‌ها  و اعمال دینی در معرض این آسیب قرار دارند. و اعتکاف نیز از این امر مستثنا نیست.

۲-۱– جهل و نادانی

یکی دیگر از عوامل بروزآسیب‌های  گوناگون در اعمال عبادی، مانند اعتکاف، جهل افراد جامعه است که در قالب کج فهمی و دوری از حقیقت این رفتارهای دینی بروز می‌نماید؛ بدیهی است که مهمترین راهکار مصون ماندن از این انحرافات، وجود آگاهی‌های  لازم در زمینه معارف دینی است که این امر در سایه ارتباط کامل با اولیاء دین، حاصل می‌گردد؛ اما متاسفانه از آنجا که به دلایل گوناگون بعد ازپیامبر اسلام,، مسیر رهبری امت اسلامی گرفتار انحراف و خطا شد، دست بخش عمده امت اسلام از این منبع کامل کوتاه شد و در نتیجه زمینه بروز و ظهور هرچه بیشتر کج فهمی‌ها  و اشتباهات در شناخت حقیقت آموزه‌های  دینی فراهم گشت. برای رهایی از جهل و ناآگاهی لازم است فرهنگ‌سازی‌ای لازم صورت گیرد تا مردم با معارف دینی ـ از جمله اعتکاف ـ بیشتر آشنا شوند.

۳-۱– دنیاطلبی و هواهای نفسانی

یکی دیگر از علل رسوخ برخی آسیب‌ها  درحریم دستورات دینی، هواهای نفسانی و دنیاطلبی‌های  برخی افراد است که بواسطه این تمایلات نفسانی، زمینه انحرافات و اشتباهات عموم افراد جامعه را فراهم آورده به مرور زمان یک عمل دینی را از حقیقت و یا شکل منحرف کرده و آن را از حقیقت خود دور ساختند.

البته این آسیب اختصاص به مسلمانان ندارد، بلکه در ادیان گذشته نیز این امور مشاهده می‌شود، چنانکه قرآن در توصیف برخی اهل کتاب می‌فرماید: «أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ یُؤْمِنُوا لَکُمْ وَ قَدْ کانَ فَریقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُون؛ آیا طمع دارید که اینان بشما ایمان آورند با اینکه طائفه‏اى از ایشان کلام خدا را مى‏شنیدند و سپس با علم بدان و با اینکه آن را مى‏شناختند تحریفش مى‏کردند»[۵]. در جای دیگر نیز در توصیف همین گروه می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتابِ أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُون؛ به درستى کسانى که کتمان مى‏کنند آنچه را از بینات و هدایت که ما نازل کردیم بعد از آنکه آن را براى مردم در کتاب روشن ساختیم، اینگونه اشخاص را خدا لعنت می‌کند و همه لاعنان نیز لعنت  می‌کنند»[۶].

۴- ۱. گونه‌های  آسیب در اعتکاف

در یک نگاه جامع می‌توان آسیب‌های احتمالی در عرصه اعتکاف را به دو بخش عمده اندیشه ای و عملی تقسیم نمود؛ مراد از آسیب‌های  اندیشه‌ای آسیب‌هایی هستند که در حوزه باورمندی و نوع نگاه افراد جامعه دینی به این عمل قابل تصور است؛ گاهی به دلایل گوناگون دیده می‌شود که نگاه افراد به یک آموزه دینی تغییرکرده و تلقی نادرستی از آن، در ذهن مومنان شکل می‌گیرد که در نهایت، این برداشت‌های  نادرست به انجام ناصحیح آن و یا مهجوریت آن می‌انجامد .

دسته دوم، آسیب‌هائی هستند که – علی رغم تلقی صحیح از ماهیت آن عمل دینی، در هنگام انجام آن بروز ا می‌نماید و موجب ایجاد خلل و لطمات جدی در برآورده شدن اهداف و نتایج مورد نظر شارع مقدس از تشریع این دستور می‌گردند، ما تلاش می‌کنیم به برخی از مهمترین این آسیب‌ها  در هر دو بخش بپردازیم:

۱- آسیب‌های  معرفتی و اندیشه‌ای

دسته اول آسیب‌ها در خصوص اعتکاف به انحرافاتی اختصاص دارد که در زمینه نوع نگاه به این عبادت خاص و اهداف و مطالبات شارع مقدس در تشریع آن رخ می‌دهد که از قسم آسیب‌های  شناختی و اندیشه ای است . به طور کلی در هر عمل عبادی علاوه بر اهداف کلان و حکمت‌های  ریشه ای از قبیل سنجش میزان تسلیم و عبودیت بنده، می‌توان حکمت‌ها  و مصالح گوناگونی را نیز متصور دانست که چگونگی آن عمل عبادی، حاکی از این اهداف ویژه می‌باشد .

البته پاره ای از این حکمت‌ها  در متون دینی بیان شده است.

عدم دسترسی به منابع متقن دینی و عالمان و مفسران حقیقی معارف دینی، همچنین عدم درک درست اصول و مبانی معارف دین و گرفتار شدن در دام مبناهای بی‌اساس، از علل و عواملی هستند که موجب سوء فهم و خطای در درک اهداف خاص شارع مقدس از تشریع یک دستور دینی می‌گردند و به همین جهت مشاهده می‌شود به مرور زمان نگاه مومنان در مورد حکمت‌ها  و اهداف تشریع یک دستور دینی، از حقیقت خود کاملا فاصله گرفته تبدیل به سوء برداشت و انحراف می‌گردد .

۱-۱-۲  اعتکاف یا رهبانیت

یکی از مهمترین آسیب‌ها  در این بخش به نوع نگاه و تلقی ما از ماهیت عمل اعتکاف بر می‌گردد: از آنجا که ماهیت عمل اعتکاف قرابت خاصی با برخی اعمال خاص دینی و ریاضت‌های  عملی بعضی ادیان و فرقه‌ها  دارد ،برخی تصور می‌کنند که ماهیت عمل اعتکاف نیز نوعی رهبانیت است، این در حالی است که در متون دینی به صراحت از این تصور نهی شده و رویکرد اسلام درباره سبک زندگی دینی با این  برداشت همخوانی ندارد و این نفی رهبانیت را می‌توان از چند دسته از آیات و روایات به دست آورد:

الف – نفی صریح از رهبانیت و رفتارهای انزوا طلبانه :

در مواردی نفی رهبانیت در روایات شیعه و سنی به صراحت اشاره شده است؛ به عنوان مثال انس بن مالک می‌گوید فرزند عثمان بن مظعون (صحابی پیامبراسلام) از دنیا رفت. عثمان به شدت اندوهگین شد؛ به آن اندازه که گوشه‌ای از خانه‌اش را به محل عبادت تبدیل کرد تا همیشه در آنجا بماند. پیامبر, این خبر را شنید نزد عثمان آمد و فرمود: «یَا عُثمَانَ بنِ مَظعُون اَنَّ اللهَ لَم یَکتُب عَلَینَا الرُّهبَانِیَّهَ اِنَّمَا رُهبَانِیَّهُ اُمَّتِی الجَهَادُ فِی سَبِیلِ اللهِ…؛ ای عثمان ! خداوند تبارک و تعالی رهبانیت را بر ما مقرر نکرد؛ رهبانیت امت من جهاد در راه خداست… » [۷]

