اعتکاف
وب سایت اعتکاف، پویشی در مسیر گسترش معنویت

اخلاق فردی

۱۱

           اولین گام در اخلاق ،خود شناسی و خودسازی فردی است ،خودسازی پرورش اخلاق پسندیده و محو  رذایل ناپسند است که اساس رشدِ شخصیت انسانی هر فردی را تشکیل می دهد. برای انجام این مهم باید از خودشناسی آغاز کرد تا به ضرورت خود سازی و رسیدن به مرحله خود باوری ودر نهایت به خداشناسی و خدا محوری در زندگی  رسید: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه؛ (۱) کسی که خود را شناخت، خدای خویش را می شناسد.

خودشناسی یکی از ضروری ترین مسائل زندگی و یکی از ارکان اساسی کمال و سعادت مادی و معنوی انسان به شمار می رود. سقراط می گوید: «ای انسان خودت را بشناس». شهید مطهری (ره) می فرماید: «این جمله برای دو منظور گفته شده است:

  1. اول آن که خودت را بشناس تا خدا را بتوانی بشناسی.

۲. دوم این که خود را بشناسی تا بدانی که در این زندگی و در این جهان چه باید کرد و چگونه بایستی رفتار کرد. اگر خود را نشناسی نخواهی دانست که رفتار تو در جهان چگونه باید باشد، در جهان چگونه باید زیست».۲

«هر کس باید به قدر و اهمیت خویش پی ببرد و وجود خود را چنان که هست بپذیرد و محترم بشمارد، نه این که برای خود لیاقت و کمال و برتری و مزایای خاصی قائل باشد، بلکه خود را در جامعه عضوی مفید سازد».۳

امام علی (علیه السلام) در این مورد می فرماید: «کفی بالمَرءِ جهلاً اَن لا یعرِفَ قَدرهَ؛ در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد»۴.

 پس باید خودِ واقعی را شناخت و ناخود را خود نپنداشت و برای رسیدن به آن می بایست خود پنداری را از بین برد، چون خود پنداری سرآغاز صفت های مذموم (غرور، کبر، خودپسندی، خودخواهی، خودبینی، استبداد رأی و امیال حیوانی) است.

وباز می فرمایند: ” عَجِبتُ لِمَن یَنشِدُ ضالَّتَهُ و قَد اضَلَّ نَفسَهُ فلا یَطلِبُها”  تعجب می کنم از مردم که وقتی چیزی را گم می کنند دست از پا نمی شناسند و به دنبال گم شده ی خویش می گردند. این ها چگونه خودشان را گم کرده اند و به دنبال آن نیستند که خودشان را پیدا کنند».۵

انسان که خود را شناخت در صدد خودسازی برمی آید و در این راستا به خداشناسی می رسد. از آن رو که خودسازی به خداشناسی منتهی می شود از اهمیت زیادی برخوردار می باشد.

      اخلاق از آن رو ضرورت می یابد که انسان  در دو سوی کمالی و نقصی در حرکت است . بدین جهت گاه در قرآن سخن از نفس اماره انسانی  است که آدمی را به سوی بدی ها امر کرده و می کشاند. (یوسف آیه ۵۳) و گاه دیگر سخن از نفس لوامه و سرزنشگر است که به عنوان وجدان پاک عمل می کند و بر رفتار ناهنجار و یا عمل نکردن به هنجار و ارزشی، وی را سرزنش می کند. (قیامت آیه ۲) گاه دیگر سخن از نفسی است که به تسویل (زیبا جلوه دادن) می پردازد و بدی ها و زشتی ها را به عنوان امری نیک و پسندیده جلوه می دهد. (یوسف آیه ۱۸ و ۸۳ و طه آیه ۹۶) و گاه از نفس وسوسه گری سخن می رود که نمی گذارد دمی با خود آرام نشیند و همواره وی را به سوی بدی ها و زشتی ها دعوت می کند. (ق آیه ۱۶) در مقابل، نفسی هم به آرامش و اطمینان می رسد و آدمی را از همه چیز رهایی می بخشد و کمال را در او تضمین می کند. (بقره آیه ۵۶۲ و نیز فجر آیه ۲۷)

     این ترسیم قرآنی نشان می دهد که انسان و نفس انسانی در مقامی است که می تواند به پست ترین مقام تا عالی ترین و کمالی ترین مقام دست یابد و این همه، حالات یک وجودی است که ما آن را انسان می نامیم. انسان از وسعت وجودی خاصی برخوردار است؛ از این رو در دو سوی متضاد و متقابل کمالات قرار دارد از یک سوی می تواند در کمال زیبایی ها و پسندیده ها به بالاترین و برترین درجه دست یابد و از سوی دیگر در جهت کمال زشتی ها و بد ی ها به پست ترین موجود هستی تبدیل گردد. خداوند درباره این ویژگی انحصاری انسان در آیات ۴ و ۵ سوره تین می فرماید: ” لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین”

