اعتکاف
وب سایت اعتکاف، پویشی در مسیر گسترش معنویت

توسعه معنویت از طریق اعتکاف

۱۱۸

توسعه معنویت از طریق اعتکاف

حجت‌الاسلام والمسلمین محمداکبریان

مقدمه

بازگشت به معنویت و معنویت گرایی به صورت یک جریان و جنبش زنده و فراگیر در حال گسترش در جهان معاصر است و به عنوان یک نیاز اساسی در زندگی دنیوی شناخته شده است.  بشرامروزه پسازوقفهاینسبتاًطولانیباردیگربهسویدینومعنویتروآوردهاست، اما به موازات این گسترش و موج ایجاد شده، با اشکال و شیوه های متفاوتی از معنویت گرایی مواجه هستیم که برخی از آنها با تعالیم معنوی اسلام فاصله بسیار دارد. این نوع معنویت گرایی که عرفان های نوظهور و عرفان های کاذب مبلغ و مروج آن هستند، صرفاً یک آرامش کاذب در انسان به وجود آورده که نه تنها انسان را به اهداف متعالی معنوی نمی رساند، بلکه انسان را از حقیقت معنویت، منبع و منشأ آن دور می سازد؛ بنابراین ضروری است که شیوه ها و راههای اصیل و واقعی تحصیل معنویت را از راههای کاذب باز شناخته و برای برآوردن نیاز اساسی خود از راه صحیح و منبع و سرچشمه مطمئن اقدام نماییم.

بهترین راه برای کسب معنویت دل سپردن به پیام وحی است؛ زیرا خداوند آفریننده انسان بوده و به نیازهای اساسی و معنوی انسان آگاه تر است و همان گونه که برای نیازهای مادی زندگی، پاسخ مناسب داده و امکانات لازم را فراهم آورده است، برای تحصیل معنویت و برآوردن نیازهای معنوی انسان ها نیز برنامه هایی مقرر نموده است؛ بنابراین باید راه صحیح کسب معرفت را از طریق وحی الهی و تعالیم پیامبران الهی و به خصوص تعالیم آخرین پیامبر خداوند که در دین اسلام آمده است، جستجو نماییم.

معنویت در اسلام بر اساس عبودیت و اطاعت از خداوند بنیان نهاده شده است؛ عباداتی که در دین اسلام مقرر شده، همان برنامه هایی است که انسان را به معنویت حقیقی رهنمون می سازد و اعتکاف به جهت ابعاد مختلف عبادی که در آن است، از جنبه ها و ابعاد مختلف موجب تقویت روح معنوی در انسان و توسعه آن می شود و به همین خاطر مورد توجه ویژه در اسلام قرار گرفته است. اگر چه این عمل در آئین های پیش از اسلام بوده و مورد توجه و عنایت پیامبران بزرگ الهی بوده است، اما عنایت ویژه در اسلام و وضع احکام خاصی برای آن، جایگاه برجسته‌ای به داده است.

از آنجا که اعتکاف مجموعه ای از اعمال عبادی را در دل خود جای داده است، مجموعه ای از ره آورهای معنوی را نیز برای انسان به ارمغان دارد. برای تأثیر اعتکاف در توسعه معنوی ابتدا لازم است که امور معنوی و شاخص های معنویت را بشناسیم تا با شناسایی آنها بدانیم که با تحصیل چه اموری می توان به توسعه معنوی در افراد و جامعه انسانی دست یافت، یا بر آن افزود. ابتدا به شناسایی مفهوم اعتکاف می پردازیم و سپس با شناخت شاخص های معنوی به نقش اعتکاف در گسترش و توسعه معنویت اشاره خواهیم کرد.

تعریف اعتکاف

کلمه اعتکاف ازریشه عکف است. در لغت به معنای التزام به یک مکان و اقامت در آن، یا به معنای حبس خود در یک مکان است[۱]هم چنین به معنای روی آوردن و ملازمت با چیزی، همراه با تعظیم آن[۲] آمده است. در اصطلاح دینی به معنای ملازمت و حضور در مسجد است[۳] و برخی به جای مسجد از درنگ طولانی در مکان مخصوص برای عبادت سخن گفته اند[۴] در عین حال در ادامه آن یا در بیان احکام اعتکاف، مقصود از مکان خاص را همان مسجد ذکر کرده اند.

امام خمینی (ره) درتعریف اعتکاف می فرمایند: اعتکاف، ماندن در مسجد به نیت عبادت است و قصدعبادت دیگر در آن معتبر نیست. اگرچه احتیاط مستحب نیت عبادتی دیگر در کنار اصل ماندن است.[۵] البته گر چه نیت عبادت دیگر، در ماهیت اعتکاف نیست، اما شرط لازم اعتکاف، همراه بودن با عبادات خاصی است؛ به همین خاطر همراه با ماندن در مسجد ، عبادتی مانند روزه نیز به اجماع فقهای شیعه از واجبات اعتکاف ذکر شده است.[۶]

شاخص‌های معنویت

 هنگامی که سخن از معنویت به میان می آید، همان گونه که معنا و مفهومی از آن به ذهن وارد می شود، اموری نیز به عنوان، امور و شاخص های معنوی به ذهن متبادر می شود. این امور شامل اعتقادات، اخلاقیات و تکالیف دینی می شود. مهم ترین منابع برای شناخت مسایل دینی اسلام، آیات و روایات دینی است. هنگامی که به آیات قرآن و روایات دینی مراجعه می کنیم، با انبوهی از آیات و روایات در این زمینه مواجه می شویم که بر شمار و استقصای آن را دشوار ساخته و جمع آوری و تبیین آنها را از حد یک مقاله فزون می سازد. ضمن آنکه باید بدنبال شاخصه های خاصی از معنویت باشیم که اعتکاف می تواند در آنها نقش داشته و به تحصیل یا توسعه آنها بینجامد. بنابراین لازم است که در متون دینی اسلام و آیات و روایات به سراغ همان شاخص های خاص رفته و پس از بررسی آنها نقش و تأثیر اعتکاف را در آنها مورد بررسی قرار دهیم. بدیهی است که بررسی نقش اعتکاف در توسعه معنویت نیز می تواند ما را به راههای توسعه معنویت از طریق اعتکاف رهنمون سازد.