تعبیر زیبای “رهبانیت امتی الجهاد فی سبیل الله” نوعی بیان ادبی است؛ شهید مطهری در این باره می‌نویسد: ” مسأله «رُهْبانِیَّهُ امَّتى الْجِهادُ» و امثال اینها … تعریضى است به رهبانیت و عزلت، و از باب مشاکله است (به اصطلاح علم بدیع) یعنى رهبانیت امت من ضد رهبانیت است.” [۸]

در این روایت آن حضرت مصداق رهبانیت در اسلام را جهاد در راه خدا دانستند، یعنی در واقع منظور حضرت این است که راه نجات و رسیدن به قرب الهی در اسلام نه رهبانیت بلکه ضد آن یعنی جهاد در راه خداست . همچنین از پیامبراعظم, نقل شده که خطاب به عبد الله بن مسعود فرمودند: «یَا ابْنَ أُمِّ عَبْدٍ أَ تَدْرِی مَا رَهْبَانِیَّهُ أُمَّتِی قُلْتُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ الْهِجْرَهُ وَ الْجِهَادُ وَ الصَّلَاهُ وَ الصَّوْمُ وَ الْحَجُّ وَ الْعُمْرَه؛ ای پسر ام عبد (کنیه عبدالله بن مسعود) ! آیا می‌دانی رهبانیت امتی من چیست ؟ ابن مسعود می‌گوید: عرضه داشتم: خدا و رسولش داناترند؛ حضرت فرمودند: رهبانیت امت من هجرت در راه خدا و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است»[۹].

از این تعبیر هم به خوبی روشن می‌شود که تعیین این مصادیق عبادی برای رهبانیت مورد نظر اسلام به نوعی نفی رهبانیت است، زیرا بسیاری از این اعمال عبادی جنبه کاملا اجتماعی داشته و با سکون و رخوت و انزواگرایی جمع نیستند .

ب ـ نفی رفتارهای انزوا طلبانه

در دسته دیگری از روایات انزوا طلبی و جدائی از جامعه نفی شده و هرچند در این خصوص به صراحت از نفی رهبانیت سخن به میان نیامده، اما رفتارهای همخوان و همانند این رویکرد مورد نهی قرار گرفته است .از امیرالمونین علیه السلام نقل شده که فرمود: « گروهی از صحابه مباشرت با زنان و غذا خوردن در روز و خواب در شب را بر خود حرام کردند، این خبر به پیامبر, رسید، حضرت به جمع اصحاب وارد شده فرمودند: آیا از زنانتان دوری می‌کنید در حالی که من به نزد زنان می‌روم ( با ایشان

مباشرت دارم ) و در روز غذا می‌خورم ( همیشه روزه نمی گیرم ) و در شب می‌خوابم ( همه شب را به بیداری و عبادت مشغول نیستم ) هر کس از سنت من دوری گزیند از من نیست » [۱۰]

ج ـ توصیه‌های  روشن در مورد سبک زندگی

یکی از مهمترین آموزه‌هایی که مخالفت صریح دین را با رفتارهایی نظیر رهبانیت بیان می‌فرماید، دستورات صریح بزرگان دین در مورد سبک زندگی مومنانه است که به شدت نسبت به دوری از جامعه نهی نموده است؛ در این زمینه روایات متعددی وجود دارد به علاوه این امر با سیره خود معصومان نیز همخوانی ندارد.

 به عنوان مثال در پاره ای از روایات به تقسیم ساعات زندگی توسط فرد مومن اشاره شده و توصیه شده که ساعات شبانه روز یک انسان مومن باید به چند بخش تقسیم گردد. امیرالمونین} می‌فرماید: «لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَهٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ وَ سَاعَهٌ یَرُمُّ مَعَاشَهُ وَ سَاعَهٌ یُخَلِّی بَیْنَ نَفْسِهِ وَ بَیْنَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ وَ لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ أَوْ خُطْوَهٍ فِی مَعَادٍ أَوْ لَذَّهٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّم‏؛ مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند، زمانى براى نیایش و عبادت پروردگار، و زمانى براى تأمین هزینه زندگى، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّت‏هایى که حلال و مایه زیبایى است. خردمند را نشاید جز آن که در پى سه چیز حرکت کند: کسب حلال براى تأمین زندگى، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذّت‏هاى حلال»[۱۱].

این دسته از روایات این حقیقت را متجلی می‌سازند که زندگی اجتماعی بهره مندی از نعمات و لذات مشروع یا معاشرت و ارتباط با دوستان و بستگان و تلاش برای کسب روزی حلال، باید یکی از بخش‌های  ضروری در زندگی فرد مومن باشد و نباید این بخش را فدای سایر بخش‌ها  مانند عبادت و خلوت با خدای متعال نمود .

در روایات به صراحت از کسانی که تلاش برای کسب روزی را رها کرده و تنها به عبادت و گوشه گیری اکتفا نموده اند مذمت شده است. کلینی نقل می‌نماید: «سلیمان بن معلّى بن خنیس، از پدرش نقل کرده که: امام صادق} از مردى جویا شد ـ و من نیز در آن مجلس بودم ـ در جوابش گفتند: نیازمند شده است. فرمود: “حالا چه مى‏کند؟” گفتند: در خانه ،پروردگار خویش را عبادت مى‏کند. امام پرسید: “روزى خود را از کجا به ‏دست مى‏آورد؟” گفتند: از بعضى از برادرانش. فرمود: “به خدا سوگند آن کس که به او روزى مى‏رساند عابدتر از او است” ». [۱۲]

یعنی تلاش برای کسب رزق حلال و تلاش‌های  سازنده اجتماعی جزو لازم زندگی مومنانه بوده و از مصادیق عبادت محسوب می‌گردد .

دسته دیگر، روایاتی است که رفتار عملی پیامبر, و ائمه] در فعالیت‌های  اجتماعی را به نمایش می‌گذارد، مثلا امام صادق} می‌فرماید: «لَأَنْ أَدْخُلَ السُّوقَ وَ مَعِی دَرَاهِمُ أَبْتَاعُ بِهِ لِعِیَالِی لَحْماً وَ قَدْ قَرِمُوا أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَه؛ این که به بازار وارد شوم در حالی که به همراه خود دراهمی داشته باشم و برای خانواده خود گوشتی تهیه کنم، در نزد من ارزشمند تر است از اینکه بنده ای را در راه خدا آزاد کنم » [۱۳]

در روایت دیگر نقل شده است: «على بن الحسین} اول صبح براى کار و زندگى از خانه بیرون مى‏رفت. مردى پرسید: در این صبح اول وقت کجا مى‏روید؟ ابو محمد گفت: مى‏روم تا براى خانواده‏ام صدقه بگیرم. آن مرد گفت: واقعا مى‏روید تا صدقه بگیرید؟ ابو محمد گفت:هر کس به جستجو برخیزد و روزى حلالى تحصیل کند، چنان است که از خداوند- عزّ و جلّ- صدقه دریافت کرده باشد. » [۱۴]

حقیقت اعتکاف چیست ؟

با توجه به دلایل گوناگون- مبنی بر تفاوت اعتکاف و رهبانیت -، این سوال وجود دارد که ماهیت اعتکاف چیست ؟ و به چه دلیل ما اعتکاف را در حیطه رهبانیت نمی دانیم ؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که تامل در کمّ و کیف احکام و قوانین اعتکاف به خوبی تفاوت این عمل را با رهبانیت نشان می‌دهد، اولا از روح دستورات و احکام اعتکاف به دست می‌آید که این عمل یک رفتار خاص و ویژه و خارج از مبانی و ضوابط عادی زندگی است.