 به راستی که انسان را در بهترین حالت و استواری آفریدیم و سپس او را به پست ترین درجات بازگردانیدیم. انسان موجودی بسیار آسیب پذیر است ،به سادگی هویت انسانی خود را از دست داده و در مقام پست ترین حیوانات بلکه پست تر از آنان قرار گیرد: ” اولئک کالانعام بل هم اضل”

 از دیدگاه قرآن ، انسان به طور طبیعی متمایل به بدکاری است. با این همه ، قابل کنترل و مهار و مخلوقی معتدل و ملهم به خیر و شر و دارای خاطراتی پنهان و غیرقابل مشاهده  است.

      انسان دارای تمایلات و خواسته هایی است که باید به برخی پاسخ مثبت و برخی را کنترل و مهار کند. این امکان نیز وجود دارد که نفس انسانی در سختی و رنج افتاده و در تنگنا قرار گیرد و با همه فراخی جانش به لب رسد. (توبه آیه ۱۱۸).

در حقیقت نفس می تواند حالت های مختلفی را تجربه کند. از این رو قرآن نفس را از آیات بزرگ الهی برشمرده است که می بایست مورد تامل و دقت و تحقیق از سوی انسان قرار گیرد و ماهیت آن باز شناخته شود. (فصلت آیه ۵۳ و نیز ذاریات آیه ۲۰ و ۲۱).

      این دور شدن از خود  عوامل  متعددی  دارد که می توان به هواپرستی و پیروی از هوای نفس که به شکل دنیا پرستی و دنیاگرایی به جای حقیقت گرایی و کمال طلبی و تمایلات بیش از حد طبیعی به شهوات و ظلم و ستم به خود و دیگری بروز می کند اشاره کرد . در چنی حالتی به دام طاغوتی انسانی افتاده و خود به طاغوتی دیگر تبدیل می گردد و در راستای پیروی از شیطان و اغواگری او به کفر دچارشده و به تکذیب آیات خدا  و تجاوز از حدود الهی گرفتار و به ترک عمل صالح  اقدام کند.

     نتیجه این اعمال و اقدامات جز سقوط از انسانیت و از دست دادن هویت انسانی چیز دیگری نیست. در حقیقت این توصیف بیانگر آسیب پذیری شدید انسان است؛ زیرا هیچ موجودی جز انسان و جن از این امکان برخوردار نیستند که خود صاحب اراده و اختیار باشند و همین ابزار رشد برای برخی بلکه بیشتر انسان ها به جای ابزار کمالی به ابزار سقوط و نابودی تبدیل می شود.

        توانایی هایی که خداوند به انسان داده است مانند قدرت اراده و اختیار و یا بیان مقاصد و آرای خویش، استعداد تعلم ، استعداد دریافت وحی ، قبول تکلیف، استعداد کتابت و نگارش ،تسخیر موجودات، جانشینی خدا در زمین قدرت عروج  ،کرامت ذاتی ،خلقت نیکو و شکرگزاری به او این امکان را بخشیده است تا به سوی کمال اوج گیرد.

موانع تکامل و خودسازی  انسان

مهمترین عوامل  وموانع تکامل انسانی را در سه موضوع ؛ وسوسه های شیطانی ، هواهای نفسانی  وجاذبه های دنیایی می توان مورد بررسی قرار داد . 

شیطان به جهت وسوسه های بیش از اندازه و ایجاد زمینه های گمراهی و هلاکت انسان به عنوان دشمن آشکار معرفی می شود و از انسان خواسته شده  تا به جهت تأثیرپذیری از اغوای او و نیز فریب کاری ها ،خدعه و حمله همه جانبه، او را دشمن گرفته و از او دوری گزیده و ازاو پیروی نکند .

هوای نفس انسانی هم به عنوان دشمن درونی در قرآن کریم  یاد شده و از انسان خواسته تا خود را از دام نفس خویش رهایی دهد و با تلاش و مجاهدت آن را مهار کرده و تعدیل نماید و از قوه و توانایی ها و توانمندی های آن در راستای کمالات بهره گیرد. به سخن کوتاه از انسان خواسته تا به تزکیه نفس و خودسازی پرداخته و همواره مواظب دشمن درون باشد که بسیار خطرناک و هلاکت ساز است.

