اعتکاف
وب سایت اعتکاف، پویشی در مسیر گسترش معنویت

مانع نزول عذاب الهی بر امّت

۶۲

رسول اکرم(ص)،مانع نزول عذاب الهی برامّت

رسول اکرم(ص)،مانع نزول عذاب الهی برامّت

از امتیازات پیامبر بر انبیای گذشته این است که آنها در بین امتهای خود بودند باز ممکن بود عذاب الهی بر مردم نازل شود، مثلاً مى‏فرماید: وقتی عذاب آمد، ماحضرت لوط و تعدادی را نجات دادیم و بقیّه را به کام مرگ سپردیم. در باره نوح نیز مى‏فرماید: او و همراهانش را نجات داده بقیه را به کام طوفان سپردیم، یعنی با وجود نوح، لوط، موسى، صالح و هود (علیهم السلام) عذاب الهی نازل مى‏شد ولی در باره پیغمبر مى‏فرماید: تو آن‏قدر مجلای رحمت خاصه هستی که با بود تو آن عذاب همگانی که به حیات تبهکاران خاتمه مى‏دهد نمى‏ آید: ﴿ما کان الله لیعذبهم و أنت فیهم وما کان معذبهم وهُم یستغفرون﴾  تا آن زمان که تو در بین مردم هستى، ما آنها را عذاب عمومی نمى‏کنیم، چنان که استغفار و نیایش مردم مایه نزول رحمت خاصه الهی است وجود تو نیز رحمت خاصه است. در این نکته قرآن سنّت مستمر حق قلمداد شده و لسان ﴿وما کان الله… ﴾ لسان تبیین سنّت مستمر الهی است.

بیانی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسیده که مشابه آن در فرمایشات امام ششم (علیه السلام) است که: خدای سبحان دو امان دارد (به نحو «منفصله مانعه الخلوّ» که اجتماع آنها ممکن است): یکی وجود پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم ودیگری استغفارمردم که درهر حال سودمند است، گرچه پس ازرحلت آن حضرت باشد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید: «کان فی الأرض أمانان من عذاب الله و قد رفع أحدهما فدونکم ال‏ءاخر فتمسکوا به أما الأمان الذی رفع فهو رسول‏الله صلی الله علیه و آله و سلم و أما الأمان الباقی فالاستغفار»  در زمین دو امان و دو قلعه نجات بود یکی پیغمبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم که رحلت نمود و دیگری استغفار، سعی کنید آن را فراموش نکنید، هر گاه امتی اهل‏دعا و استغفار باشد از رحمت خاصه برخوردار است، فرمایش نوح پیغمبر: ﴿استغفروا ربکم…یرسل السماء علیکم مدرارا﴾  ناظر به همین بخش است و قرآن که مى‏فرماید: ﴿و أن لو استقاموا علی الطریقه لأسقیناکم ماء غدقاً﴾  ازهمین باب، یعنی اگر مردم بر صراط مستقیم باشند باران مناسب و آبهای فراوان بر آنها نازل مى‏کنیم.
خدای سبحان، مى‏فرماید: ﴿قل أرأیتم إن أصبح ماؤکم غوراً فمن یأتیکم بماء معین﴾  اگر به خاطر تبهکاری شما چشمه‏ها و قنوات از حدّ معمول عمق فروتر روند چه مى‏کنید؟ اکنون سرزمین شهرها و روستاها، به برکت چاهها و چشمه‏ها زنده است، اگر دستور بدهیم تا آب چشمه‏ها، چاهها و قنوات به مقدار زیادی فروکش کنند که در دسترس صنایع پیشرفته نباشند چه کسی آب را از اعماق زمین برای شما بیرون مى‏آورد؟ «ماء معین» آبی است که چشم ببیند و در دسترس قرار بگیرد و جاری باشد. مى‏فرماید: انسانهای وارسته باشید تا آب فراوان برایتان بفرستیم، خواه از چاه و چشمه و خواه از باران شما را سیراب مى‏سازیم گرچه اساس آب چشمه‏ها و قنوات نیز باران است ﴿فسلکه ینابیع فی الأرض﴾  یعنی خداوند باران نازل مى‏کند و آن را در دل زمین فرو مى‏برد آنگاه به صورت چشمه و قنات و چاه ظهور مى‏کند. به هر حال از اینها به عنوان رحمت خاصه یاد شده است، از مجموع دو دسته آیات چنین برمى‏آید که نازل نمودن یا جوشان ساختن آب، در اختیار خداست و عنایت پروردگار شامل مردم مستقیم است و اگر آن عنایت سلب شود کسی نمى‏تواند آب مورد نیاز را تأمین نماید.

