حدیث روز
امام رضا (علیه السلام) فرمودند: یک شب اعتکاف در ماه رمضان معادل یک حج است و یک شب اعتکاف در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و در نزد قبر آن حضرت معادل یک حج و عمره است. 

دوشنبه, ۲۶ مرداد , ۱۴۰۵ Monday, 17 August , 2026 ساعت ×
  • جستجو

  • آرشیو » شعر

    اشعار اعتکافی | عشق علیه السلام….

    اشعار اعتکافی | عشق علیه السلام….

    غیر از پناه باده پناهی نمانده استحي على الشراب که راهی نمانده است 

    شعر اعتکاف اشک
    ۰۱ مهر ۱۴۰۴ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵

    شعر اعتکاف اشک

    اعتکاف اشک دست من کی رسد به دامانش؟ دامن یار دست اغیار است «وَ یَدُالله فَوْقَ أَیدیهم»، دست بالای دست بسیار است معتکف می شوم چو قطره ی اشک، زیر محراب ابرویت؛ اما پلک هایت چو خادمان حرم می زنندم که: مردم آزار است هر چه امن یجیب می خوانم، وانگردد، چرا؟ نمی دانم گره […]

    اشعار اعتکافی | حالیا که در حریم قدس خلوت تو اعتکاف کرده ام
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۹ مه ۲۰۲۵

    اشعار اعتکافی | حالیا که در حریم قدس خلوت تو اعتکاف کرده ام

    عنوان اثر: (( حالیا که در حریم قدسِ خلوتِ تو اعتکاف کرده ام))   قالبِ اثر: نیمایی   سال ها، تو برای زنده بودنت فقط، _ نه زندگی _ سر سپرده ای به هر چه هیچ و پوچ بوده است! _این، حدیثِ نفسِ من، و تو، و او، به خویش بوده است و هست_ آه، […]

    اشعار اعتکافی | غزلی برای فراخوان اعتکاف
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۹ مه ۲۰۲۵

    اشعار اعتکافی | غزلی برای فراخوان اعتکاف

    غزلی برای فراخوان اعتکاف:   با تو حتی خلوت عاشق تماشایی‌تر است زندگی ها با تو دل‌اَنگیز و رویایی‌تر است   بعضی آدم‌ها چطور از مِهر تو دل می‌بُرند؟! وقتی این هستی به یاد تو اهورایی‌تر است   خلوتی دیگر مرا مهمان کن ای آرامشم! آرزوهایم به مُهر لطفت، اجرایی‌تر است   مسجد قلبم حریم […]

    اشعار اعتکافی | مرا به اوج ببر، از خودم رها باشم
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۹ مه ۲۰۲۵

    اشعار اعتکافی | مرا به اوج ببر، از خودم رها باشم

      مرا به اوج ببر، از خودم رها باشم چو بادبادکی آن سوی ابرها باشم مرا به اوج ببر در میانه ی دو نقیض که از زمین و زمان توامان جدا باشم مرا به اوج ببر، چون تغزلی در شعر خلوص منتزع از خلسه ی صدا باشم مرا به اوج ببر- ای شکیب جادویی به […]

    اشعار اعتکافی | خسته از دود و آهن و سیمان
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۹ مه ۲۰۲۵

    اشعار اعتکافی | خسته از دود و آهن و سیمان

    خسته از دود و آهن و سیمان ،خسته از دست دیگران گنجشک   با همان بال های خون آلود، پر کشیده به این کران گنجشک   می تکاند غبار بالش را، زیر بارانِ نرم ِ فواره   تا وضویی دوباره تازه کند، آخرین مرغک جهان گنجشک   مثل دیگر پرنده ها او هم، بال در […]

    اشعار اعتکافی | بی التفات عشق
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۱۹ مه ۲۰۲۵

    اشعار اعتکافی | بی التفات عشق

      «بی التفات عشق»   دستی، چنانچه پشت سر این جهان نبود این سقف بی ستون بلند آسمان نبود بی التفات حضرت او گل نمی شکفت از جنس آفتاب دلی بی گمان نبود لبخند اگر به گونه ی حوا نمی نشاند چیزی به نام عشق در این خاکدان نبود زیبا نمی نوشت اگر قصه را […]