آنچه در موارد ذیل به عنوان شاخصه های معنوی در عمل اعتکاف بیان شده، مهم ترین آنها بوده و به صورت استقصاء به دست آمده و به معنای حصر عقلی یا دینی نیست.

۱. تقویتروحیهبندگیانسان

از مهم ترین اهداف تشریع عبادات در دین اسلام، بلکه اصلی ترین آن، ایجاد روح تعبد در انسان و تقویت آن است. تعبد در تمام عبادات، رکن اساسی است و به همین خاطر، نیت تقرب به خداوند در هر عبادتی شرط لازم و ضروری است. راوی از امام صادق} در مورد ماهیت عبادت سوال می کند و امام در پاسخ می فرماید: عبادت، نیت درست و نیکو داشتن در اطاعت است[۷] و این همان معنای تعبد است. در واقع عبادت و تعبد هر دو از یک ریشه‌اند؛ بنابراین عبادتی نمی تواند فرض شود که در آن تعبد نباشد. نیت تقرب و تعبد، روح عبادات و اعمال عبادی پیکره آن است و هیچ عبادتی از تعبد خالی نیست و اعتکاف نیز از آن جهت که نوعی عبادت، بلکه مجموعه ای از عبادات است، باید با نیت تقرب انجام گیرد و تعبد و تسلیم روح این پیکره است.

انسان از زمانی که قصد اعتکاف می کند و سپس به سوی رفتن به مسجد قدم بر می دارد و در تمام ایام اعتکاف به اعمال عبادی اشتغال دارد، با روح تعبد و اطاعت و بندگی همراه است. اعتکاف یک عمل مستحب است ـ البته در برخی موارد واجب و الزامی است ـ‌ ؛ بنابراین صرفاً با نیت تقرب و تسلیم انجام می‌گیرد. ویژگی هایی در اعتکاف وجود دارد که آن را از سایر عبادات مستحبی ممتاز و متمایز می سازد، ویژگی های چون فاصله گرفتن از زندگی روزمره، کنار گذاشتن امور و فعالیت های عادی زندگی، گوشه نشینی در یک مکان و جدایی از خانواده. این ویژگی ها ، موجب تقویت هر چه بیشتر روح تعبد در انسان می شود.

۲. فرصت خودشناسی و دوری از غفلت

یکی از مشکلات جهان معاصر که زاییده زندگی ماشینی عصر مدرن است، اشتغالات فکری و عملی بسیار در زندگی و روزمرگی انسان است؛ بسیاری از انسان ها همانند ماشین هایی که از قبل ساخته شده و تنظیم شده اند، به کارهایی از پیش تعیین شده مشغول هستند.

انسانی که دچار روزمرگی در زندگی شده، از شخصیت حقیقی خود به تدریج فاصله می گیرد، یا اینکه شخصیت و حقیقت اصلی خود را میان جمع و جمعیت تحصیل می کند. این یک نوع شخصیتساختگی بوده و شخصیت حقیقی انسان در آن گم می شود و انسان از خود بیگانه می شود. این همان درد غفلت است؛ غافل شدن از حقیقت وجود و هستی خود. غفلت از خویشتن، انسان را از مسیر اصلی زندگی و هدف آن دور می سازد. بر تمام فعالیت های انسان سایه افکنده و انسان را به بیراهه کشانده و از خداوند دور می سازد. «بر قلب، چشم و گوش انسان مهری نهاده شده و از درک حقیقت دور می ماند».[۸]

تنها راه برون رفت از چنین حالتی، بازیابی خویشتن است و همان گونه که در روایات نیز آمده است: «بهترین و پرسودترین شناخت ها نیز شناخت خویشتن است»[۹] و این زمانی تحقق می یابد که با خود خلوت کند و در خود اندیشه نماید و برای این کار باید به خود فرصت کافی برای اندیشیدن دهد؛ فرصتی که او را از زندگی روزمره زندگی جدا کرده و خلوتی برای او فراهم کند.

انسان معتکف با خلوتی که برای خود فراهم آورده و با فرصت شناخت از خود که از طریق اعتکاف به دست آورده است پس از شناخت نیازهای معنوی خود، بی تردید بدنبال راههای برآوردن آن نیازها خواهد بود و فعالیت های روزمره زندگی او را از نیازهای معنوی و برآوردن آنها غافل نخواهد کرد و سرانجام به آنجا خواهد رسید که خداوند در حق شان فرموده است.«رِجَالٌلَاتُلْهِیهِمْتِجَارَهٌوَلَابَیْعٌعَنْذِکْرِاللَّهِوَإِقَامِالصَّلَاهِوَإِیتَاءِالزَّکَاهِ» مردانی که داد و ستد و تجارت، آنان را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و بخشش زکات باز نمی دارد. [۱۰]

