اعتکاف
وب سایت اعتکاف، پویشی در مسیر گسترش معنویت

اعتکاف و عمل به وظیفه اجتماعی

۵۳

آیا اعتکاف تضادی با عمل به وظیفه ی اجتماعی دارد؟

منابع مقاله: ، ؛

مطالب مرتبط



آیا اعتکاف تضادی با عمل به وظیفه ی اجتماعی دارد ؟/یاداشتی از صادق شهبازی

پدیده مبارک اعتکاف ندای بازگشت به خدای نسل سوم انقلاب است، که پس از دامن زده شدن به آن در دانشگاه به مراکز دیگر نیز سرایت یافته است. اما لازمه­ی حفظ سرمایه­ی این سه روز تمرین بندگی، توجه به پیام­ها و درس­های اعتکاف است. وگرنه اعتکاف عملی بی­روح می­شود که به سبک شعائر سایر ملل (مثل بودیسم و برهمایی ها) سالی چند روز دوری از مسئولیت­های اجتماعی و گرسنگی و خم و راست شدن، و در بهترین حالت اندکی گریستن و بعد یک نوستالوژی غم­انگیز که کاش این روزهای خوب تمام نمی­شد و  اگر کنکور ارشد و کارآموزی و پروژه و ازدواج و کار و زندگی و… سال دیگری  اجازه بدهد احتمالاً نوستالوژی­ای برای نیمه­ی رجب هر سال!اما بازخوانی درس­های اعتکاف مسیر دیگری جلوی پای ما می­گذارد، انتخابی بین دو مسیر.

۱-خودسازی جمعی
اعتکاف با وجود آن­که  اساسا یک عمل فردی به شمار می­آید. اما همین رجوع گسترده به معنویت نسل سوم انقلاب، فضایی را برای آن ایجاد کرده که در محیطی جمعی و در کنار حضور سایرین این عمل صورت بگیرد، یعنی فردی­ترین اعمالی که شاید افضل هم پنهان کردن آن باشد. در یک محیط جمعی انجام می­گیرد، بی آن­که شائبه­ی ریا و غرور و سایر آفات اخلاقی خود را بنمایاند. مسئله­ای که یک بار دیگر و در آغاز انقلاب و در قالب دفاع مقدس و جهاد سازندگی صورت گرفته بود.  که صد البته دست تحریف کوته نظران و منحرفین از جنگ هم یک نوستالوژی حضور آدم­های خوب و کشته شدن آن­ها برای چند اردوی سیاحتی و زیارتی و برگزاری چند یادواره­ی بی­روح ساخته است! – در یک محیط عمومی مثل حسینیه حاج همت دوکوهه و یا موارد مشابه مناطق دیگر همه با هم بدون ایجاد شائبه ریا و آفات اخلاقی به خودسازی می­پردازند. و وجود این آدم­ها در کنار یک دیگر نه فضای رقابت که نوعی غبطه ایجاد می­کند که با وجود خوب­ترها به عنوان گروه مرجع در جمع بر انگیزه حرکت معنوی و ورحانی انسان افزوده می­گردد. امر به معروف و نهی از منکرهای این جمع­ها هم برسرعت اصلاح انسان می­افزاید.

هنگامی که  اسلامِ بی­توجه به اجتماع(اسلام آمریکایی!) تنها بر طبل لزوم خودسازی فردی و کناره گرفتن از اجتماع می­کوبد، اعتکاف مثل دفاع مقدس ثابت می­کند می­توان میان جمع بود و خودسازی هم کرد. می­توان جمع­ها را خود انتخاب کرد و ساخته شد و ساخت، چه این که حتی بعضی به اعتکاف می­آیند که قیافه­های­شان ساده­اندیشان را بر آن می­دارد که آنان را بیگانه ببینند.حتی استجابت دعا طبق این سخن صادق(علیه السلام) با میزان جماعت نسبت دارد: «ما من رهط اربعین رجلا اجتمعوا فدعوا الله عز و جل فی امر الا استجاب الله لهم فان لم یکونوا اربعین فاربعه یدعون الله عز و جل عشر مرات الا استجاب الله لهم فان لم یکونوا اربعه فواحد یدعوا الله اربعین مره فیستجیب الله العزیز الجبار» (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۲، ص: ۴۸۷) مهم­ترین درس این اعتکاف­ها شاید این باشد که ید الله مع الجماعه! (نهج الفصاحه، ص: ۴۵)

۲-محیط تمرین
اعتکاف محیط تمرین است، نه میدان مسابقه. میدان مسابقه جای دیگری است.میدان جامعه است و کناره گیری کوتاه برای چک کردن حرکت­های گذشته، نیروگیری برای حرکت­های آینده، و احیاناً اصلاح نقطه ضعف­ها برای آینده است. (الیوم مضمار و غدا السباق، امروز زمان آماده کردن است و فردا زمان مسابقه نهج البلاغه خطبه ۲۸) پایان اعتکاف همان نقطه ی رهایی جبهه­ است، که بعد از آن تازه با­ید به خط زد. قرار نیست همیشه معتکف و دور از جامعه عینی – که همه­شان هم آدم­ خوب­ها نیستند، –  باشیم. اما قرار است همیشه به یاد خدا باشیم.

