اعتکاف
وب سایت اعتکاف، پویشی در مسیر گسترش معنویت

احسان و نیکی

۳۴

احسان ، نیکی

رسول خدا (ص) :

۱. مبادا آثار نیکان در تو نمودار باشد و نیک نباشی که در اینصورت با ریاکاران محشور خواهی شد. (نهج الفصاحه ، حدیث ۹۲)

۲. اگر همسایگانت تو را نیکوکار دانستند نیکوکاری و اگر همسایگانت تو را بدکار شمردند , بدکاری. (نهج الفصاحه ، حدیث ۱۳۳)

۳. وقتی حکم می کنید به عدل رفتار کنید و وقتی سخن می گویید نیک گویید زیرا خدا نیک است و نیکوکاران را دوست دارد.
(نهج الفصاحه ، حدیث ۲۰۰)

۴. بهترین صدقه زبان , شفاعتی است که بوسیله آن اسیر را آزاد سازی و از ریختن خون او جلوگیری کنی و نیکی و احسان را به سوی برادر خویش بکشانی و بدی را از او دفع کنی. (نهج الفصاحه ، حدیث ۴۰۲) ۵. نیکی آن است که خدا را چنان پرستش کنی که گویی او را می بینی اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند. (نهج الفصاحه ، حدیث ۱۰۴۹)

۶. لباس , غنا (دارایی) را نمایان می کند و روغن خوشبو فقر را می برد و نیکی با مملوک مایه سرشکستگی دشمن می شود.
(نهج الفصاحه ، حدیث ۲۴۲۳)

۷. خدا نیکوکار است ؛ شما نیز نیکویی کنید. (نهج الفصاحه ، حدیث ۷۳۱)

امام علی (ع) :

۱. احسان سبب دوستى و محبت است. (غررالحکم ، باب احسان)

۲. احسان غنیمتى است. (و سودى است بى ‏ضرر) (غررالحکم ، باب احسان)

۳. انسان نیکو کار ، یارى و کمک شده است و بد کار خوار و پست. (غررالحکم ، باب احسان)

۴. انسان بنده احسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

۵. احسان سر چشمه فضل و برترى است. (غررالحکم ، باب احسان)

۶. احسان ، مردمان را به بندگى آرد. (غررالحکم ، باب احسان)

۷. احسان و نیکو کارى بدى را محو مى ‏سازد. (غررالحکم ، باب احسان)

۸. فضیلت و برترى با احسان و نیکو کارى‏ است. (غررالحکم ، باب احسان)

۹. کریم آن کسى است که آغاز به احسان کند (نه این که احسان دیگرى را به احسان پاداش دهد) (غررالحکم ، باب احسان)

(غررالحکم ، باب احسان)۱۰. احسان به بندگى در آورد انسان را.

۱۱. احسان ، اندوخته و ذخیره ‏اى است ، که شخص کریم او را حیازت کند و به دست آورد. (غررالحکم ، باب احسان)

۱۲. پاداش دادن احسان را به بدى ، کفران و ناسپاسى است. (غررالحکم ، باب احسان)

۱۳. بهترین فضیلت ‏ها احسان به کسى است که (نسبت به شما) بدى کرده. (غررالحکم ، باب احسان)

۱۴. احسان به شخص بد کار ، دشمن (و دشمنى) را اصلاح کند. (غررالحکم ، باب احسان)

۱۵. انسان نیکو کار زنده است و گر چه به گورستان منتقل گشته و از این جهان رفته باشد. (غررالحکم ، باب احسان)

۱۶. نیکو کار کسى است که احسانش فرا گیر باشد و به همه مردم احسان کند. (نه به گروه خاص و روى غرض و هدف مخصوصى)
(غررالحکم ، باب احسان)

۱۷. به دنبال آوردن احسان را به احسان دیگرى (پى در پى احسان کردن) از کمال جود و بخشندگى است. (غررالحکم ، باب احسان)

۱۸. نیکى کردن ، سرشت و غریزه نیکان است و بدى کردن سرشت بد کاران. (غررالحکم ، باب احسان)