اعتکاف و خلوت برای آن صورت می گیرد که آدمی بتواند خود واقعی اش را از «خودهای» ساختگی و کاذب تشخیص دهد و تمام تلاش های خود را محور «خوداصیل»اش صورت دهد. لازم است مدتی را در گوشه نشینی و دوری از جمعیت بسر برد تا اولاً شناخت درستی از خودش بدست آورد؛ ثانیاً به توانایی ها و کاستی و ناتوانی های خود پی ببرد. چه آنکه آدمیان تنها جایی که می توانند به این اهداف برسند، تنهایی است. زیرا بسیاری از عوامل و محرکاتی که باعث ظهور برخی از افعال و یا عکس العمل های مصنوعی می شود، در تنهایی تأثیر ندارند. در آنجا است که انسان می تواند زندگی حقیقی را تجربه کند و یافته های خود را به جان و روح خود مرتبط سازد و بدان نسبت دهد و می تواند مدعی توانایی هایی شود که در گوشه عزلت، آنها را کسب می کند. کسانی که توانایی زندگی در عزلت را به دست می آورند، به یقین به مراحلی از کمال دست یافته اند. از همین جاست که در میان پیامبران و اولیای خدا کسی را نمی توان سراغ گرفت که مدتی از عمر خود را در گوشه خلوت سپری نکرده باشد.[۱۱] پیامبر اسلام سرحلقه تمام انبیاء و اولیاء، نمونه بارزی برای این مدعا است. البته نباید فراموش کرد که این امر با برگزاری اعتکاف به صورت جمعی منافات تدارد، زیرا در اعتکاف جمعی نیز می‌توان به خودشناسی پرداخت.

۳. اعتکاف راهی برای خداشناسی

خلوت کردن با خود که از نتایج آن شناخت خویشتن است، هم چنین راهی برای شناخت بهتر خالق و معبود است. اعتکاف از راههای متعددی می تواند به شناخت بیشتر خالق و معبود رهنمون شود. از تفکر و اندیشه در آیات الهی که از خلوت و فرصت اعتکاف حاصل می شود، تا تصفیه درون برای دریافت و درک هر چه بیشتر انوار الهی، راههایی است که ما را به شناخت بیشتر معبودمان هدایت می کند، اما راه خودشناسی نیز که در اینجا مورد توجه قرار گرفته، بی تردید یکی از موثرترین راههای خداشناسی است و اعتکاف نیز با بیانی که گذشت، راهی برای خودشناسی است.

راه خداشناسی از طریق خداشناسی هم در آیات قرآن مورد تأیید قرار گرفته و هم روایات اسلامی به آن اشاره شده است. خداوند در آیات قرآن، ما را به تفکر در آفاق و در جان خود فرا خوانده است تا حقیقت بر ما آشکار شود.[۱۲] و بی تردید بالاترین و برترین حقیقت، وجود حق تعالی است که برای شناخت آن، به تفکر در جان خود فراخوانده شدیم. روایات متعددی نیز با بیان مختلف ما را به همین معنا رهنمون می شود. رسول مکرم اسلام, فرمود: «اعرفکم بنفسه، اعرفکم بربه»[۱۳] شناخت هر چه بیشترتان به خود، شناخت بیشترتان به پروردگار است. و نیز آن حضرت فرمود: آنکه خود را شناخت، خدایش را نیز شناخته است.[۱۴]

اعتکاف در یک مکان به دور از لذت ها و دل مشغولی های دنیوی، فکر و اندیشه انسان را همان گونه که از اشتغال فکری به امور دنیوی به سوی توجه به جان و خودشناسی منصرف می کند، انسان را به سوی توجه به معبود و اندیشه در آفریدگار جان و جان جانان نیز سوق می دهد. از شناخت بیشتر خود، به شناخت بیشتر معبود و خالق خود می رسد و از اندیشه در آفاق به آفریدگار آفاق راه می یابد.

۴. خلوت کردن با خداوند

هسته مرکزی اعتکاف و مهم ترین هدف آن، خلوت کرن انسان با خدا است و هیچ چیز نمی تواند و نباید این هدف را در اعتکاف تهدید یا تحدید نماید، همان گونه که در پیامی از رهبر انقلاب بر این مسئله تأکید شده که: «برنامه‌هایجنبیِمراکزاعتکاف،جورینباشدکهباخلوتهرکدامازمعتکفینمنافاتپیداکند… اعتکافبیشتریککارفردی ا‌ست؛ایجادیکارتباطباخداست. نباید به شکلی باشدکهبرنامه‌هایجمعیِاینمراکزاعتکاف،حالخلوترا،حالارتباطفردیوقلبیباخدارادرافرادضعیفبکندیابگیرد.»

حتیاگرانسانازایمانیقویبرخوردارباشداحتیاجداردکهساعاتیراباخدایخودخلوتکند،چونزندگیدرمیانمردموحشرونشرباآنانوبرخوردباافرادمختلفوشنیدنسخنانگوناگوناورابهغفلتو سرگردانی وا می دارد.

بزرگان دین و عالمان نیز به خلوت‌گزینی سفارش و به آن اهمیت داده‌اند.[۱۵]

خلوت و عزلت، فواید و آثار معنوی بسیاری در زندگی انسان دارد و از گناه و آسیب های بسیاری او را حفظ می کند. امامصادق}فرمود: «صَاحِبُالْعُزْلَهِمُتَحَصِّنٌبِحِصْنِاللَّهِتَعَالَىوَمُتَحَرِّسٌبِحَرَاسَتِهِفَیَاطُوبَىلِمَنْتَفَرَّدَبِهِسِرّاًوَعَلَانِیَه»[۱۶]هرکسعزلتگزینددردژالهیمسکنگزیدهوخداوندازاونگهبانیمیکند،پسخوشابهحالکسیکهدرپنهانوآشکاربااوخلوتکردهاست.

اماممحمدغزالیدراحیاءعلومالدینششفایده برای خلوت و عزلت ذکر می کندکه«عبارتنداز: فایدهاول،فراغتبراىعبادتوفکرتوانسگرفتنبهمناجات‏. فایدهدوم،خلاصیازمعصیتهایىکهآدمىدراغلباحوالبهمخالطتمتعرضآنشود. فایدهسوم، خلاصازفتنه‏هاوتعصبهاوخصومتها. فایدهچهارم، خلاصازشرمردمان. فایدهپنجمآنکهطمعمردمازتومنقطعشود،وطمعتوازمردم. فایده ششم، خلاص از مشاهده گران و احمقان».[۱۷]

اعتکافدرواقعخلوتازبیگانگانوپیوستنبهمحبوبازلیوابدیاست، همان گونه که در بیانی از مولانا آمده است.