مطالب مرتبط

عبادت مردم عادی در سطح عالی عبادت پیامبر نیست و دعا و استغفار آنها مانند دعا و استغفار پیامبر که رافع عذاب است، نیست بلکه این نهایت کمال پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم است که وجود عنصری وی در سطح عبادات افراد باشد.

آنچه در روایات آمده که: ارواح شیعیان ما از جایی خلق شده که جسم ما از آنجا خلق شده است یعنی عرش شیعیان، فرش ماست و فرش ما عرش شیعیان است، یعنی حد اعلای اوج یک شیعه جایی است که به سطح زیرین ولایت مى‏رسد ، بازگشت این کلام به آن است که وجود عنصری پیغمبر همسطح استغفار مردم است. لذا حضرت امیر (علیه السلام) مى‏فرماید: شما دو امان و عامل نجات داشتید، یکی را از دست دادید، مواظب دیگری باشید.

از امام باقر (علیه السلام) نیز رسیده است که خدای سبحان دو دژ و قلعه نجات داشت، با رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم «مضی الحصن الأکبر» قلعه بزرگتر را از دست دادید، معلوم مى‏شود وجود پیغمبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم از استغفار هم مستحکمتر است، گرچه از آیه صریحاً چنین استفاده‏ای نمى‏شود کرد ولی از اینکه ابتدا نام پیغمبر را برده سپس استغفار مردم را ذکر مى‏کند، شاید از این تقدم و تأخر بتوان نکته‏ای را که امام ششم فرمود استفاده کرد: «وبقی الاستغفار فأکثروا منه فإنه ممحاه للذنوب» .پس رسول اکرم مَثَل اعلای رحمت خاصه خداست، در سوره اعراف مى‏فرماید: کسانی از رحمت خاصه مدد مى‏گیرند که اهل‏تقوا باشند و از مخالفت دستورات من پرهیز کنند و در محور پیروی رسول من گام بردارند  و با این بیان ﴿من یشاء﴾ در آیه شریفه ﴿والله یختص برحمته من یشاء﴾  را مشخص فرمود، چون مشیت خدا بر اساس حکمت است نه گزاف، رحمت خاصه را هم به وسیله پیامبر به ما آموخت و فرمود: خصیصه‏ای که او دارد این است که راه بهره‏برداری از رحمت خاصه را به شما ارائه مى‏دهد و آنان که در محور راهنمایی او نیستند از این نعمت بى‏بهره‏اند: ﴿والذین کفروا بایات الله ولقائه أولئک یئسوا من رحمتی﴾  کافران به خدا و منکران معاد از نیل به رحمت خاصه الهی ناامیدند، باید هم ناامید باشند، زیرا از پیروی رسول اکرم استنکاف ورزیدند؛ نتیجه آنکه: خداوند هم برخورداران از رحمت خاص را، که مؤمنان و متقیان و نیکوکاران باشند و هم محرومان از آن را مشخص فرمود .
جمع بندی بحثهای یاد شده این است که، رحمت خاص در علم و ایمان، اطاعت از خدا و رسول است که به عنوان بهترین زاد راه برای هدایت جهانیان به‏ارمغان آورده، سپس مى‏فرماید: ﴿قل جاء الحق و ما یبدى‏ء الباطل و ما یعید﴾ : بگو همراه با نبوت من حق آمد که با هیچ باطلی سر سازش و تسلیم ندارد، نه باطل کهن و نه باطل تازه، نه گناهانی که قبلاً رواج داشت مى‏تواند دوباره برگردد و نه گناهان بی سابقه و تازه مى‏تواند رایج شود، نظام اسلامی گناه با سابقه یا بی سابقه را نمى‏پذیرد و این رحمت خاص است که حق، باطل را سرکوب سازد و رسول خدا محور این رحمت است، این اصلی است به عنوان آیه‏ای مستقل که حق هیچ سازش و نرمشی در برابر باطل از خود نشان نمى‏دهد، خواه باطل سابقه‏دار باشد یا بى‏سابقه؛ کسی نمى‏تواند بگوید به فلان گناه عادت کرده‏ام حال نیز انجامش مى‏دهم! حق، گناه با سابقه یا بى‏سابقه را به رسمیت نمى‏شناسد.
در بخشهای دیگر قرآن، نمونه‏هایی از رحمت خاص تبیین شده، در سوره «یونس» مى‏فرماید: از قرآن، که مصداق رحمت خاصه الهی است، تنها اهل ایمان مدد مى‏گیرند: ﴿… وهدی ورحمه للمؤمنین﴾  ازناحیه خداوند چیزی به سوی شما آمد که موعظه است و کشش به سمت خدا را به همراه دارد و شفای هر دردی است و تنها هدایت و رحمت برای مؤمنان است. و تنها رسول خدا عصاره قرآن و محور رحمت خاصه است و نجات جوامع بشری در گرو پیروی اوست.