بودند کسانی در طول تاریخ که به جای بودن در محیط جامعه، به جای مبارزه با ظلم و منکر و دادن روشنایی به جامعه با استدلال­هایی نظیر این­که ما که خودساخته نیستیم و یا وظیفه ما فقط ساختن خودمان است و یا این که ما باید اول خودمان را بسازیم و تکرار همیشگی و بی­پایان این مطلب! صحنه را به اهل منکر واگذار می­کردند! (منکر هم که می­گوِییم سریع به سراغ موی آن خواهر و آستین و چشم آن برادر نروید! بزرگ­ترین منکر وجود ظلم و  نظام­های غیر دینی رسانه­ای و سیاسی و اقتصادی و قضایی و در راس همه فرهنگی و باندهای به هم تنیده­ی قدرت و ثروت و اطلاع رسانی است! به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «گناهکار هم فقط بد حجاب نیست ؛ که بعضی فقط به مسئله بد حجابی چسبیده اند. این ، یکی از گناهان است؛ و از خیلی از گناهان کوچکتر است ، خلافهای فراوانی از طرف آدمهای لاابالی در جامعه وجود دارد ؛ خلافهای سیاسی ، خلافهای اقتصادی ، خلاف در کسب و کار ، خلاف در کار اداری ، خلاف های فرهنگی ، اینها همه خلاف است ، کسی غیبت می کند ، کسی دروغ می گوید ، کسی توطئه می کند ، کسی مسخره می کند ، کسی کم کاری می کند ، کسی ناراضی تراشی می کند ، کسی مال مردم را می دزدد ، کسی آبروی مردم را بر باد می دهد . اینها همه منکر است . در مقابل این منکرها ، عامل بازدارنده ، نهی است ؛ نهی از منکر . بگوئید «آقا نکن» ،این تکرار «نکن» ، برای طرف مقابل ، شکننده است. (۲۹/ ۰۷/ ۱۳۷۱)….تخلفها یک اندازه نیست ؛ یک نوع نیست. تخلفها ، تخلفهای فردی نیست.بالاترین تخلف‌ها، تخلف‌ها و جرایمی هستند که پایه‌های نظام را سست می‌کنند. ناامید کردن مردم، مأیوس کردن دل‌های امیدوار، کج نشان دادن راه است. گمراه کردن انسان‌های مؤمن و با اخلاص، سوء استفاده کردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامی، کمک کردن به دشمن، مخالفت کردن با احکام اسلام و پیاده شدن مقررات اسلام، تلاش برای به فساد کشاندن نسل مؤمن، منکرهای مهم هستند.(۰۷/ ۰۵/ ۱۳۷۱)…البته امر به معروف و نهی از منکر حوزه های گوناگونی دارد که باز مهمترینش حوزه مسؤلان است . یعنی شما باید ما را به معروف امر و از منکر نهی کنید . مردم باید از آن ها بخواهند . این مهمترین حوزه است» .(۲۵/ ۰۹/ ۱۳۷۹) ) حسن بصری ها و خواجه ربیع ها و بایزید بسطامی ها و… که ائمه ی ما به مقابله با اسلام اموی آن ها می پرداختند، دعوا سر حفظ هویت حقیقی دین بود که در نفی طواغیت، تجلی می یافت.

بودند حسین­هایی هم که عمیق­ترین لحظه­ها را در دعاهای عرفه­شان داشتند، مبارزه فکری و عملی و جهاد هم با منکرهای موجود در جامعه و فساد و ظلم، بودند زینب­هایی که کرامت زن را به خودسازی، عدم نمایش بر دیگران می­دیدند، اما در هنگام لزوم سیفر و سخن­ران و نماینده قیام می­شدند. یا کار حسینی می­کردند، یا کار زینبی و می­فهمیدند که اگر در صحنه­ی مبارزه­ی حق علیه باطل و آن­هم مبارزه­های اولویت­دار و نه بی­اولویت! نباشند هر کجا که باشند یزیدی­اند، چه در مجلس شراب و چه ایستاده به نماز! که به تعبیر رهبر انقلاب خیلی­ها بودند در طول تاریخ که نفهمیدند کجای اسلام دفاع کردنی­ است، هنر بزرگ شناختن صحنه­هاست!