خلوت از اغیار باید نه زیار                                                  پوستین بهر دی آمد نه بهار[۱۸]

متأسفانه بسیاری از امور زندگی مادی دنیا موجب دوری انسان از خدا می شوند، حتی نزدیک ترین افراد انسان که خانواده، همسر و فرزندان هستند، در موارد بسیار و از جهات خاصی موجب می شوند که انسان از خداوند دور شود؛ اگر چه خود آنها علت تام نیستند، بلکه نگاه خاص و ویژه انسان به دنیا، همسر و فرزندان و غایت زندگی دانستن آنها که موجب اشتغال فکری و عملی کامل به آنها می شود، موجب دوری انسان از خدا می شود؛ به همین جهت خداوند آنها را فتنه و آزمایشی برای زندگی انسان دانسته است.[۱۹] اعتکاف این فرصت را برای انسان فراهم می آورد که دل از خانه دنیا و در کنار همسر و فرزندان کنده و مدتی را به طور ویژه و انحصاری در خانه خدا حضور می یابد و همان گونه که خود در خانه خدا حضور یافته، خانه دل خود را برای حضور خداوند آراسته می کند و قلب او عرش الهی قرار می گیرد.

۵. دعا و مناجات و راز و نیاز با خدا

مشخص ترین و روشن ترین شاخص های معنوی در اسلام، اعمال عبادی است که انسان در ارتباط با خداوند انجام می دهد. حضور در مسجد و اعتکاف، همان گونه که خلوتی را برای انسان فراهم می آورد، فرصتی نیز فراهم می آورد که به دور از دغدغه های زندگی مادی و دنیوی برای راز و نیاز با خدا، دعا و مناجات استفاده می کند. خواندن نماز، دعا و مناجات با خدا و تلاوت آیات قرآن آثار و نتایج معنوی بسیاری در زندگی انسان به همراه دارد و اعتکاف این فرصت را فراهم می آورد تا بتواند از همه این آثار و نتایج معنوی برخوردار شود و قلب و جانش را با نور قرآن و دعا و مناجات با خداوند روشن نماید و از برکات معنوی آن بهره مند گردد. هم چنین انسان می تواند با برنامه کوتاه مدتی که در زمان اعتکاف برای دعا، مناجات و تلاوت آیات قرآن داشته است، آن را در زمان کمتر به صورت یک برنامه دراز مدت و همیشگی در طول زندگی سالانه خود، در میان برنامه‌های دیگر زندگی قرار دهد و از طریق توسعه ارتباط با خداوند، توسعه معنوی در طول زندگی خود قرار دهد.

راز و نیاز و مناجات با خداوند نه صرفاً ابزار و راهی برای توسعه معنوی در زندگی، بلکه یک نیاز اساسی در زندگی معنوی است. همان گونه که وجود مادی و بدن انسان نیازهایی دارد، وجود معنوی و روحی انسان نیز نیازهایی دارد که از مهم‌ترین آن‌ها، ارتباط با منبع فیض الهی و راز و نیاز با محبوب ازلی است. انسانی که فاقد چنین ارتباطی است، در واقع انسان مرده است که اگر چه حیات مادی دارد، اما از حیات و زندگی معنوی و حقیقی تهی است. آرامش حقیقی تنها با یاد و ذکر خدا حاصل می شود.[۲۰]

۶. تحصیل تقوی و پاکی

معنویت در دین اسلام با واژه تقوی گره خورده است. تقویازماده «وقایه»بهمعنیحفظکردنچیزیدربرابرآفاتاست و تقوی به معنای حفظ نمودنروحونفسازآنچهبیم زیان می رود.درلسانشرعبهخویشتنداریدربرابرگناهومحرّماتاطلاقمیشود.[۲۱] تربیت معنوی و تقوی رابطه دو سویه با هم دارند. پرهیزگاری و پاکی درون، شاخصه اصلی معنویت و معناگرایی در اسلام است و تقوی چیزی جز یک خصلت و تربیت معنوی نیست. از سوی دیگر تربیت معنوی نیز در تقوی تأثیرگذار است. تقوی یک اثر و نشانه برای تربیت معنوی است؛ بنابراین تقوی و پاکی هم راهی برای توسعه معنوی در زندگی و هم نتیجه و اثر تربیت معنوی در انسان است.

در عمل اعتکاف، شخص معتکف از راههای متعدد و با انجام اعمالی که در آن مقرر شده به تحصیل تقوی و پاکی دست می یابد. برای تبیین این موضوع ابتدا شاخصه های تقوی در عمل اعتکاف را برشمرده و سپس تأثیر آنها را در تحصیل تقوی بیان می کنیم.

شاخصه‌های تقوی در عمل اعتکاف

در عمل اعتکاف، چندین شاخص برای تقوی وجود دارد که در آیات و روایات دینی به آنها اشاره شده است. اعمال عبادی که پیش از این بیان شد، در واقع از مهم ترین راههای تحصیل تقوی است و آن گونه که در قرآن نیز آمده است، اصولاً عبادت و اظهار عبودیت برای تحصیل تقوی آمده است. «یَاأَیُّهَاالنَّاسُاعْبُدُواْرَبَّکُمُالَّذِیخَلَقَکُمْوَالَّذِینَمِنقَبْلِکُمْلَعَلَّکُمْتَتَّقُونَ».[۲۲] بنابراین می توان تمام عباداتی را که شخص معتکف بجا می آورد، از عوامل تحصیل تقوی و توسعه در معنویت دانست، اما علاوه بر آنچه که تاکنون بیان شد، مواردی وجود دارد که نمود بیشتری در اعتکاف دارند و برخی از آنها ارکان و اساس اعتکاف را شکل داده و عناصر اصلی در اعتکاف هستند. در ذیل رابطه این موارد با تقوی بیان می شود.