انسان کامل کسی است که هم بتواند رحمت مطلقه حق را نشان دهد و هم رحمت خاص او را و هم غضب مخصوص را. باید در هر سه بخش مظهر تام بوده در این ارائه و اظهار هم معصوم باشد.
خدای سبحان برای خود این سه صفت را قرار داده مى‏فرماید: رحمت مطلقه برای همگان، رحمت خاصه نسبت به مؤمنان و غضب و خشم در برابر کفار و منافقان همه از آن خداست: ﴿لاتطغوا فیه فیحل علیکم غضبی و من یحلل علیه غضبی فقد هوی﴾  انسان طغیانگر مشمول خشم خداست و هرکه غضب خدا بر او روا بود سقوط مى‏کند، بر عده‏ای از یهودیان سخط و خشم روا داشته: ﴿غضب الله علیهم و لعنهم و أعد لهم جهنم﴾  ولی مؤمن مشمول رحمت خاص خداست: ﴿وکان بالمؤمنین رحیماً﴾ .

همین سه معنا را در باره رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیان فرموده، مى‏فرماید: تو مظهر رحمت مطلق من هستی زیرا: ﴿وما أرسلناک إلّا رحمهً للعالمین﴾  ونسبت به مؤمنان رحمت خاص دارى: ﴿بالمؤمنین رؤف رحیم﴾ ، که رحمت خاصه منظور است و گرنه رحمت مطلقه نسبت به مؤمن و کافر علی السویّه است و در مورد غضب فرموده: ﴿یا أیّها النبی جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم﴾  پیغمبری که رحمه للعالمین است به عنوان رحمت مطلق، نسبت به کافر و منافق باید دشمن سرسخت باشد وبا غلظت و خشونت رفتار کند یعنی پس از اتمام حجت و ارائه طریق و هدایت از درون و بیرون، موظف است با کسی که در برابر وحی سرسختی نشان مى‏دهد مقابله کند. همان خدایی که به او فرموده تو نسبت به مؤمنان رئوف و رحیم هستی و در جای دیگر فرموده: ﴿لو کنت فظّا غلیظ القلب لانفضوا من حولک﴾  به‏او مى‏فرماید: نسبت به کفار و منافقان خشن باش و با آنان مجاهده کن، در جای دیگر جهاد با آنان را بزرگ شمرده و فرمود: ﴿وجاهدهم به جهاداً کبیراً﴾ .
ابتدا به او دستور مى‏دهد که با جهاد فرهنگی وعلمى، که مهمترین و برجسته‏ ترین جهادهاست، با آنان عمل کند و هرگاه نپذیرفتند، سنگین‏ترین برخورد را نسبت به آنها روا دارد. رسولی که باید با مردم نرم باشد: ﴿فبما رحمه من الله لنت لهم﴾  باید غلیظ هم باشد و حفظ این سه مرحله، کار انسان کامل است.
خدای سبحان دستور مى‏دهد همان گونه که او اوصاف سه گانه را معصومانه ارائه مى‏دهد شما هم باید در هر سه مرحله پیرو او باشید. فرشتگان تابع من هستند شما مؤمنان هم تابع پیغمبر باشید گرچه همگی تابع خدایید، رحمت من مطلق است، غضب و رحمت خاصه‏ام مشخص، فرشتگان مطیع من هستند: ﴿بل عباد مکرمون ٭ لا یسبقونه بالقول و هم بأمره یعملون﴾  فرشتگان، معصوم، بنده، کریم و تابع امر الهی هستند، آنجا که من رحیم هستم مظهر رحمت و آنجا که غضبناکم مظهر غضب، و آنجا که باید علم و حکمت را فرو فرستیم فرشتگان وحی ﴿بأیدی سفَرَهٍ ٭ کرام برَرَه﴾  مظهر رحمت خاصه‏ اند، آنجا که باید لطف و مدارا کنیم، مظهر لطف و آنجا که باید غضب خویش را اعمال کنیم﴿سخَّرها علیهم سبع لیال وثمانیه أیام﴾  غضب خاص را نشان مى‏دهند، چنانکه وقتی ابراهیم (علیه السلام) به‏فرشتگان خاص که مهمانان آن حضرت بودند گفت شما چه مأموریتی دارید؟گفتند: ﴿إنا أرسلنا إلی قوم لوط﴾  ما مأموریم تاغضب الهی را در باره قوم لوط اجرا کنیم.برگرفته از کتاب سیره رسول اکرم (ص) حضرت آیت الله جوادی آملی ص۲۹۴

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.