اعتکاف
وب سایت اعتکاف، پویشی در مسیر گسترش معنویت

ضرورت توجه به اعتکاف

۸۸

استاد سید محمدمهدی میرباقرى

مقدمه

اعتکاف از عبادت های مهم اسلامی است که به ویژه پس از انقلاب اسلامی بسیار گسترش یافته و موج جدید معنویت-خواهی را پدید آورده است. اعتکاف نوعی کناره‌گیری از فضای متداول زندگی است برای این که انسان خلوتی داشته باشد و زمینه‌ حضور و قرب الی الله برای او حاصل شود.

ـ جایگاه مسائل اجتماعی در مدل تربیتی اسلام

در مناسک مذهبی و عرفانى‌ مکتب اهل بیت (علیه السلام) یک نکته‌ محوری وجود دارد و آن، پیوند این مناسک و مراسم با ولایت است. در اعیاد قربان و غدیر و فطر که مهمترین اعیاد شیعه هستند، در همه‌ مناسک، توجه به مقصد وجود دارد. بنابراین در فضای فرهنگ اسلام مناسک عرفانی و معنوى‌ای که به ما آموزش داده شده، متفاوت با معنویت‌های دیگر به-خصوص معنویت‌های نوظهور است. عرفان اسلامی ما را فقط به یک فضای درون گرای فردی دعوت نمى‌کند، بلکه بستری برای توجه به مسائل اجتماعی اسلام است.

گاهی اخلاق اسلامی به گونه ای تعریف مى  شود که مثلاً توجه به طبیعت انسان جزء اخلاق اسلامی به حساب نمى‌آید! در حالی که همان امامی که دستور اخلاق مى‌دهد، دستور تغذیه و بهداشت هم مى‌دهد. اگر مدل تربیتی انسان را به نحو عام در نظر بگیریم بخشی از آن، پرورش روح انسان، بخشی هم، پرورش جسم انسان و بخشی هم، مسائل اجتماعی است؛ مثلاً وقتی حضرت مولی الموحدین، محمد بن ابی بکر را توبیخ مى‌کنند، مى‌گویند: چرا آن وقت که دشمن به تو حمله کرد، شمشیرت در دستت نبود! یعنی انسانی را که امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرورش مى دهد کسی است که پیوسته در مقابل دشمن، آماده و اهل محاسبه باشد، نقشه‌ دشمن را بداند و شمشیر هم در دستش باشد. حضرت نمى خواهد انسانی تربیت کند که به درون گرایی صرف، توجه کند.

مدل تربیتی اسلام، یک مدل عام است؛ هم به بهداشت جسمى، هم به بهداشت روانی و هم به مسائل اجتماعی توجه مى کند. در مهم ترین اعیاد، به وجود مقدّس امام زمان و امان‌نامه‌های حضرت توجه مى‌شود. این بدان معناست که همه‌ این مناسک مى‌خواهد ما را به اقامه‌ ولایت دعوت کند. همه‌ پرورش‌ها در بستر اخلاقی مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به توجّه به ولیّ خدا منتهی مى‌شود؛ یعنی اگر اخلاق و تربیت در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را تعریف کنیم باطن و سرّ آن، سجود در مقابل خدای متعال و رسیدن به مقام سجده و تولی و تبری است؛ فضیلت‌های اخلاقى و مناسک عملى، مجاری و مناسک تولّی و تبری و رسیدن به مقام توحید هستند. در فرهنگ اسلام هیچ گاه نباید اخلاق را جدا از تولّی و تبری بدانیم. همه آداب عملى، اعتقادی و روحی که در دین آمده و ما را دعوت کرده اند تا مؤدب به آن آداب باشیم به «تولی و تبرى» بر مى‏گردد و این «تولی و تبرى» هم به “حُبّ و بُغض” گره خورده است؛ «هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْض‏».[۲] این اصل، نقطه افتراق اخلاق اسلامی از اخلاق‌های دیگر است که متأسفانه برخی کتب اخلاقی اسلامی کم تر به آن توجه کرده اند.[۳]

ـ اعتکاف به عنوان نوعی عرفان فردی و اجتماعی

اعتکاف یک مناسک معنوی است که باید در چهارچوب مدل تربیتی اسلام به آن توجه شود. البته اهل دنیا هم اعتکاف‌های دنیوی دارند و مردم را از فضای زندگی جدا کرده و تفریح‌های مستمرّی برایشان تعریف مى‌کنند. شهربازى‌هایی در غرب وجود دارد که وقتی کسی وارد آن مى‌شود چند روز طول مى‌کشد تا بیرون بیاید! و آنها در آن چند روز، مشغول تفریح و تفرّج هستند. آن اعتکاف، دنیایی است؛ انواع لذّت ها و بهجت های جدید توأم با ترکیب حالات ایجاد مى کنند و تنوّع در لذّت جویی به وجود مى آورند. در اعتکافات جامعه اسلامی هم فرد از فضای عادی زندگی جدا مى‌شود و به فضای خلوتی مى رود و مناسکی را رعایت مى کند تا بتواند به تربیت اسلامی برسد.