۱. روزه راهی به سوی تقوی

روزه از ارکان اعتکاف است و آن گونه که در روایات شیعی آمده است، اعتکاف جز به روزه صورت نمی گیرد. «لَااعْتِکَافَإِلَّابِصَوْمٍ»[۲۳] روزه، نشان صبر و استقامت و تقویت اراده انسان است و تمام اهداف و نتایج معنوی که برای روزه بیان شده، برای شخص معتکف قابل حصول است. از جمله نتایجی که برای روزه بیان شده، تحصیل تقوی و پاکی است. در قرآن می خوانیم: «یَاأَیُّهَاالَّذِینَآمَنُواْکُتِبَعَلَیْکُمُالصِّیَامُکَمَاکُتِبَعَلَیالَّذِینَمِنقَبْلِکُمْلَعَلَّکُمْتَتَّقُونَ».[۲۴] شخص معتکف با حصول پاکی و طهارت نفس که از طریق روزه در ایام اعتکاف به دست آورده، می تواند آن را سرمایه معنوی برای تمام زندگی خود قرار دهد.

۲. حضور در مسجد در ایام عبادت

یکی از مسائلی که مورد تأیید و تأکید اسلام قرار دارد، مسئله تأثیر زمان و مکان در کیفیت عمل است. برخی از ایام در آیات قرآن به عنوان ایام الله از آن یاد شده است[۲۵] حضور معتکف در زمانی هایی که  آمادگی روحی بیشتری برای دریافت فیض الهی وجود دارد، مانند ایام البیض ماه رجب، یا دهه آخر ماه مبارک رمضان، موجب بهره وری معنوی هر چه بیشتر عمل اعتکاف و تحصیل تقوی می شود. حضور در مسجد نیز از ارکان اعتکاف است و بنابر آنچه که در روایات آمده است: اعتکاف جز در مسجد جامع نخواهد بود.[۲۶] این موضوع در برخی تعاریف اعتکاف نیز لحاظ شده که پیش تر بیان شد و همین مسئله نشان از اهمیت خاص و ویژه حضور در مسجد برای اعتکاف دارد؛ مکانی که تنها برای عبادت و بندگی خدا اختصاص یافته است. خداوند بنیان چنین مکانی را بر اساس تقوی دانسته و فرموده است: «لَمَسْجِدٌأُسِّسَعَلَىالتَّقْوى‏مِنْأَوَّلِیَوْمٍأَحَقُّأَنْتَقُومَفِیهِفِیهِرِجالٌیُحِبُّونَأَنْیَتَطَهَّرُواوَاللَّهُیُحِبُّالْمُطَّهِّرِین». این آیه اگر چه در مورد مسجد قبا، یا مسجد النبی بیان شده است.[۲۷] اما همان گونه که در تفسیر آیه بیان شده است، ذکر انسان های پاک در آیه، وصف تعلیلی است که علت بنیان نهاده شدن آن مسجد را بر تقوی و پاکی بیان می کند.[۲۸] بر همین اساس می توان گفت، مسجد جامعی نیز که مومنان در ایام اعتکاف برای کسب طهارت و پاکی در آن جمع می شوند، بر مبنای تقوی و پاکی است؛ بنابراین بی تردید حضور در مسجد که نشان پاکی است، در زمان های خاصی که برای عبادت مقرر شده است، بر روح معنوی عمل اعتکاف بیش از پیش خواهد افزود.

۳. تعظیم شعائر الهی

 اعتکاف هم چنین از شعائر الهی است و آن گونه که در آیات قرآن بیان شده، تعظیم شعائر الهی نیز یکی از نشانه های پاکی و طهارت نفس است.[۲۹]گرچهآیه مورد نظر در مورد مناسک حج آمده است، اما همان گونه که مفسران گفته اند، آیه اختصاص به مناسک حج و مسئله قربانی که بعد از این آیه آمده ندارد و شامل تمام شعائر الهی می شود که انسان را به یاد خداوند و عظمت آئین او می اندازد.[۳۰] بر همین اساس شخصی که در مسجد، خانه خدا برای اعتکاف حضور می یابد، در واقع نوعی تکریم و پاسداشتی از این عمل عبادی و نشانی از تعظیم آئین خداوند است و همین از نشانه های پاکی قلب است.

۷. اعتکاف فرصت تفکر

در روایات دینی تفکر برترین عبادات شناخته شده است به گونه ای که «تفکر یک ساعت برتر از یک سال عبادت دانسته شده است»[۳۱] البته این روایت آن نوع عباداتی را مد نظر دارد که از تفکر خالی باشد و اگر کسی عبادتش همراه با تفکر باشد، فضیلت آن بسیار برتر است. اصولاً تفکر، خود نوعی از عبادت، بلکه برترین نوع آن است، آن گونه که در روایت می خوانیم: «لَاعِبَادَهَکَالتَّفَکُّر» هیچ عبادتی چون تفکر نیست.[۳۲] در هر حال تفکر از عبادت برتر دانسته شده، بلکه خود برترین عبادات است.