به عبارت روشن تر ماهیت اعتکاف با سه روز توقف در مسجد محقق می‌گردد و چنان که پیشتر نقل شد سنت پیامبر اعظم, نیز اعتکاف ده روزه بود.[۱۵] این امر نشان می‌دهد که اعتکاف حتی در نزد بالاترین شخصیت‌های  دینی اسلام عملی بسیار محدود و خاص بوده و تبدیل به شیوه زندگی و عرف رفتار مومنانه نمی شده است .

ثانیا اعتکاف باید در مسجد جامع انجام شود یعنی شلوغ ترین و عمومی ترین مکان در شهرکه از پیرایه‌های  مادی و دنیوی تهی بوده و در عین حال محل اصلی ارتباطات، تصمیم گیری‌ها جدی مومنین محسوب می‌گردد. تنها تامل در همین نکته دقیق کافی است که راز تفاوت ماهوی اعتکاف را با رهبانیت مورد نظر پیراون ادیانی مانند مسیحیت را دریابیم.

ثالثا فرد معتکف به هر دلیلی ـ هرچند شخصی و غیر ضروری ـ تا دو روز اول از هر سه روز اعتکاف می‌تواند، اعتکاف خود را متوقف کرده و از محل اعتکاف خارج گردد؛ علاوه بر این حتی در حال اعتکاف و بدون قصد شکستن اعتکاف نیز می‌تواند برای امور ضروری، مسجد را ترک و سپس به مسجد بازگردد و عمل خود را ادامه دهد . همچنین در روایات آمآمده که فرد معتکف می‌تواند برای اموری نظیر نماز جمعه محل اعتکاف را ترک نماید؛ امام صادق} می‌فرماید: «لَیْسَ عَلَى الْمُعْتَکِفِ أَنْ یَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِدِ إِلَّا إِلَى الْجُمُعَهِ أَوْ جَنَازَهٍ أَوْ غَائِطٍ؛ بر معتکف سزاوار نیست که از مسجد خارج شود مگر برای نماز جمعه یا حضور در تشییع جنازه و یا قضای حاجت » [۱۶] همچنین در روایت از امام صادق} آمده که:

«لَا یَنْبَغِی لِلْمُعْتَکِفِ أَنْ یَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِدِ إِلَّا لِحَاجَهٍ لَا بُدَّ مِنْهَا ثُمَّ لَا یَجْلِسُ حَتَّى یَرْجِعَ وَ لَا یَخْرُجُ فِی شَیْ‏ءٍ إِلَّا لِجَنَازَهٍ أَوْ یَعُودُ مَرِیضاً وَ لَا یَجْلِسُ حَتَّى یَرْجِع‏؛ سزاوار نیست که معتکف از مسجد خارج شود مگر بخاطر حاجتی ضروری که چاره از انجام آن نیست سپس در بیرون از مسجد نمی نشیند تا به مسجد برگردد ( از حد ضرورت در خروج از مسجد تجاوز نکند ) و معتکف از مسجد خارج نمی شود مگر برای تشییع جنازه یا عیادت مریض و بیرون از مسجد نمی نشیند تا به مسجد برگردد»[۱۷].

در این قبیل روایات هرچند به رعایت حرمت اعتکاف و عدم خروج مگر برای ضرورت تاکید شده ،اما موارد مستحبی نظیر عیادت مریض و تشییع جنازه از مواردی شمرده شده که معتکف می‌تواند به خاطر آن‌ها  از مسجد خارج گردد. این به روشنی نشان می‌دهد ماهیت اعتکاف دوری مطلق از امور اجتماعی نیست

در عین حال حقیقت عمل اعتکاف مانند همه اعمال دینی و دستورات عبادی چیزی جز تنبه و تذکر انسان نسبت به حقایق عالم و دوری از غفلت نیست.

۲-۱-۲   آسیب‌های روشن فکرانه

دسته دوم از آسیب‌هایی که از سنخ آسیب‌های  اندیشه‌ای – یعنی آسیب های اندیشه ای یعنی اموری که متاثر از نوع نگرش افراد جامعه به اعمالی نظیر اعتکاف -، آسیب‌هایی هستند که متاثر از وضعیت دنیای کنونی و نوع نگاه به جامعه است. امروزه بواسطه پیشرفت‌های  تکنولوژیک و رشد امکانات مادی و سبک زندگی مدرن، برای برخی این تلقی نادرست بوجود آمده که در نوع رفتارهای دینی نیز باید مورد بازنگری قرار بگیرد، به عنوان مثال تلقی برخی این است که اعمالی نظیر اعتکاف در زمان گذشته که زندگی‌ها  ساده ودوراز مشغله بوده و یا نیاز چندان به حضور مداوم در اجتماع نبود، عملی منطقی و معقول به حساب می‌آمد، اما در جامعه معاصر که نیازمند حضور فرد در ساعات معین در محیط‌های  گوناگون کاری و اجتماعی و … ضروری است، دیگر مجالی برای اعمالی چون اعتکاف نیست 

در مقام نقد و تامل این تلقی باید گفت :اولا وقتی شریعت اسلام به عنوان اصلی ترین دستورالعمل سعادت بشر و توسط آخرین پیامبر به همه افراد معرفی شده است، از حکمت الهی دور است که این دستورات و آموزه‌ها  تنها برای رفع نیازمندی انسان‌های  خاص و یا نسل‌های  گذشته بوده و در زمان حاضر بازدهی و کارائی مطلوب را نداشته باشد .

طبق روایات متعدد [۱۸]، شریعت تا قیامت به عنوان تنها درسنامه وشیوه زندگی سعادتمندانه برای بشر تدوین شده و می‌تواند زمینه سعادت همه نسل‌های  بشر تا قیامت را فراهم نماید، لذا نباید تصور نمود که این آموزه‌ها امروزه کارایی ندارند، در نتیجه اعتکاف با همه قیود و شروط آن در همه زمان‌ها  کاربرد دارد.

ثانیا اگر در حقیقت اعتکاف توجه کنیم در می‌یابیم که اعتکاف نه تنها در زمان کنونی از رسالت اصلی خود فاصله نگرفته، بلکه در روزگار کنونی می‌تواند به داد انسان معاصر رسیده و او را از غرق  شدن در این دریای عمیق  مادی وغفلت و سرگشتگی برهاند و به اصطلاح آسمان را به یاد این انسان چسبیده به زمین بیندازد .