۱۹. نیکى کن و دیگران را برده گیر. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۰. نیکى کن و سپاس مردم را بر گیر. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۱. نیکى کن به کسى که مالک او هستى تا نیکى کند به تو آن کس که مالک تو است. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۲. قرار ده پاداش نعمتى را که خدا به تو داده ، احسان به کسى که به تو بدى کرده است. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۳. احسان کن بر هر که خواهى و امیر و فرمانرواى او باش. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۴. احسان کن تا به تو احسان کنند. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۵. به شخص بد کار نیکى کن و اختیار او را در دست گیر. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۶. به کسى که به تو بدى کرده نیکى کن و از کسى که بر تو جنایتى کرده در گذر. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۷. کارهاى نیکوکارانه را غنیمت شمار و عهد و پیمان هاى برادران دینى را رعایت کن. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۸. برترین ایمان (یعنى عمل از روى ایمان) احسان و نیکو کارى است. (غررالحکم ، باب احسان)

۲۹. برترین گنج ها آزاد مردى است که (در اثر احسان دوست شما شده و) اندوخته و ذخیره ‏اى (براى شما) باشد. (غررالحکم ، باب احسان)

۳۰. به راستى که مؤمنان نیکوکارانند. (یعنى یکى از نشانه‏ هاى ایمان نیکوکارى است.) (غررالحکم ، باب احسان)

۳۱. شایسته‏ ترین مردم به احسان کردن (به دیگران) کسى است که خداى تعالى به او احسان کرده و دست هاى او را به توانایى گشوده. (و او را در مال و ثروت توسعه داده است) (غررالحکم ، باب احسان)

۳۲. به راستى که نیکى کردن و احسان تو به کسانى که با تو نیرنگ زنند و نسبت به تو حسد ورزند ، بیشتر آنان را خشمگین کند از مشاهده کارهاى بدى که در برابر عمل خود از تو ببینند و از این گذشته احسان تو ایشان را به صلاح نیز دعوت کند. (و سبب اصلاح آنان گردد)
(غررالحکم ، باب احسان)

۳۳. من در احسان کردن به کسى که به او احسان نکرده ‏ام مخیّرم (و آزادم) اما نسبت به کسى که به او احسان کرده ‏ام (در ادامه آن) در گرو آن هستم که احسان به او را به اتمام رسانم ، زیرا اگر به اتمام رساندم ، آن را نگهدارى نموده ‏ام، و اگر احسان را قطع کنم آن را ضایع و تباه ساخته ‏ام و اگر تباه کنم پس چرا (از آغاز) انجام دادم. (غررالحکم ، باب احسان)

۳۴. به راستى که تو اگر احسان کنى نفس خود را گرامى داشته‏ اى و در حقیقت به نفس خود احسان کرده ‏اى. (غررالحکم ، باب احسان)

۳۵. آفت (رسیدن به) قدرت احسان نکردن و منع آن است. (غررالحکم ، باب احسان)

۳۶. هر گاه بخواهى نیکی هاى تو نزد مردم بزرگ باشد ، باید آنها در چشم تو بزرگ نباشد. (غررالحکم ، باب احسان)

۳۷. به وسیله احسان به بردگى در آید انسان. (غررالحکم ، باب احسان)

۳۸. با احسان دل ها به اختیار در آید. (غررالحکم ، باب احسان)

۳۹. با احسان ، آزادگان در اختیار در آیند. (غررالحکم ، باب احسان)

۴۰. به وسیله احسان و به وسیله پوشاندن گناهان با گذشت از گنهکار ، عظمت و مجد بزرگ گردد. (غررالحکم ، باب احسان)

(غررالحکم ، باب احسان)۴۱. به وسیله احسان، مردمان به بردگى در آیند. (غررالحکم ، باب احسان)

۴۲. انکار کردن احسان، انسان را بر زشتى منّت گذاردن مى ‏خواند. (غررالحکم ، باب احسان)

۴۳. انکار کردن احسان، موجب حرمان و بى ‏بهره ماندن از آن شود. (غررالحکم ، باب احسان)

۴۴. بهترین بندگان کسى است که هر گاه کار نیکى بکند شادمان گردد و چون کار بدى انجام دهد آمرزش خواهى کند.
(غررالحکم ، باب احسان)

۴۵. اساس احسان ، احسان کردن به مؤمنان است. (غررالحکم ، باب احسان)

مطالب مرتبط

۴۶. اساس ایمان احسان کردن به مردمان است. (غررالحکم ، باب احسان)