اعتکاف همان گونه که فرصت عبادت و راز و نیاز با خدا است، فرصت تفکر و اندیشه نیز هست. تفکر در آن اموری که اساس و بنیان زندگی حقیقی بر اساس آنها شکل می گیرد. فرصت تفکر در اینکه برای چه آمده و در زندگی چه باید کرد و در نهایت به کجا خواهد رفت و حقیقت زندگی در چیست. بر همین اساس همان گونه که در طول زندگی خود در خانه و در میان مردم برای زندگی مادی و برای آسایش هر چه بیشتر و توسعه مادی خود، برنامه ریزی و اندیشه می کند، در طول دوران اعتکاف می تواند برای توسعه معنوی و زندگی حقیقی و ابدی خود، تفکر و برنامه ریزی نماید.

۸. تمرین دوری از دنیا گرایی

اعتکاف همان گونه که سبب ارزشمندی برای تحصیل امور معنوی است، یکی از اسباب ارزشمند برای از میان برداشتن موانع تحصیل معنویت نیز هست. یکی از آن موانع، غفلت است که پیش تر بیان شد و دیگری، لذت های دنیوی، یا دنیاگرایی است. ارزش از میان برداشتن این مانع زمانی دانسته می شود که توانایی و قدرت این مانع برای تحصیل معنویت دانسته شود.

در روایات، دوستی دنیا به عنوان رأس هر خطا و معصیتی شناخته شده است.[۳۳] و معنایش این است که تمام معاصی در نهایت به حب دنیا ختم می شود، آن گونه که در روایت دیگر آمده، حب دنیا منشأ و اساس معصیت ها است.[۳۴] در روایتی دیگر می خوانیم که حب خدا و حب دنیا با هم در یک جا جمع نمی شوند.[۳۵] بنابراین اگر عامل یا عواملی بتواند حب دنیا را از دل انسان ریشه کن کرده یا آن را تضعیف نماید، مهم ترین عامل گناه و معصیت از میان برداشته می شود و راه برای تحصیل معنویت، محبت الهی در دل و قرب به خدا هموار می شود. یکی از آن اسباب و عوامل، مسئله اعتکاف است.در آداب اعتکاف نیز آمده که «معتکف باید ملازم با ذکر خدا باشد و در امور دنیوی سخن نگوید و داد و ستد نداشته باشد».[۳۶] اعتکاف در حقیقت تمرین چند روزه ای برای ترک لذت های دنیوی و دلبستگی به آن است. اگر چه این زمان شاید کوتاه باشد، اما مطمئناً تأثیر دراز مدتی برای انسان به ارمغان دارد. همیشه کارهای بلند و مهم با حرکت های به ظاهر کوچک آغاز می شود و اعتکاف چند روزه و دوری از لذت های دنیوی و هواهای نفسانی می تواند در فرض حداقلی، همان گام کوچکی باشد که در مسیر یک هدف بسیار بزرگ و ارزشمند قرار می گیرد.

۹. تحصیل صبر و استقامت و تقویت اراده

تحصیل معنویت و گام برداشتن در مسیر تقرب به خدا با مشکلات و سختی ها همراه است و کسی که بخواهد این مسیر را بپیماید، باید دارای صبر و استقامت باشد، همان گونه که خداوند به پیامبر و مومنان چنین فرمان داده است.[۳۷] هم چنین انسان هایی که در طی طریق معنوی گام برمی دارند، یکی از شکوه هایی که دارند، ضعف اراده در دوری از گناه است؛ نیز ضعف اراده در انجام عبادات و طاعاتی که سخت به نظر می رسد. اگر اراده انسان تقویت شود، هم بر ترک گناهان  و هم در مسیر طاعت و عبادت قدرت می یابد و جسم انسان نیز بر انجام عبادت و ترک گناه از آن پیروی می کند، آن گونه که در روایات بیان شده است. «مَاضَعُفَبَدَنٌعَمَّاقَوِیَتْعَلَیْهِالنِّیَّهُ» هر‌گاهنیتو اراده برعملیقویشود، بدندرآنسستینمی‌کند.[۳۸]

یکی از نتایج که انسان معتکف با اقامت خود در مسجد و دوری از تمتعات دنیوی و التزام بر عبادت کسب می کند، تقویت اراده بر ترک گناه و انجام طاعت است. اعتکاف یک عمل مستحبی است با شرایط و ویژگی های خاصی که انجام آن برای همه مقدور نیست و به همین خاطر تنها تعداد اندکی به انجام آن مبادرت می کنند. تحمیل آن شرایط سخت بر خود و پای نهادن در مسیر اعتکاف و خود را مقید بر آن نمودن، جز با اراده قوی حاصل نمی شود؛ بنابراین اعتکاف هم معلول اراده قوی است و هم موحب تقویت بیشتر اراده می شود.

از سوی دیگر، یکی از ارکان اعتکاف که پیش تر نیز بیان شد، روزه است و یکی از تکالیف دینی که نیاز به صبر و استقامت دارد، روزه است، همان گونه که برخی مفسران در آیه کریمه «وَاسْتَعِینُوابِالصَّبْرِوَالصَّلاه»[۳۹] صبر را به روزه تفسیر کرده اند.[۴۰] انسان روزه دار در مقابل خواهش های نفسانی، گناهان، فشار تشنگی و گرسنگی تحمل و صبر می کند و صبر موجب تقویت اراده انسان خواهد شد.