۲-۲   آسیب‌های  عملی

بخش دوم آسیب‌های  مرتبط با اعتکاف، اختصاص به مرحله اجرا و عمل به این دستور عبادی داردکه اتفاقا در سال‌های  اخیر به دلیل رونق یافتن سنت حسنه اعتکاف در سراسر کشور، آسیب‌های مربوط به شیوه اجرای این آموزه دینی بیشتر خودنمائی کرده است.

البته این قبیل آسیب‌ها  به انواع گوناگونی تقسیم می‌شود، اما در یک تقسیم بندی کلی دو بخش عمده برای این آسیب‌ها  قابل ذکر است؛ دسته اول آسیب‌هایی هستند که مختص به اعتکاف نبوده و به نوعی در همه اعمال عبادی وجود دارند. دسته دوم آسیب‌هایی هستند که- تقریبا -مختص همین عمل عبادی خاص هستند . ما این دو بخش را با دو عنوان مستقل مورد بررسی قرار می‌دهیم :

۱-۲-۲ – آسیب‌های  عمومی

الف –  عادت زدگی

اولین آسیبی که ممکن است همه عبادات ـ از جمله اعتکاف را ـ تهدید کند، عادت زدگی است، تا جائی که فرد از روی عادت به انجام مستمر آن عمل مبادرت می‌ورزد، مثلا فرد معتکف هر ساله در وقتی خاص بنا بر عادت همیشگی به انجام این عمل دینی سیب همی پردازد و به مرور زمان به تکرار تجربه سال‌های قبل و استمرار چند ساله انگیزه اصل انجام این عمل خواهد بود.

مشکل عمده این آسیب آن است که بهره معنوی و روحی فرد از این اعمال دینی را به شدت کاهش می‌دهد، زیرا دراین صورت روح و حقیقت آن مورد غفلت قرار گرفته، شکل و قالب عمل جایگزین این حقیقت می‌گردد، و مثلا به جای آنکه اعتکاف برای معتکف تذکری ترک دنیا و دوری از غفلت‌ها باشد، به عملی عادی و تجدید کننده خاطرات گذشته تبدیل می‌گردد .

عادت و عادت زدگی سبب گردیده است که بزرگان دین درباره آن هشدار داده اند،چنانکه امام صادق} مى‏فرماید: «لاتَنْظُروا الى‏ طولِ رُکوعِ الرَّجُلِ وَ سُجودِهِ فَانَّ ذلِکَ شَىْ ءٌ اعْتادَهُ فَلَوْ تَرَکَهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِکَ …؛ به طول رکوع و سجود فرد نگاه نکنید که آن، چیزى است که او بدان عادت کرده و اگر بخواهد آن را ترک کند وحشت مى‏کند …» [۱۹]

در این روایت به روشنی تاثیر عادت بریک عمل – هرچند عمل عبادی باشد – درفاصله گیری از روح و حقیقت آن تاکید شده است. البته نبایدصرف عادت یک فرد مومن بر یک عمل عبادی را دلیل بی ارزشی عمل دانست، بلکه چه بسا ممکن است تکرار عمل و عادت کردن بر انجام آن، موجب جدیت و تداوم بندگی و عمل به دستورات دینی گردد که این مداومت مورد تشویق و تقدیر ائمه بوده است[۲۰].

شهید مطهری در این زمینه می‌نویسد: ” عمل باید از روى توجه باشد نه از روى عادت، آنچنان عادتى که انسان بدون اینکه خودش توجه داشته باشد کأنّه بدنش دارد عمل را انجام مى‏دهد، مثل خیلى کارهایى که انسان بدون توجه انجام مى‏دهد مانند راه رفتن. انسان وقتى دارد راه مى‏رود توجه ندارد که دارد راه مى‏رود، از روى بى‏توجهى است… علماى روان شناسى مى‏گویند: یک کار همین قدر که براى انسان عادت شد، دو خاصیت متضاد در آن به وجود مى‏آید. هرچه که بر عادت بودنش افزوده شود و تمرین انسان زیادتر گردد، کارْ سهلتر و ساده‏تر انجام مى‏شود. یک ماشین نویس که به ماشین نویسى عادت مى‏کند، هرچه بیشتر عادت مى‏کند، کار سریعتر و سهلتر برایش صورت مى‏گیرد. ولى هرچه بیشتر عادت مى‏کند، از توجهش کاسته مى‏شود، یعنى از اینکه این عمل او یک عمل ارادى و از روى توجه باشد کاسته مى‏شود و به یک عمل غیرارادى نزدیکتر مى‏گردد. خاصیت عادت این است.” [۲۱]

ب-  دوری از اخلاص

یکی از مهمترین آسیب‌هایی که همه امور ارزشی و از جمله عبادات را تهدید می‌کند ،ریا وخودنمائی است، ورهائی از آن بسیار دشوار است، البته عالمان اخلاق در این باره به طور مبسوط سخن گفته و راهکارهای گوناگون ارائه نموده اند [۲۲].

نکته مورد توجه این است که آسیب ریا در برخی اعمال، خطرناک تر و جدی تر است؛ به عنوان مثال پاره ای از اعمال که فرد در خلوت و تنهائی انجام می‌دهد –معمولا- در ابتدا، گرفتار این آسیب نیست هرچند در ادامه ممکن است به نوعی عمل را گرفتار نماید، اما برخی عبادات از ابتدا به شدت نسبت به این خطر آسیب پذیر هستند و انسان باید همواره آماده مقابله با آن باشد که به طور خاص اعمال جمعی از این قبیل اند . در این میان به دلیل کثرت انجام برخی اعمال دینی و الزاماتی که در انجام آنها وجود دارد، بستر شکل گیری ریاکاری در مورد آنها ن هاآکمرنگ می‌شود؛ مثلا نماز جماعت بخاطر وجوب اصل نماز و فراگیر بودن انجام آن در تمام ایام سال، چندان در معرض خطر خودنمائی نیست، اما در اعمال مستحب که به صورت جمعی انجام می‌گیرند این خطر به شدت خودنمائی می‌کند .

سنت اعتکاف از همین قسم اخیر است که خطر ریا به شدت آن را تهدید می‌کند

ج  – بی توجهی به جنبه‌های  شرعی

یکی از آسیب‌های  عمومی که اکثر دستورات دینی را تهدید می‌کند، عدم درک دقیق و درست جایگاه جنبه‌های  شرعیِ عمل، با جنبه‌های  اخلاقی و عرفانی آن است؛ هرچند تقسیم بندی یک عمل عبادی به دو بعد ظاهری و باطنی و منحصر دانستن دستورات شرعی به بخش اول و آموزه‌های  عرفانی و اخلاقی به بخش دوم امری صحیح و دقیق نیست، اما به طور کلی می‌توان دستورات شرعی را بیشتر ناظر به قالب و شکل صحیح انجام عمل دانست که روح و نتیجه و ثمرات معنوی عمل از متن این ظواهر و البته با توجه به جنبه‌های  خاص فکری و هدف گیری‌های  مشخص معنوی از آن حاصل می‌گردد .