البته تربیت اسلامى، نوعی عرفان جمعی و تهذیب و پرورش روابط اجتماعی و دعوت به حضور در بستر ولایت اجتماعی است. این بستر ولایت باید به بستر تهذیب، تبدیل شود. تفاوت حرکت امام خمینی (رحمه الله) با عرفای دیگر همین بود که ایشان عرفان را در مقیاس اجتماعی دنبال مى‌کردند؛ لذا امواج اجتماعیِ انسان‌های راه یافته را به وجود آوردند که نمونه آن، شهدایی بودند که به قول ایشان، ره صدساله را یک شبه طی کردند. بنابراین، اعتکاف را باید در چهارچوب مدل عرفان و اخلاق اجتماعی اسلامی و معطوف به عرفان اجتماعی تعریف کرد نه اخلاق فردی درون-گرایانه. در این جهت باید کار کرد که چگونه فرد را از فضا و محیط عادی زندگی خودش جدا ‌کنیم اما او را به درون-گرایی فردی و شخصیِ غیرمرتبط با نظام ولایت اجتماعی نکشانیم، بلکه وارد یک فضای پرورش اجتماعی جدید کنیم تا در عین تهذیب شخصی، نگاه دیگری به جامعه و روابط اجتماعی و حرکت‌های جمعی داشته باشد. از این منظر، اعتکاف، یک نقطه‌ عزیمت فردی و اجتماعی به سمت معنویّت است. امتیاز معنویّت اسلامی با معنویّت مکاتب دیگر در این است که معنویت اسلامی، توحیدی و عدالت خواهانه‌ است؛ ازاین رو، اعتکاف نیز شبکه‌ای است که معنویت و عدالت خواهى را توأمان دنبال مى‌کند.

آداب اعتکاف و محرمات آن، شبیه آداب و محرمات حج است. موطن اعتکاف، مسجد جامع است که محل اجتماع و رفت و آمد مؤمنین و موطن عبادت جمعی است؛ یعنی گرچه اعتکاف، رفتن به انزواست ولی محیط انزوا را مسجد جامع، مسجد الحرام، مسجد النبی (صلی الله علیه و آله)، مسجد کوفه و … که مرکز مناسک اجتماعی مؤمنین و محل تجمع مؤمنین و تصمیم‌گیرى‌های سیاسی بزرگ است قرار داده اند؛ نگفته اند که مؤمنین ـ مثلاًـ در غارها اعتکاف کنند! البته توجه به این نکته نباید برنامه ریزى های اعتکاف را به سمتی ببرد که حال و هوای توجهات معنوی در آن را بکاهد.

ـ سامان دهی شبکه معنویت خواهی بر محور اعتکاف

با توجه به این که روح مناسک اعتکاف، توجه به معنویت است و هم این که ناظر به یک عرفان اجتماعی است، لازم است برنامه های ویژه ای برای آن تنظیم شود.

یکی از اقدامات ضروری و مورد نیاز، گسترش کمّی اعتکاف است. در برگزاری مراسم اعتکاف، سهم مطالبات اجتماعى، بیش  از ظرفیت پاسخ گویی ماست و باید این ظرفیت، افزون شود؛ بلکه ظرفیت پذیرایى، از ظرفیت مطالبه اجتماعی بالاتر رود. نسبت به برگزاری اعتکاف در ایّام خاص دیگر هم باید اهتمام صورت گیرد. در منابع روایی ما موقف اصلی اعتکاف، دهه‌ آخر ماه رمضان اعلام شده است. باید تلاش کرد که اعتکاف در ایام سال منتشر شده و اقامه و احیا شود.

اعتکاف را باید به محور شبکه‌ معنویت خواهی تبدیل کرد و حلقه‌های مکمّل برای آن تعریف نمود. البته سامان دهی و شکل-گیرى شبکه‌ معنویت خواهی بر محور اعتکاف به برنامه‌ریزى نیاز دارد که باید در جای خود انجام گیرد. اگر اعتکاف به محور شبکه‌ معنویت خواهى اجتماعی تبدیل شود، مى توان جایگاه مساجد را متناسب با این شبکه، تغییر داد. در مکاتب دیگر، احزاب و نهادهای سیاسی مطالبات مردم از نظام و مطالبات نظام را از مردم سامان دهی مى کنند اما در شبکه معنویت خواهى، مطالبات معنوی از طریق شبکه مساجد پى گیرى مى شود.