۴۷. زکات پیروزى ، احسان و نیکو کارى است. (غررالحکم ، باب احسان)

۴۸. زیور اسلام ، انجام دادن نیکو کارى است. (غررالحکم ، باب احسان)

۴۹. وسیله و ابزار محبّت احسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

۵۰. با برادران ایمانى با احسان مصاحبت کن و گناهان و خطا کارهایشان را با گذشت و آمرزش بپوشان. (غررالحکم ، باب احسان)

۵۱. نیکوکاری ها از فضائل و برتریهاى انسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

۵۳. کار بد را با احسان پاسخ دهید. (غررالحکم ، باب احسان)

۵۴. خوشا به حال کسى که به بندگان خدا احسان کند و براى معاد خود توشه برگیرد. (غررالحکم ، باب احسان)

۵۵. ستمکارى و ظلم به احسان است که آن را در غیر جایگاه آن بنهند. (غررالحکم ، باب احسان)

۵۶. بر تو باد به احسان که برترین کشت و کار و سودمندترین سرمایه است. (غررالحکم ، باب احسان)

۵۷. بر شما باد به احسان و نیکو کارى به بندگان خدا و دادگسترى در میان شهرها تا هنگام قیام و بر پا ایستادن شاهدان (در روز قیامت) ایمن باشید. (غررالحکم ، باب احسان)

۵۸. بر شما باد به نیکو کارى و خوشرفتارى و احسان به خویشان و همسایگان که این هر دو ، عمرها را طولانى و شهرها را آباد گرداند.
(غررالحکم ، باب احسان)

۵۹. در هنگام پى در پى آمدن احسان و نیکى است که آزادگان به بردگى در آیند. (غررالحکم ، باب احسان)

۶۰. خو گرفتن به نیکو کارى ، مایه و اساس توانایى انجام کارهاست. (غررالحکم ، باب احسان)

۶۱. خوى نادانان خام و بى ‏تجربه ، بریدن و قطع مادّه‏ هاى احسان و نیکو کارى است.

۶۲. در شگفتم از کسى که برده ‏ها را با مال خود مى‏ خرد و آزاد مى‏ کند ، چگونه است که آزادگان را با احسان خود نمى ‏خرد تا برده خویش گرداند. (غررالحکم ، باب احسان)

۶۳. سر آغاز زیرکى و نجابت ، احسان به مردم است. (غررالحکم ، باب احسان)

۶۴. فضیلت و برترى انسان ، بخشش و احسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

۶۵. احسان خود را (براى فرداى قیامت) از پیش فرست تا غنیمت یابى. (غررالحکم ، باب احسان)

۶۶. هر شخص نیکوکارى ، انس و آرامش برقرار کند. (و دیگران را به خود مأنوس کند) (غررالحکم ، باب احسان)

۶۷. چه بسا انسان ها که احسانى او را به بردگى در آورده است. (غررالحکم ، باب احسان)

۶۸. ضامن دوام و بر جا ماندن توانگرى و توانمندى ، احسان پى در پى است. (غررالحکم ، باب احسان)

۶۹. کسى که به احسان تو اعتماد داشته باشد بیمناک باشد بر سلطنت تو (و در صدد استحکام آن بر آید) (غررالحکم ، باب احسان)

۷۰. کسى که به روز جزا یقین داشته باشد احسان و نیکو کارى کند. (نه ظلم و بیدادگرى) (غررالحکم ، باب احسان)

۷۱. کسى که یقین (به پاداش الهى و روز جزا) داشته باشد احسان کند. (غررالحکم ، باب احسان)

۷۲. کسى که احسان کند ستایش و ثناى مردم را به دست آورد. (غررالحکم ، باب احسان)

۷۳. کسى که احسان معهودى را که خود را بدان عادت داده قطع کند ، خداوند توانمندى موجود او را (بر احسان کردن) قطع کند.
(غررالحکم ، باب احسان)

۷۴. کسى که احسان (دیگران) را کتمان کند (و بپوشاند) به حرمان (و محرومیّت از احسان) کیفر شود. (غررالحکم ، باب احسان)

۷۵. کسى که جلوگیرى کند از احسان (و به مردم نیکى نکند) امکان و توانایى (احسان) از او گرفته شود. (غررالحکم ، باب احسان)