در یک نگاه درست می‌توان گفت هر عمل و دستور دینی متشکل از ابعاد گوناگونی برای تربیت انسان است و جنبه‌های  فقهی که شکل و قالب عمل را تشکیل می‌دهند در کنار روح و محتوا و هدف گذاری معینی که برای آن در نظر گرفته شده، در مجموع نقش تعیین کننده برای رساندن انسان به نتیجه مورد نظر را ایفا می‌کنند و در نتیجه نباید در این مسیر هر یک از این ابعاد را به طور مستقل و جدای از مجموعه فرض کرد .

به همین دلیل باید از توجه بیش از حد به یک طرف و رها کردن سایر اطراف به شدت پرهیز نمود و مثلا در عباداتی مانند حج و اعتکاف و مانند آن که جنبه اخلاقی و تربیتی آن‌ها  محسوس تر و تاثیرات روحی در آن‌ها  مشهود تر است، به دلیل توجه بیش از حد به روح و هدف‌های  تعیین شده از ماهیت عمل، غافل از شکل و قالب و دستورات مشخص فقهی در انجام عمل نشد و یا بالعکس توجه بیش از اندازه و حساسیت‌های  بی مورد در مورد جوانب فقهی نباید انسان را از روح و ماهیت عمل جدا کرده امکان بهره برداری کامل و همه جانبه روحی و تربیتی از حقیقت عمل را از او سلب سازد .

متاسفانه گاهی دیده می‌شود، افرادی که به اعتکاف روی آورده و تلاش می‌کنند از این سنت دینی برای زدودن غبار دنیازدگی‌ها  و غفلت‌ها  از دل بهره ببرند، از توجه به ابعاد فقهی و جزئیات مسائل شرعی اعتکاف غافل شده و حتی این امور را تا حدی تشریفاتی و غیر مهم می‌دانند در حالی که این تفکر از اساس نادرست بوده و بی توجهی به همین موارد می‌تواند منجر به انجام گناه در ضمن انجام یک عمل مستحب می‌گردد و بدیهی است که نورانیت و معنویت در ضمن انجام گناه محقق نمی شود و همین ظلمت گناه می‌تواند همه اثرات معنوی و نورانیت‌های  اصل عمل مستحب را زائل نماید .

در نتیجه برای رهائی از این آسیب اولا رسیدن به شناختی صحیح و کامل در مورد جایگاه دین و دستورات شرعی و اهمیت و ضرورتی که این بخش در منظومه فکری و عملی دین دارد نقش بسزائی خواهد داشت و ثانیا تامل و توجه به سلوک و نحوه زندگی و رفتارهای دینی بزرگان دین از حضرات معصومین گرفته تا عالمان ربانی که نزدیکترین افراد به سیره و رفتار ائمه و آشناترین کارشناسان با ماهیت عملکرد دینی محسوب می‌شوند، می‌تواند بسیار موثر بوده و زمینه قرار گرفتن ما در مسیر صحیح رفتار مومنانه و منطبق با آموزه‌های  ناب اسلامی را فراهم آورد .

۲-۲-۲ – آسیب‌های  خاص اعتکاف

در مورد آسیب‌های  خاص سنت اعتکاف باید گفت: هرچند به نظر می‌رسد این بخش از آسیب‌ها  نیز به شرایط زمان ومکان می‌تواند دسته‌های  گوناگونی را به خود اختصاص دهد،  اما آنچه در این مجال مد نظر و توجه بیشتر است بررسی آسیب‌های  خاص این سنت درعصر حاضر و مبتنی بر رویکرد فعلی جامعه اسلامی در انجام این عبادت اجتماعی است؛ در نتیجه در این بخش تلاش می‌کنیم به آسیب‌های  خاص این سنت حسنه -با توجه به فضای کنونی جامعه خودمان و با توجه به رویکرد فعلی معتکفین در غالب مراکز اعتکاف در سرتاسر کشور بپردازیم .

الف – تلقی نادرست از خود عمل

اولین آسیبی که در مورد اعتکاف- به طور خاص دیده- می‌شود ،عدم درک درست ماهیت وهدف تشریع این عمل عبادی از جانب شارع است که ریشه این مساله ناآشنائی افراد با حقیقت اعتکاف است، البته چنان که گفتیم این آسیب می‌تواند در سایر اعمال دینی هم به نوعی وجود داشته باشد، اما به دلیل ناآشنائی جامعه ما با اعتکاف و مهجور بودن این عمل، تلقی عمومی مردم از این عمل دینی، نادرست و تا حدودی متاثر از شکل عملی اجرا شده از آن در سالیان اخیر است .

به عبارت روشن تر اگر از افراد جامعه ما پرسیده شود اعتکاف چیست ؟ خواهند گفت عملی است که به مدت سه روز در ماه رجب انجام می‌شود و باید در نیمه این ماه سه روز در مسجد ماند و روزه گرفت و در آخر هم با خواندن دعای ام داود این سه روز را به پایان رساند .

بدیهی است که عمل اعتکاف ارتباطی با نیمه ماه رجب و عمل ام داود ندارد، بلکه این تقارن زمانی و آمیختگی عمل اعتکاف با عمل مستحبی ام داود، از مزایای اعتکاف در این ایام خاص بوده وگردانندگان این سنت حسنه ایام البیض را بهترین وقت برای انجام اعتکاف دانسته و عمل ام داود را که در همین سه روز وارد شده و نیازمند سه روز روزه داری بوده را به نیکویی با عمل اعتکاف گره زده اند ؛که انتخاب بسیار خوبی است؛ اما نباید تصور کرد که اعتکاف یعنی حضور در مسجد تنها در همین سه روز و با این عبادات و ادعیه خاص است. نتیجه این تلقی نادرست این است که اگر احیانا فردی در این ایام معین امکان حضور در جمع معتکفین را نداشت، گمان می‌کند که دیگر امکان انجام این سنت حسنه را ندارد و باید تا سال آینده منتظر رسیدن نیمه ماه رجب بماند؛ ویا اگر کسی در روز اول ایام البیض موفق به حضور در مسجد نشود گمان نمی کند که می‌تواند در روز دوم و سوم ایام البیض نیت اعتکاف کرده و روز شانزدهم ماه را نیز به اعتکاف خود ادامه دهد .

حتی دیده می‌شود برخی به دلیل مشکلات خاصی روحی و معضلات فردی و اجتماعی، به شدت نیازمند حضور در فضای آرام و تمرکز بر عبادت خداوند هستند، تصور نمی کنند که برای رفع این نیاز گزینه اعتکاف هم وجود دارد که می‌توانند سه روز یا بیشتر را در مسجد جامعی بیتوته کنند و به جای مصرف قرص‌های  آرام بخش و مشغول شدن به رفتارهای روان تنی مانند مدیتیشن و یوگا و غیره -و حتی گرفتار شدن در دام گروه‌های  مدعی عرفان و معنویت، شرایط ایده آل روحی و جسمی خود را در انجام یک دستور روشن و معین دینی و به دور از افراط و تفریط به دست آورند .