کسانی هم بودند که سجاده­شان رو به قبله عافیت­طلبی و عزلت گزینی پهن بود. پیشانی­ها و زانوهاو دست­هاشان  هم از سجده پینه بسته بود، لباس زهد در بر می­کردند و حسین­ها و علی­ها و زینب­ها را هم نصیحت می­کردند، که شما از زهد فاصله گرفته­اید! و دیگرانی که به بهانه­ی عدم آمادگی از صحنه کناره می­گرفتند و بعدها برای شهدا و حماسه­سازان صحنه­ها حماسه­سرایی و نوحه سرایی می­کردند.

بودند بچه­هایی که در جبهه­ها و دانشگاه­ها خط مبارزه با دشمن متجاوزگر و آشوب­گر داخلی و متحجرین و واپس­گراها و غرب­زده­ها بودند و زیباترین نماز شب­ها را هم داشتند. کسانی هم بودند که پشت جبهه مشغول خودسازی! سرگرم کلاس­های ایدئولوژی مساجد و…. بودند، یا با سکوت شان راضی به ظلم ( امّه سمعت بذلک فرضیت به) و زمینه ساز آن بودند(الممهّدین لهم بالتمکین)، یا از ظلم حمایت می­کردند.(امه اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک)

بچه­هایی که هم زاهد شب بودند هم شیر روز، نه فقط لباس زهد به تن کرده بودند، و نه بی بنیه در صحنه اجتماع حاضر، که خود در مسیر هضم شوند! پیغمبر هم نبودند از روز ازل هم با بقیه فرق اساسی نداشتند! از بین آدم­ها و صحنه­ها خود را به اوج رساندند، همان­گونه که در یک اعتکاف همه گریه می­کنند، همه قرآن می­خوانند اما رشد هیچ دو نفری یک جور نیست(لیس للانسان الا ما سعی)

کسی نمی­خواهد بگوید ما باید شیر روز به همان معنای زمان جنگ باشیم، این خود انحرافی در نتیجه فرزند زمان خود نبودن است که العالم بزمانه لم تهجم علیه اللوابس! البته اگر شرایط منازعه ی نظامی حاصل شود، شاید آن تکلیف تکرار شود اما باید دیدتکلیف هرروز چیست(به تعبیر سید شهیدان اهل قلم، مپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزموده­اند و لا غیر صحرای کربلا به وسعت همه­ی تاریخ است)آن روز چیز دیگری بود و مسلمین زاهد پیرو اسلام ناب آمریکایی با آن بهانه ها میدان را خالی می­کردند و پیروان اسلام ناب تکلیف را در می­یافتند. امروز تکلیف چیز دیگری است!

۳- ما مسئولیم
مسئولیت اجتماعی نسبت به برادران دینی و تلاش برای رفع حاج ان­ها انقدر اهمیت دارد که در ده­ها حدیث این مسئله باارزش­تر از اماه اعتکاف و بعضا ۱ماه (فَقَالَ لَهُ أَمَا إِنَّهُ لَوْ أَعَانَکَ کَانَ خَیْراً لَهُ مِنِ اعْتِکَافِهِ شَهْراً  الکافی جلد ۲ ص ۱۹۸ من مشى مع أخیه فی حاجه کان کصیام شهر و اعتکافه و من مشى مع مظلوم یعینه ثبت الله قدمیه یوم تزل الأقدام‏(عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ج‏۱، ص: ۳۷۷)) و یا ۲ ماه اعتکاف و یا دو ماه اعتکاف با روزه در مسجدالحرام  (عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ سَعَى فِی حَاجَهِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ فَاجْتَهَدَ فِیهَا فَأَجْرَى اللَّهُ عَلَى یَدَیْهِ قَضَاهَا کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ حَجَّهً وَ عُمْرَهً وَ اعْتِکَافَ شَهْرَیْنِ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ صِیَامَهُمَا الْحَدِیثَ  وسائل‏ الشیعه ج : ۱۰ ص : ۵۵۵) و حتی سه سال اعتکاف و در بعض احادیث به اندازه ۷۰ هزارسال شب بیداری و روزه حساب شده­ است. کمک به مظلوم به اندازه یک ماه اعتکاف در مسجدالحرام، و یاری مسلم بیش از یک ماه روزه و اعتکاف در مسجدالحرام  ارزش می­یابد. (رسول الله ص کان یقول إن معونه المسلم خیر و أعظم أجرا من صیام شهر و اعتکافه فی المسجد الحرام‏ (الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۸، ص: ۹))