علت این که نفس انسانی این گونه برای خود انسان خطرناک و بلکه مهلک است، ویژگی ها و خصوصیات انحصاری است که در نفس انسانی برخلاف دیگر موجودات هستی وجود دارد.   از مهم ترین خصوصیات انسان  علاقه شدید  او به خود اشاره کرد که از آن به حب نفس  وخود خواهی یاد می شود. (ق آیه ۱۹ و قیامت آیه ۷ و ۱۰ و عبس آیه ۳۳و ۳۶)

انسان از آن جایی که بسیار به خود علاقه مند است گاه  حاضر است از همه کس و همه چیز بگذرد تا خود را از شر و عذاب برهاند. فداساختن دیگران برای رهایی خود، از ویژگی های انسانی است. در بلاهای سخت انسان می کوشد حتی زن و فرزند و برادر و خویشاوندان و همه آنان که روی زمینند   را واگذارد تا جان خویش را به سلامت برد و از شر و بدی رهایی یابد. (معارج ۱۱تا۱۴)

      از دیگر ویژگی بارز بانسان وجود غریزه جنسی است که موجب تمایل او به همسر گزینی است. به این معنا که او را به  سوی جنس مخالف می کشاند. ارضای شهوات نوعی از  حب نفس است که در انسان وجود دارد. (آل عمران آیه ۱۴)

      در همین راستا می توان به فرزند دوستی اشاره کرد ، دلبستگی انسان به فرزند خویش نوعی تمایل به خود و حب نفس است که به این شکل بروز و ظهور می کند. (همان) چنان که مال دوستی و دل بستگی شدید به ثروت و مال دنیایی چیزی جز تمایل به نفس نیست؛ زیرا می کوشد تا با به دست آوردن مال، خود را ارضا و تمایلات نفسانی خویش را تکمیل نماید و این همه جز از حب نفس بر نمی خیزد. (همان و نیز معراج آیه ۱۹ تا ۲۱، فجر آیه ۱۵و ۲۰ و عادیات آیه ۶و ۸).

این ها همه نوعی خودخواهی است که به اشکال دیگری چون منفعت طلبی در انسان بروز و ظهور می کند. قرآن با اشاره به غریزه منفعت طلبی انسان یادآور می شود که همواره از خدا خیر بخواهد و از شر و بدی به هر شکلی پرهیز کند. (یونس آیه ۱۱ و فصلت ۴۹ و معراج آیه ۱۹ و ۲۱)

     بسیاری از رفتار و اعمال آدمی را می توان برپایه همین غرایز بلکه به جهت غریزه اصلی و بنیادین حب نفس تحلیل و تبیین کرد. رفتارهائی همچون پنهان کاری (بقره آیه ۴۸۲) توجیه گری (قیامت آیه ۱۴و ۱۵) و شادی و سرور به جهت داشتن مال و ثروت و فرزند و همسر ( یونس آیه ۲۲ و شوری آیه ۴۸ و آیات دیگر) ریشه در همین حب ذات دارد.

همچنان که فسادگری انسان (بقره آیه ۳۰) بخل (نساء آیه ۱۲۸) بی تابی در هنگام گرفتاری (معراج آیه ۱۹و ۲۰) حرص و آز (فصلت آیه ۴۹) حسادت (فلق آیه ۱ تا ۵) طغیان و سرکشی (علق آیه ۶و ۷) ظلم و ستم به دیگران (ابراهیم آیه ۳۴) غرور (انفطار آیه ۶) عجب و (اسراء آیه ۸۳) عجله برای رسیدن به خواسته ها و تمایلات نفسانی (یونس آیه ۱۱ و اسراء آیه ۱۱) فخرفروشی (هود آیه ۱۰) و مجادله (کهف آیه ۵۴) و حتی یاس (هود آیه ۹) نیز ریشه در همین حب ذات و خودخواهی بیش از حد انسان است. همین مساله موجب شد تا آدم در بهشت ابتدایی گرفتار وسوسه شیطان شود؛ زیرا شیطان به وی می گوید که اگر به درخت ممنوعه نزدیک شود به دو چیز مهم و گران بها دست می یابد؛ یکی زندگی جاودان و دیگری رسیدن به وجود برتری که خاص کروبیان است.