ب – رویکردهای غیر عبادی

یکی دیگر از آسیب‌های  خاص در مورد اعتکاف آمیخته شدن این عمل با رویکردهای غیرعبادی است:در واقع مشکل عمده درمورد اعمالی نظیر اعتکاف که مقطع کوتاهی است، با اقبال عمومی مواجه شده اند وانجام آن به شکل گسترده- تا حدودی جدید و نو محسوب می‌شود-، این است که به دلیل محل توجه قرار گرفتن این برنامه‌ها  توسط قشرهای گوناگون جامعه، بخصوص جوانان و نوجوانان؛ جنبه‌های  فرهنگی و سیاسی و اجتماعی که چه بسا رابطه مستقیم با امور عبادی نداشته باشند وارد در آن می‌شوند و جایگاهی پررنگ تر و جدی تر از اصل جلوه‌ها  و جنبه‌های  عبادی به خود می‌گیرند .

به عنوان مثال دیده می‌شود بخش عمده وقت مفید معتکفان در طول این سه روز به شنیدن سخنرانی مسئولین و شخصیت‌های  سیاسی می‌گذرد وسخنرانان از فرصت استفاده کرده برخی از معضلات و مشکلات فرهنگی و اجتماعی را مطرح می‌کنند، غافل ازآنکه آنچه در این محیط خاص ودر این مدت محدود باید اثر اصلی و مهم را بر مخاطبان بگذارد، همانا خلوت با خدا و دوری از هیاهوی دنیا و رها یی از جنجال‌ها  و بگو مگوهای سیاسی و اجتماعی است ،که اگر این مهم حاصل شود، شناخت مسایل سیاسی واجتماعی برای معتکفان آسان خواهد بود .

مصداق دیگر این معضل، شکل گیری همین موضوعات و مباحث در بین خود معتکفان و طرح مشکلات و معضلات شخصی معتکفان باهم دیگر است، غافل از آنکه این مساله جدای از ورود در مشکل فقهی “جدال” و “مراء” که از آن نهی شده است[۲۳]، می‌تواند باعث غفلت از فلسفه اعتکاف وجدایی از جنبه‌های  عبادی و معنوی و توجه به روح عبودیت در فضای اعتکاف گردد که این امر از بزرگترین آسیب‌های  این فضای معنوی محسوب می‌گردد .

در مجموع توصیه می‌شود متولیان و برگزار کنندگان مراسم معنوی اعتکاف، متوجه این آسیب باشند که خدای نکرده فضای عمومی این مراسم به سمت امورحاشیه ای کشیده نشود .

ج – ادامه روال عادی زندگی

یکی دیگر از آسیب‌های  خاص عمل اعتکاف آن است که فرد در طول مدت حضور در جمع معتکفین کماکان به زندگی عادی خود ادامه داده و هیچ تغییری در روند زندگی عادی خود پدید نیاورد؛ یعنی بعضی افراد به گونه ای در اعتکاف حاضر و به اموری می‌پردازند که گویا محیط کار خود را تعویض نموده اند والا در طول این سه روز تمام فعالیت‌های  عادی روزانه خود را با اندکی تغییر انجام می‌دهند و بر این اساس محیط اعتکاف برای این افراد چیزی جز تنوع بخشی کار و زندگی عادی نیست . چنان که پیشتر گفته شد یکی از اهداف و حکمت‌های  سنت حسنه اعتکاف آن است که انسان تغییری در روال عادی زندگی دنیایی خود ایجاد کرده وغبار غفلت‌ها  و دنیازدگی‌ها  را از روح و جان خود بزداید ،اما اگر بنا باشد فرد همه تعاملات اجتماعی و کاری و اقتصادی و … خود را در طول مدت اعتکاف همچون دیگر اوقات انجام دهد، عملا نه فرصت کافی برای تمرکز بر عبادت و انجام مستحبات پیدا می‌کند و نه شرائط خلوت و انس با خدا برایش فراهم می‌شود، در نتیجه بهره کامل از این فرصت نمی برد .

البته نباید از یاد برد که اشتغال محدود به برخی کارها- در ایام اعتکاف- منعی ندارد، اما همین مسائل نیز باید به خوبی مدیریت شود و در انجام آن به ضرورت‌ها  اکتفا گردد، به عنوان مثال مطالعه درسی و اختصاص دادن بخشی از وقت شبانه روز به انجام تکالیف تحصیلی، از جانب دانش آموزان و دانش جویان منعی ندارد و چه بسا اگر جهت گیری‌ها  در این امر با توجه به فضای اعتکاف به سمت نیت‌های  الهی هم معطوف گردد، مطلوب هم می‌باشد، اما در عین حال باید توجه داشت که تمرکز در این امور نباید به عنوان کار اصلی قرار بگیرد و امور مشخص، مانند تلاوت قرآن وانجام نمازهای مستحب و خلوت با خدا و تفکر در امور الهی به حاشیه کشانده شود .

به علاوه افرادی که درگیر اشتغالات گوناگون هستند ،مانند مسئولین مملکتی بیش از هر فرد دیگری نیازمند بهره گیری از بستر اعتکاف برای حفظ انگیزه و نیروی جسمی و روحی خود جهت ادامه خدمت هستند، لذا بهترین گزینه برای این بزرگواران آن است که با برنامه ریزی‌های ‌های قبلی و سپردن بخشی ازوظایف به دیگران، توفیق حضور در فضای معنوی اعتکاف را از دست ندهند،زیرا که این فرصت‌ها  کمتر به وجود می‌آید.

د – آسیب‌های  رسانه ای

یکی از جدی ترین آسیب‌هائی -که بخصوص در این سال‌های  اخیر- اعتکاف و معتکفین را تهدید می‌کند، آفاتی است که از جانب ابزارهای گوناگون رسانه ای متوجه افراد معتکف و محیط اعتکاف است؛ در گذشته، حضور فرد در فضای مسجد به نیت اعتکاف یعنی دل بریدن از خانه و محیط کار و دل کندن از تعلقات برای فرد معتکف ایجاد می‌شد و او را آماده یک تجربه نورانی و سفری معنوی می‌کرد، حتی در همین چند سال پیش که ابزارهایی نظیر موبایل و تبلت و امکانات اتصال به شبکه اینترنت تا این حد شیوع نداشت ،همچنان قرار گرفتن در محیط اعتکاف مساوی بود با رها کردن ارتباطات و اشتغالات گوناگون و حتی جدا شدن ازتفریحات معمول و متداول مانند تماشای تلویزیون و وقت گذاشتن برای مطالعه رسانه‌های  گوناگون و یا بازی‌های  رایانه ای و … .