از سوی دیگر، محتوا و معارفی که در اعتکاف به خصوص به نسل جوان باید ارائه شود، اهمیت زیادی دارد. اعتکاف باید بستری برای شکل‌گیرى نوع دیگری از مطالعات باشد.

یکی از مطالعاتی که برای همگان به خصوص برای نسل جوان بسیار مطلوب و راهگشاست، آشنایی با احوالات بزرگان و زندگیِ معنوى، اجتماعی و سیاسی آنها است که نقش مهمی در تربیت معتکفین دارد. البته توجه به این محور، امروزه دو آفت پیدا کرده که باید از آنها پرهیز کرد. یکی این که برخی بیش از این که بر محور ایجاد بصیرت و تکلیف حرکت کنند و نشان دهند که بزرگان چگونه زندگی مى‌کنند و چگونه با صحنه‌های تکلیف مواجه مى‌شدند و تحمّل آنها را در بندگى، سیاست‌ورزى‌ و بصیرت‌شان چگونه بوده است، بر محور کرامات بزرگان حرکت مى کنند؛ یعنی تا نام بزرگی به مىان مى آید می پرسند: آیا ایشان طی الارض داشت یا نداشت؟! این گونه مواجهه با بزرگان، صحیح نیست و یک آفت است. طرح گسترده این گونه مباحث، موجب مى شود که به مرور، کرامات از محور عالمان و فقهای بزرگ شیعه به محورهای دیگر و جریان های دیگر منصرف مى‌شود که این هم یک انحراف بزرگ است.

آقازاده‌ مرحوم آیت الله شاه‌آبادی مى گفتند که فردی حدود ۵۰ ـ ۶۰ سال قبل با یک جمعی به هندوستان رفته بود و آن جا دید که جمعی از مرتاض‌ها ایستاده بودند و یکی از آنها یک ظرف نجاست گذاشته و یک ساعت آن را هم مى‌زند! و گاهی هم مى چشد! او از دیدن این صحنه، حالت تنفر پیدا مى کند. مرتاض به او مى گوید: این ناپاک‌تر است یا موقوفه ای را که تو به ناحق مى‌خورى؟! آن فرد خیلی جا مى خورد! آقازاده‌ مرحوم آیه الله شاه‌آبادی به اینها مى‌گفتند: اگر از این مکاشفات مى‌خواهىد: بگوئید که ما هم مثل آن دیگ را تهیه کنیم و هم بزنیم! اما اگر بندگی مى‌خواهىد راه و رسم بندگی چیز دیگری است.

خلاصه اگر از این آفت ها پرهیز شود، توجه به احوال بزرگان، بسیار جذاب است و در تهذیب و تربیت معتکفین اثر زیادی دارد. آشنایی با احوال بزرگان به ویژه فقها، باید جزء محتواهای اعتکاف قرار بگیرد که این مطالعات، بستری برای مطالعات بعدى‌ در خصوص معصومین (علیهم السلام) و انبیای الهی است.

بحث دیگر، توجه به مباحث آخرالزمان به شکل جذاب و با توجه به دکترین مهدویت برای نظام جمهوری اسلامی ایران است. باید مسائل آینده نگری و اصلاح مباحث آخر الزمانی که از مباحث مهم فرهنگ جهانی است، در دستور کار باشد. معمولاً مناسک مهم عبادی مثل عید فطر، عید قربان، جمعه، غدیر، با توجه به مسئله‌ی آخر الزمان شکل مى گیرد و در مهم ترین اعمال این ایام، توجه به این امور مطرح است.

________________________________________

[۱]ـ این گفتار، چکیده ای از سخنرانی استاد مىرباقری در نشست هم اندیشی مجریان اعتکاف (در تاریخ ۲۷/ ۰۳/ ۱۳۸۹) است.

[۲] ـ مستدرک‏الوسائل ج  15، ص : ۱۲۹.

[۳]ـ مثلاً مدل‌های اخلاقى‌ که در برخی کتب اخلاق اسلامی وجود دارد چهار قوه ترسیم مى‌کنند و حاکمیّت کامله را نقطه‌ اعتدال نفس در این چهار قوه مى‌گیرند، اما این بحث با معارف دینی ما فاصله دارد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.