نتیجه:

در جهانی که عناصر و شاخصه های مادیت سعی بر توسعه قلمرو خود در زندگی انسان و تسلط کامل بر تمام ابعاد زندگی و کنترل رفتارهای انسان دارند، انسان معاصر با بازگشت دوباره به خویشتن، معنویت گرایی را به عنوان یک نیاز اساسی برای زندگی خود شناخته و سعی در برآوردن این نیاز از راههای مختلف دارد. به موازات گسترش این احساس در میان انسان ها، مکاتب و گروههایی نیز به وجود آوردند که در صدد عرضه کالاهای متنوع و رنگارنگ برای این نیاز هستند، اما بسیاری از آنها به جهت عدم آگاهی از حقیقت وجودی انسان و ابعاد مختلف نیاز معنوی و گستره آن، یا برای تحصیل منافع خود، کالاهای دروغین، تقلبی و فریبنده عرضه کرده اند. باید برای به دست آوردن کالای اصیل و آنچه که عطش معنوی انسان را به درستی سیراب می کند، باید به سوی آفریدگار انسان که آگاه از تمام ابعاد وجودی انسان و نیازهای واقعی است، رو آوریم و از منبع وحی الهام گیریم. برای این هدف، شاخص های معنوی در اسلام را که با عمل اعتکاف پیوند می یابد، مورد شناسایی قرار داده و نقش اعتکاف را در آنها مورد بررسی قرار داده ایم تا از طریق بررسی تأثیر اعتکاف در تحصیل معنویت، به شناخت راههایی توسعه معنوی از طریق اعتکاف دست یابیم.

منابع و مآخذ:

۱. القرآن الکریم

۲. ابنمنظور،جمالالدینمحمد، لسانالعرب،بیروت،داراحیاءالتراثالعربی، ۱۴۰۸ ق

مطالب مرتبط

۳. دهخدا،علیاکبر، لغتنامهدهخدا،زیرنظرمحمدمعینوسیدجعفرشهیدی،موسسهانتشاراتوچاپدانشگاهتهران، ۱۳۷۲

۴. راغباصفهانی،حسینبنمحمد، المفرداتفیغریبالقرآن،استانبول،دارقهرمان، ۱۹۸۶م

۵. ابننعمان، محمدبنمحمد (شیخمفید)،المقنعه،انتشاراتکنگرهجهانىشیخمفید،قم، ۱۴۱۳ق

۶. حلبی،ابوالصلاح، الکافیفیالفقه،مصحح: رضااستادی،بینا،اصفهان، ۱۴۰۳ق

۷. طوسی،ابوجعفر، (شیخطوسی)،مصباحالمتهجد،بیروت،موسسهفقهالشیعه، ۱۴۱۱ق.

۸. موسویخمینی،سیدروحالله، تحریرالوسیله،قم،موسسهالنشرالاسلامی، ۱۳۶۳

۹. محققحلی،جعفربنمحمد، الرسائلالتسع،قم،کتابخانهمرعشینجفی،مصصح: رضااستادی، ۱۴۱۳ق

۱۰. ابوجعفرکلینىرازی،الکافی،تهران،دارالکتبالإسلامیه، ۱۳۶۵

۱۱. عبدالواحدبنمحمدتمیمىآمدى،غررالحکمودررالکلم،ص۲۳۲،قم،نشردفترتبلیغاتاسلامى، ۱۳۶۶

۱۲. محمدباقرمجلسی،بحارالانوار،بیروت،داراحیاءالتراثالعربی، ۱۴۰۴ق

۱۳. تاجالدینشعیرى،جامعالأخبار،قم،انتشاراترضى، ۱۳۶۳

۱۴. بحرالعلوم،سیدمحمد مهدی، رسالهسیروسلوک،بهکوششرضااسنادی،انتشاراتهجرت،قم، ۱۴۰۱ق

۱۵. نورىطبرسی،حسینبنمحمد، مستدرکالوسائل،قم،مؤسسهآلالبیت (ع)، ۱۴۰۸ق

۱۶. غزالی،محمدبنمحمد،احیاءعلومالدین،ترجمهمویدالدینمحمدخوارزمی،بهکوششحسینخدیوجم،تهران،شرکتانتشاراتعلمیوفرهنگی،چاپپنجم، ۱۳۸۴

۱۷. بلخی،جلالالدینمحمد، مثنویمعنوی،تصحیحرینولدنیکلسون،تهران،پیمان: دلآگاه، ۱۳۷۷

۱۸. ابنبابویهقمی،محمدبنعلی (شیخصدوق)،منلایحضرهالفقیه،قم،انتشاراتجامعهمدرسین، ۱۴۱۳ق‏

۱۹. اندلسی،ابوحیان،البحرالمحیطفىالتفسیر،تحقیقمحمدجمیلصدقی،بیروت،دارالفکر، ۱۴۲۰ق

۲۰. رازى،ابوعبداللهفخرالدین، مفاتیحالغیب‏،بیروت،داراحیاءالتراثالعربى‏، ۱۴۲۰ق

۲۱. طبرسى،فضلبنحسن‏‏، مجمعالبیانفىتفسیرالقرآن‏،انتشاراتناصرخسرو،تهران‏، ۱۳۷۲

۲۲. طباطبایى،سیدمحمدحسین، المیزانفىتفسیرالقرآن،قم،دفترانتشاراتاسلامىجامعه‏ىمدرسین، ۱۴۱۷ق

۲۳.شیرازى،ناصرمکارم، تفسیرنمونه،تهران،دارالکتبالإسلامیه، ۱۳۷۴


[۱]. جمال الدین محمد ابن منظور، لسان العرب، ج۹، صص ۳۴۰-۳۴۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق.

 علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، زیر نظر محمد معین و سید جعفر شهیدی، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، ج۲، ص۲۴۹۴.

[۲]. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن،  ص ۵۱۲، استانبول، دار قهرمان، ۱۹۸۶م.

[۳]. محمدبنمحمد ابننعمان(شیخمفید)،المقنعه،انتشاراتکنگرهجهانىشیخمفید،قم، ۱۴۱۳ ق، ص ۳۶۳.

.[۴]ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، مصحح /رضا استادی، ص ۱۸۶، بی نا، اصفهان، ۱۴۰۳ ق ابوجعفر طوسی،(شیخ طوسی)، مصباح المتهجد، ص۶۳۵، بیروت، موسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ق.

[۵]. روح الله موسوی خمینی، تحریرالوسیله، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۳۶۳، ج۱، ص۲۷۷.