اما امروزه به مدد این رسانه‌های  نوین، فرد معتکف می‌تواند با افراد ارتباط صوتی و حتی تصویری برقرار کرده و از طریق نرم افزارهای گوناگون،مانند تلفن همراه دیتاهای متنی و یا صوتی و تصویری را دریافت نماید و با طیف گسترده مخاطبان در شبکه‌های  اجتماعی ارتباط خود را ادامه دهد؛ همچنین از طریق ابزارهای ساده و فراگیر اتصال به اینترنت، امکان دریافت تمام برنامه‌های  تلویزیونی و یا ارتباط با سایت‌های  گوناگون را -در طول ایام اعتکاف برای خود- فراهم آورد . بدیهی است که این امور هرچند ممکن است در حوزه رفتارهای نامشروع قرار نگیرند، اما در ایام اعتکاف، توجه به این امور از آسیب‌های  جدی بهره برداری معنوی و رسیدن به اهداف مطلوب شارع مقدس محسوب می‌گردد .

از طرف دیگر بر کسی پوشیده نیست که مساله ابزارهایی نظیر تلفن همراه و رایانه و تبلت و … امروزه یکی از مهترین ابزارهای ظهور و بروز تجمل گرایی و اسراف و تبذیر هم شده اند و خرید و فروش و تعویض این وسائل در بسیاری از موارد نه به جهت نیاز و ضرورت که به هدف چشم و هم چشمی و جا نماندن از جو روانی و جایگاه اجتماعی خرید بهترین و جدیدترین ابزارها در این عرصه است و در نهایت چیزی جز حس دنیا دوستی و تعلق به مادیات را برای انسان به دنبال نخواهد داشت و بدیهی است که این امر همواره مطرود است و به طور خاص در مکانی دینی مانند مسجد و در فضایی روحانی و معنوی مانند فضای اعتکاف دارای مذمت بیشتری است .

اما نکته تاسف برانگیزتر این است که مشاهده می‌شود این قبیل ابزارها زمینه آلوده شدن افراد به امور خلاف شرع و گناه آلود را نیز فراهم می‌آورند و در بستر نورانی اعتکاف، فرد معتکف یا مرتبطین با وی را مبتلا به برخی گناهان مانند شنیدن موسیقی‌های  نامشروع ویا مشاهده تصاویر و فیلم‌ها  و کلیپ‌های  نامناسب می‌نماید که این آسیب‌ها  به دلیل فراگیری امکانات رسانه ای مانند موبایل بسیار زمینه نفوذ و تخریب در حالات روحی ومعنوی جمع کثیری از معتکفان را دارد .

در واقع فرد معتکف باید با توجه به حالات و روحیات خود پیش از آغاز اعتکاف به این جمع بندی برسد که وجود این ابزارهای همراه علی رغم همه فوائد و خدماتی که می‌تواند به دنبال داشته باشد تا چه حد می‌تواند بستر دور شدن از اهداف و اغراض اعتکاف را فراهم نماید و اگر در نهایت خطر مفاسد آن بیشتر از ضرورت مصالح و فوائد تشخیص داده شد، همان بهتر که معتکف در این ایام محدود خود را از قید و بند این تعلقات و تجملات برهاند و سبک بار تر و آسوده تر در این فضای نورانی حاضر گردد .

تقریبا می‌توان یقین داشت که اکثریت افراد اگر سه روز تلفن همراه را در کنار خود نداشته باشند و یا هیچ برنامه تلویزیونی را ندیده و یا به نامه‌های  الکترونیکی خود را چک نکنند و همچنین به هیچ سایت خبری و تحلیلی سری نزنند هیچ اتفاق ناگواری برایشان پیش نمی آید، پس چه بهتر که انسان در این ایام کوتاه توفیق حضور در اعتکاف، خود را از این دلمشغولی‌ها  برهاند و یا بدون تلفن همراه و رایانه در اعتکاف حاضر شود و یا لااقل تلفن خود را تنها در یک ساعت از شبانه روز روشن کرده و به خانواده خود هم اطلاع دهد تا برای کارهای ضروری تنها در همین وقت کوتاه تماس برقرار نمایند .

ه – سبک زندگی غیر اسلامی

یکی از آسیب‌هایی که همواره تهدیدی برای جوامع دینی و به طور خاص جامعه اسلامی محسوب شده و در سال‌های  اخیر به شکلی جدی تر و به شکل یک هجمه خصمانه از طرف دشمنان اسلام به جامعه ما وارد شده، مساله گرایش به سبک زندگی غربی و دوری از سبک زندگی مومنانه ایرانی و اسلامی است .

این خطر بزرگ فرهنگی و اجتماعی از جدی ترین دغدغه‌هایی است که باید از جانب متولیان امور دینی و فرهنگی کشور مورد توجه قرار گرفته و برای رهائی از این آسیب یعنی تهی شدن جامعه و بخصوص نسل‌های  جدید از باورها و آداب و سلوک زندگی سنتی و گرایش به زندگی با سبک و سیاق غربی تدابیر مهم و جدی اندیشیده شود، اما به طور خاص دیده می‌شود که این آسیب در سنت حسنه اعتکاف به نوعی ظهور و بروز می‌یابد و خودنمائی می‌کند .

دلیل این امر آن است که در بستر اعتکاف توده ای از افراد از نسل‌ها  و گرایشات گوناگون فکری و شغلی و از بسترهای مختلف فرهنگی و اجتماعی به ناگاه خود را در کنار هم می‌یابند که با هدفی مشترک لااقل سه روز را به عبادت و بندگی خداوند مشغول می‌شوند، اما در عین حال معتکفین سه روز را نیز در کنار هم زندگی می‌کنند و سبک زندگی خصوصی هر فرد و هر طیف و گرایشی به نوعی در فضای عمومی بروز پیدا می‌کند .

در واقع هرچند در چنین محیطی افراد سعی می‌کنند شاخصه‌های  کلی محیط عمومی و اقتضائات فضای معنوی مسجد و حضور دیگر مومنان از سنین مختلف را رعایت کنند، اما ناخواسته برخی از رفتارها و عادت‌ها  نمود بیرونی پیدا می‌کند و تا حدی سبک زندگی افراد مختلف برای دیگران نمود می‌یابد .

به عنوان مثال شاید به طور طبیعی ممکن نباشد که یک فرد بازاری پا به سن گذاشته بتواند از سبک زندگی خصوصی یک دانشجو و اموری مانند نحوه پوشش و غذا خوردن و خواب و یا نوع گفتگو با دوستان و  بستگان او از نزدیک اطلاع بیابد و همچنین ممکن نیست که یک دانشجو بتواند از همین امور در زندگی یک روحانی مطلع گردد، اما همه این‌ها  در محیط اعتکاف ظهور و بروز پیدا می‌کند و به همین جهت خطر بروز برخی از آسیب‌ها  خودنمائی می‌کند .

به عبارت روشن تر در این وضعیت خاص و با توجه به جو غالب حضور جوانان در محیط اعتکاف ممکن است برخی عادات شخصی مانند بدپوششی‌ها  و در محیط اعتکاف شکل همگانی به خود بگیرد و به نوعی رفتار نادرست در محیط خانه و یا خوابگاه دانشجویی، در فضای معنوی اعتکاف نیز علنی شود و موجب آسیب‌هایی برای دیگران شود؛ گاهی دیده می‌شود جوانی که عادت دارد در اتاق خود با لباسی بسیار راحت حضور داشته باشد و احیانا اگر در خوابگاه خود نیز همین نوع پوشش مورد اعتراض کسی قرار نمی گیرد، محیط اعتکاف را نیز همین گونه فرض کرده تمایل دارد با همان لباس در برخی ساعات استراحت معتکفین به سر ببرد، غافل از آن که این امر می‌تواند موجب اسیب‌ها  و لطماتی برای دیگران گردد و به مرور زمان این رفتارها جنبه عمومی پیدا کند و فضای معنوی و روحانی اعتکاف را دستخوش صحنه‌هایی ناخوشایند نماید .