از سویی  حضور در محضر عالِم حتی نگاه به او هم سطح یک سال اعتکاف در مسجدالحرام به حساب آمده است. (و عن علی ع جلوس ساعه عند العلماء أحب إلى الله من عباده ألف سنه و النظر إلى العالم أحب إلى الله من اعتکاف سنه فی بیت الحرام- و زیاره العلماء أحب إلى الله تعالى من سبعین طوافا حول البیت و أفضل من سبعین حجه و عمره مبروره مقبوله و رفع الله تعالى له سبعین درجه و أنزل الله علیه الرحمه و شهدت له الملائکه أن الجنه وجبت له.(بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۱، ص: ۲۰۵))یعنی ارزش کار علمی به این اندازه است. البته این­ها دلیل فرار از انجام عبادت­ نباید بشود چه این که علم و معرفت به منزله ی ساقه ی درخت و عمل صالح به منزله ی میوه­های آن است. و علم بی عبادت ثمری ندارد. اما مسئله این­جاست که عادت کردن به صورت عبادات بی­عبور از آن به باطن نتیجه­ای ندارد.

و مگر در روایات نیامده که اگر یک نفر را هدایت کنی از آفتاب آسمان­ها برایت بهتر است.(قال رسول الله ص لعلی ع لأن یهدی الله على یدیک عبدا من عباده خیر لک مما طلعت علیه الشمس من مشارقها إلى مغاربها ( مصباح الشریعه، ص: ۱۹۹)) که هر کس یک نفس مرده را زنده کند انگار همه مردم را زنده کرده است(وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعا المائده ۳۲) که به دعوت خدا و رسول برای زنده کردن خود پاسخ گویید( یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُون‏(لأنفال :  ۲۴))

یا به قول امام راحل: مسلمانان نشسته­اند و تماشاگرند و بی­تفاوت! برخیزید و از اسلام …. دفاع کنید که امروز اسلام به شما محتاج است و شما در قبال خداوند مسئولید.(صحیفه امام، ج‏۱۱، ص: ۱۱۰،  ۴ آذر ۱۳۵۸)

۴-رفع بهانه ضعف
می­گویند ما ضعیفیم مشکل اینجاست که از ابتدا حد اقلی نگاه کرده­ایم امام علی (ع) می­فرمایند  صنائع المعروف تقى مصارع الهوان( غرر الحکم و درر الکلم، الفهرست‏ج‏۷، ص: ۲۴۵) وقتی شما به صحنه عمل می­آیید و کار  می­کنید به گناه نمی­رسید امام علی علیه السلام در نهج البلاغه حکمت ۳۷۵ می­فرمایند إِنَّ أَوَّلَ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَ لَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ اگر فعالیت و عمل صالح نباشد، امر به معروف از بین می­رود و اگرامر به معروف نباشد ایمان متزلزل می­شود و اگر امر به معروف و نهی از منکر نباشد مسائل وارونه می­شود. اعتکاف فرصت حل همین اشکالات است. کسی هم یک شبه آدم نمی­شود و نشده ولی باید در این میدان جهاد کرد . که  وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا (العنکبوت :  ۶۹) که راه نزدیک است. از ویزگی­های این عرصه این است که تمام ضعف­های تو را مقابل دیده ات می­آورد تا انتخاب کنی که اصلاح می­کنی یا نه! که غایت خلقت جهان پرورش انسان­هایی است که بر هر چه شک و ترس و تردید و ضعف است غلبه کنند و حسینی شوند.

می­گویند نمی­دانیم تکلیف کجاست! جبهه انقلاب خیلی گسترده­تر از این­هاست، جبهه عدالتخواهی، جبهه فرهنگی، جبهه عقیدتی، جبهه علمی، جبهه­ی سیاسی! جبهه جهان اسلام. هم این است که در صحنه باشی! تکلیف هر فرد بسته به زمان و مکانش و استعداد و توانایی و علاقه­اش متفاوت است. مهم تصمیم است و در صحنه بودن، درک جبهه­ای داتشن که حتی ظهور از دل این نگاه جمعی است که امام زمان می­فرمایند وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَهُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَهِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا فَمَا یَحْبِسُنَا عَنْهُمْ إِلَّا مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکْرَهُهُ وَ لَا نُؤْثِرُهُ مِنْهُم‏ (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۵۳، ص: ۱۷۷) اگر شیعه با اجتماع قلب­ها بر سر طاعت خدا جمع می­شد یمن مشاهده ما از آنان سلب نمی­گردید و سعادت مشاهده ما برای آنان تسریع می­شد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.