[۶]. جعفر بن محمد محقق حلی، الرسائل التسع، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، مصصح: رضا استادی، ۱۴۱۳ق، ص۲۵۶.

[۷]. ابوجعفرکلینىرازی،الکافی،تهران، دارالکتبالإسلامیه، ۱۳۶۵؛ ج۲،ص ۸۳ و۸۵؛قَالَ… لِأَبِیعَبْدِاللَّهِ}جُعِلْتُفِدَاکَمَاالْعِبَادَهُقَالَحُسْنُالنِّیَّهِبِالطَّاعَه.

[۸].أُولئِکَالَّذِینَطَبَعَاللَّهُعَلى‏قُلُوبِهِمْوَسَمْعِهِمْوَأَبْصارِهِمْوَأُولئِکَهُمُالْغافِلُونَ. نحل(۱۶) آیه ۱۰۸.

[۹]. عبدالواحدبنمحمد تمیمىآمدى،غررالحکمودررالکلم، قم،نشردفترتبلیغاتاسلامى،۱۳۶۶، ص۲۳۲.‏

[۱۰]. نور(۲۴) آیه ۳۷.

[۱۱]. محمدباقر مجلسی،بحارالانوار،بیروت،داراحیاءالتراثالعربی، ۱۴۰۴ق، ج۶۷، ص۱۱۰.

مَامِنْنَبِیٍّوَلَاوَصِیٍّإِلَّاوَاخْتَارَالْعُزْلَهَفِیزَمَانِهِإِمَّافِیابْتِدَائِهِوَإِمَّافِیانْتِهَائِهِ

[۱۲]. سَنُرِیهِمْآیَاتِنَافِیالْآفَاقِوَفِیأَنْفُسِهِمْحَتَّىٰیَتَبَیَّنَلَهُمْأَنَّهُالْحَقُّ. فصلت(۴۱) آیه ۵۳.

[۱۳]. تاجالدین شعیرى،جامعالأخبار، قم،انتشاراترضى، ۱۳۶۳، ص ۴.

[۱۴]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۲، ص ۳۲.

[۱۵]. سیدبحرالعلوم،رسالهسیروسلوک،بهکوششرضااسنادی،انتشاراتهجرت،قم،۱۴۰۱ق، ص ۷۶.

[۱۶]. حسین بن محمد نورىطبرسی، مستدرکالوسائل،قم،مؤسسهآلالبیت (ع)، ۱۴۰۸ق، ج ۱۱، ص ۳۸۹.

[۱۷]. محمد بن محمدغزالی، احیاء علوم الدین، ترجمه موید الدین محمد خوارزمی، به کوشش حسین خدیو جم، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم، ۱۳۸۴. ،ج۲،صص۴۸۸-۵۰۸.

[۱۸]. جلال الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، تصحیح رینولد نیکلسون، تهران، پیمان: دل آگاه، ۱۳۷۷، ص۱۵، دفتر دوم، بیت ۲۵.

[۱۹]. إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَهٌ، تغابن(۶۴) آیه ۱۵.

[۲۰]. …أَلابِذِکْرِاللَّهِتَطْمَئِنُّالْقُلُوب. رعد (۱۳) آیه ۲۸.

[۲۱]. راغب اصفهانی، ص ۸۳۳.

[۲۲]. بقره(۲) آیه ۲۱.

[۲۳]. کلینىرازی، الکافی، ج ۴، ص ۱۷۶.

[۲۴]. بقره(۲) آیه ۱۸۳.

[۲۵]. ابراهیم(۱۴) آیه ۵.

[۲۶]. کلینی رازی، الکافی، ج ۷، ص ۱۷۷.

[۲۷]. فضلبنحسن‏‏طبرسى،مجمعالبیانفىتفسیرالقرآن‏،انتشاراتناصرخسرو،تهران‏،۱۳۷۲، ج ۵، ص ۱۱۱.

[۲۸]. سیدمحمدحسینطباطبایى،المیزانفىتفسیرالقرآن،قم،دفترانتشاراتاسلامىجامعهمدرسین، ۱۴۱۷ ق، ج ۹، ص ۳۹۰.

[۲۹]. حج (۲۲) آیه ۳۲.

 .[30]ناصرمکارمشیرازى،تفسیرنمونه،تهران،دارالکتبالإسلامیه، ۱۳۷۴، ج ۱۴، ص ۹۸؛ سیدمحمدحسینطباطبایى ، ج ۱، ص ۴۰۷.

.[۳۱]نورى طبرسی، ج ۱۱، ص ۱۸۶.

[۳۲]. کلینی رازی، ج ۸، ص ۲۰؛ مجلسی، ج ۷۴، ص ۲۸۲.

[۳۳]. کلینی رازی، الکافی، ج۲، ص۱۳۰.

[۳۴]. مجلسی، بحارالانوار، ج۱۴، ص۳۲۷.

[۳۵]. حسین نورى طبرسی، ج۱۲، ص ۴۲.

[۳۶]. مجلسی، بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۱۳۰.

[۳۷].فَاسْتَقِمْکَماأُمِرْتَوَمَنْتابَمَعَک هود(۱۱) آیه ۱۱۲.

[۳۸]. محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، من لا یحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۱۳ق‏، ج ۴، ص ۴۰۰ .

[۳۹]. بقره(۲) آیه۴۵.

[۴۰]. ابوحیاناندلسی،البحرالمحیطفىالتفسیر،تحقیقمحمدجمیل صدقی،بیروت،دارالفکر، ۱۴۲۰ ق، ج۲، ص۵۱.

ابوعبدالله فخرالدینرازى، مفاتیحالغیب‏، بیروت،داراحیاءالتراثالعربى‏، ۱۴۲۰ ق ج۳، ص۴۹۰.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.