در خصوص مقابله با این قبیل آسیب‌ها  بیشترین مسئولیت متوجه متولیان برگزاری مراسم اعتکاف است که باید تلاش کنند از ابتدا با اندیشیدن تمهیدات مناسب و با ارائه تذکرات و توصیه‌های  لازم مانع بروز این قبیل آسیب‌ها  گردند و در کنار این وظیفه مهم، تکلیف همیشگی مومنین و متدینین آگاه از سبک و سیاق زندگی مومنانه در قالب امر به معروف یا ارشاد جاهل به جای خود باقی است تا در قالب توصیه‌های  محترمانه و تبیین دقیق رویکرد صحیح زندگی اسلامی از این بستر اسیب زا، فرصتی استثنائی برای انتقال معارف صحیح دینی و آموزه‌های  دقیق سبک زندگی اسلامی را به نسل‌های  نو منتقل نمایند .

مجریان اعتکاف و آسیب‌های  احتمالی

هرچند اعتکاف عملی فردی بوده و برای انجام آن نیاز به اجتماع افراد متعدد نیست، اما به دلایل گوناگون در این زمان سنت اعتکاف به صورت جمعی و به طور خاص در ایام البیض ماه رجب انجام می‌پذیرد که کثرت مراجعان و علاقه مندان و نیاز به فراهم نمودن شرائط و امکانات مناسب در مساجد جامع و  ضرورت هماهنگی نهادها و ارگان‌ها  را در برگزاری هرچه بهتر این مراسم، سنت حسنه اعتکاف تبدیل به عملی جمعی و نیازمند مجموعه‌های  برگزار کننده شده است .

در این میان میزان ورود نهادها و ارگان‌های  دولتی معمولا در حد امور عام مانند هماهنگی‌های  لازم و ارائه سیاست‌های  کلی و توصیه‌های  کلان است، اما مسئولیت اصلی در اداره و برگزاری مراسم اعتکاف بر دوش هیئت امنا و متولیان مساجد در سراسر کشور است که همین امر می‌تواند بستر ساز برخی آسیب‌ها  باشد،  یعنی مهمترین خطری که در این خصوص قابل ذکر است “مد نظر قرار گرفتن اهداف غیر الهی” است، یعنی گاهی دیده می‌شود تلاش مجریان در برگزاری این مراسم نتیجه چشم و هم چشمی‌ها  و رقابت با دیگر مساجد و مراکز بوده یا مطالبه موقعیت‌های  اجتماعی یا امکانات دولتی و اغراض سیاسی و مانند آن بخشی از اهداف برگزار کنندگان را به خود اختصاص می‌دهد .

بدیهی است که این امور بیش از هر چیز می‌تواند به روح عمل اعتکاف و معنویت و اثر بخشی درونی آن لطمه زده و از برکات آن بکاهد .

به علاوه گاهی برخی سهل انگاری‌ها  مشاهده می‌شود که در مراحل ثبت نام و پذیرش معتکفان نیز حق تقدم رعایت نشده و برخی افراد به مجرد رفقت‌ها  و یا حضور مستمر در این مسجد و … جایگزین افراد دیگر می‌شوند که این آسیب هم می‌تواند تمامی آثار و برکات اعتکاف را نابود کرده و به علاوه گناه نادیده گرفتن حق الناس را به دنبال داشته باشد.


* پژوهشگر حوزه علمیه.

[۱]. بقره، آیه ۱۲۵.

[۲]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، جامعه مدرسین قم، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص ۱۸۴.

[۳]. اعراف، آیه ۱۶- ۱۷.

[۴]. نساء، آیه ۱۱۹.

[۵]. بقره، آیه ۷۵.

[۶]. بقره، آیه ۱۵۹.

[۷]. حر عاملی، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۰۱.

[۸]. مجموعه آثار، ج ۱۹، ص۵۷۵.

[۹].علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ ه ق ، ج ۱۴، ص ۲۷۷.

[۱۰]. ” إِنَّ جَمَاعَهً مِنَ الصَّحَابَهِ کَانُوا حَرَّمُوا عَلَى أَنْفُسِهِمُ النِّسَاءَ وَ الْإِفْطَارَ بِالنَّهَارِ وَ النَّوْمَ بِاللَّیْلِ فَأَخْبَرَتْ أُمُّ سَلَمَهَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَخَرَجَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَ تَرْغَبُونَ عَنِ النِّسَاءِ إِنِّی آتِی النِّسَاءَ وَ آکُلُ بِالنَّهَارِ وَ أَنَامُ بِاللَّیْلِ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی” شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، نشر موسسه آل البیت، قم ۱۴۰۹ق، ج۲۰، ص۲۱.

[۱۱]. نهج البلاغه، حکمت ۳۹۰.

[۱۲]. ” سَأَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقِیلَ لَهُ أَصَابَتْهُ الْحَاجَهُ قَالَ فَمَا یَصْنَعُ الْیَوْمَ قِیلَ فِی الْبَیْتِ یَعْبُدُ رَبَّهُ قَالَ فَمِنْ أَیْنَ قُوتُهُ قِیلَ مِنْ عِنْدِ بَعْضِ إِخْوَانِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ اللَّهِ لَلَّذِی یَقُوتُهُ أَشَدُّ عِبَادَهً مِنْه ” ؛ ثقه الاسلام کلینى، الکافی، دار الکتب الإسلامیه تهران، ۱۳۶۵ش، ج۵، ص۷۸.

[۱۳]. کافی، ج۴، ص۱۲.

[۱۴]. ” کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ} إِذَا أَصْبَحَ خَرَجَ غَادِیاً فِی طَلَبِ الرِّزْقِ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَیْنَ تَذْهَبُ فَقَالَ أَتَصَدَّقُ لِعِیَالِی قِیلَ لَهُ أَ تَتَصَدَّقُ قَالَ مَنْ طَلَبَ الْحَلَالَ فَهُوَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ صَدَقَهٌ عَلَیْه‏ ” ؛همان

[۱۵]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۱۸۴.

[۱۶]. اصول کافی، ج۴، ص۱۷۸.

[۱۷]. همان.

[۱۸]. شیخ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۵۸؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۷۴، ص۱۴۵.

[۱۹] . کافی، ج۲، ص۱۰۵.

[۲۰]. غرر الحکم، ح۱۱۰۸۰.

[۲۱]. شهید مطهرى، مجموعه ‏آثار، ج‏۲۲، ص ۶۴۳-۶۴۴.

[۲۲]. ملا مهدی نراقی، جامع السعادات، ج ۲، ص۴۰۷.

[۲۳]. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]، ج۱، ص ۵۶۸.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.