۷۶. هیچگاه انسان به بندگى در نیاید تا آن گاه که احسان او را فرا گیرد. (غررالحکم ، باب احسان)

۷۷. به مجد و عظمت نرسد کسى که ستایش مردم از او گذشته (و به سوى دیگران رفته) است. (غررالحکم ، باب احسان)

۷۸. اگر احسان به صورت شخصى‏ در مى ‏آمد (و مجسم مى ‏شد) او را به شکلى زیبا مشاهده مى ‏کردید که زیبایى ‏اش بر همه جهانیان فائق و برتر بود. (غررالحکم ، باب احسان)

۷۹. کسى که احسانش بسیار شد برادران ایمانى ‏اش او را دوست دارند. (غررالحکم ، باب احسان)

۸۰. کسى که احسانش بسیار شد خدمتکاران و کمک کارانش بسیار شوند. (غررالحکم ، باب احسان)

۸۱. کسى که به مردم احسان کند محبت و دوستى آنها نسبت به او پاینده خواهد بود. (غررالحکم ، باب احسان)

۸۲. کسى که احسان گذشته ‏اى که به او شده قضا کند (یعنى تلافى کند) آزادگى ‏اش کامل است. (غررالحکم ، باب احسان)

۸۳. کسى که به رعیّت خود احسان کند خداى تعالى بال رحمت خود بر او بگشاید ، و او را در مغفرت و آمرزش خویش در آورد.
(غررالحکم ، باب احسان)

۸۴. کسى که به مردم احسان کند سرانجام کارهایش نیکو شود و راه هاى آن برایش آسان گردد. (غررالحکم ، باب احسان)

۸۵. کسى که احسان کند به آنکه به او بدى کرده ، همه فضائل را برگرفته است. (غررالحکم ، باب احسان)

۸۶. کسى که احسان پى در پى کند و جنایتهاى برادران و همسایگان را تحمل کند به راستى که نیکى را به کمال رسانده است.
(غررالحکم ، باب احسان)

۸۷. از بهترین بزرگواری ها ، احسان به کسى است که به انسان بدى کرده است. (غررالحکم ، باب احسان)

۸۸. از برترین احسان ها احسان به نیکان است. (غررالحکم ، باب احسان)

۸۹. گردن ها در برابر چیزى همچون احسان فروتن و تسلیم نشده است. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۰. رفعت و بلندى مقام با احسان است. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۱. هیچ کس نزد من به وسیله ‏اى متوسّل نشده که بزرگتر باشد از توسّل جستن به نعمتى که پیشى گرفته از من به سوى او ، تا بر آن بیفزایم و همتاى آن را به دنبال آن بیاورم ، زیرا جلوگیرى کردن از دنباله ‏ها قطع کند سپاس آغازین‏ ها را. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۲. چیزى همانند احسان ، مردمان گرامى و والا مقام را به بردگى در نیاورد. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۳. نیکو توشه ‏اى است براى معاد ، احسان به بندگان خدا. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۴. نباید نیکو کار و بدکار نزد تو یکسان باشند ، که این کار سبب مى ‏شود تا نیکو کار در احسان خود بى‏ رغبت شود و بد کار در عمل بد خود شتاب بگیرد. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۵. حتما نباید برادرت در مورد بدى کردن بر تو نیرومندتر باشد از تو در مورد احسان به او. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۶. منقبتى (و چیزى که مایه فخر و مباهات باشد) بهتر از احسان نیست. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۷. برترى و فضیلتى بزرگتر از احسان نیست. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۸. هیچ گاه پى آمدهاى احسان و نیکى مورد نکوهش قرار نگیرد. (غررالحکم ، باب احسان)

۹۹. غفران و مغفرت الهى را به دست نیاورد جز آن کس که بدى را به احسان پاداش دهد. (و به جاى بدى احسان کند)
(غررالحکم ، باب احسان)

۱۰۰. رهنمون گردد به افراد نیکوکار ، آنچه که بر زبان نیکان در باره آنان جارى شود و نیز به کارهاى نیک و سیره و روش زیبا.
(غررالحکم ، باب احسان)

۱۰۱. مردمان فرزند کارهاى نیکى هستند که انجام دهند. (غررالحکم ، باب احسان)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.