● خودسازی تنها راه رهایی

       با توجه به ساختار خلقت انسان    که ترکیبی از گرایشات مثبت ومنفی است و در معرض دشمنی های  وسوسه شیطانی ، هوای نفسانی و جاذبه های دنیوی قرار دارد همواره باید هشیار باشد و بر خود نهیب بیدار باش بزند؛ زیرا این دشمنان  همواره فعال و جدی هستند و آسیب های او در ابعاد مختلف شخصیت فردی و اجتماعی و نیز دنیایی و آخروی از هر دشمنی جدی تر و خطرناک تر است. بسیاری از مسایلی که انسان با آنها دست و پنجه نرم می کند، ریشه در تعارض این گرایشات با یکدیگر دارد که باعث ناپایداری و ناسالمی شخصیت وی می شود. در بعد فردی ریشه افسردگی و نومیدی و در حوزه مسائل اجتماعی  ، بی عفتی و  خودباختگی و ظلم و ستم و بیداد به همین موضوع باز می گردد..

      بدین جهت  خداوند از انسان  می خواهد تا خود را با آموزه های وحیانی بازسازی کرده و نفس را تعدیل و مهار نماید. بسیاری از  دستورهای قرآنی و احکام و شریعت برای تعدیل و مهار نفس انسانی فرو فرستاده شده اند تا انسان را از شر و بدی نفس خودش رهایی بخشد.

علم و دین بهترین و بزرگ ترین سرمایه ی زندگی است. آنان که در پی علم و دین می روند اندیشه، فرهنگ و اخلاق خود را براساس آن پی ریزی می کنند ،به خوش بختی می رسند اما به عکس، آن دسته که همّتشان را در جمع آوری مال و به دست آوردن مقام و ارضای تمایلات نفسانی متمرکز می سازند، دچار تنگناها و انحرافات می شوند. آنها  برای دست یابی به مقاصد پلیدشان به کارهای ناپسند و نامشروع دست می زنند و از علم و دین  برای رسیدن به آرزوهای شوم خود  سوء استفاده   می کنند. چنین افرادی نه تنها خود را فاسد می کنند، بلکه اسباب تباهی جامعه را نیز فراهم می سازند.

    از آن جا که خودسازی کسب مجموعه ای از ارزش های ایمانی، اخلاقی، علمی، روانی، مادی و معنوی  و اجتناب  از هر نوع اخلاق های ناپسند، ناملایمات، سستی اراده و تمایلات نامشروع  نفسانی است، نقش راهنمایان شایسته و مربیان لایق را در رشد و پرورش جوانان، این سرمایه های گران سنگ بشری، روشن تر و بلکه سنگین تر می کند. انجام واجبات الهی، استفاده از  علم و اندیشه و عقل، نقش زیادی در خودسازی فرد و جامعه دارد که در سایه مربیان و راهنمایان شایسته امکان پذیر است.

       پیغمبر اکرم (ص )فرمودند: “بعثت لأتمم مکارم الأخلاق” من برانگیخته شدم تا بزرگواری های اخلاقی را کامل کنم»۶ و باز فرمودند: “علیکم بمکارم الأخلاق فإن ربی بعثنی بها” بر شما باد پای بندی به اخلاق بزرگوارانه زیرا که پروردگارم مرا برای این کار مبعوث کرده است» ۷

مراحل خود سازی      

    عالمان اخلاق در بیان روش خودسازی به سه مرحله علم، حال و عمل اشاره کرده اند. منظور آنها از “علم” دانستن ارزش و مقام انسان، توانایی ها و استعداد ها ، نقاط قوت و ضعف او، کمال و سعادت نفس،  شناخت مفاهیم اخلاقی اعم از فضایل و رذایل   و طریق اصلاح نقص ها و راهکار درمان امراض روحانی است .خودشناسی باعث “حال” می شود؛ یعنی باعث می شود که انسان طالب کمال، مشتاق خودسازی و طی مراحل کمال و قرب الهی گردد؛ انگیزه ایجاد می کند تا در طی این مسیر جدی باشد و سختی های سلوک و مجاهده با نفس را راحت تر تحمل کند.

 سپس علم و حال، زمینه وارد شدن انسان به مرحله “عمل” را فراهم می کند و در این مقطع می کوشد تا با انجام برنامه های عملی خودسازی، تا نهایت سیر و سلوک و وصول به کمال و قرب الهی حرکت کند.

راه های خود سازی

       برای خود سازی  روش های  ابتدایی،معمولی  و اختصاصی وجود دارد این راههای خودسازی از نظر علمای اخلاق اسلامی مراتب و درجاتی دارد. ابتدائی ترین راه خودسازی با انجام واجبات وترک محرّمات شروع می شود

ترک گناه مرحله مهم این خودسازی است، یعنی باید تلاش کرد دل را از هرگونه تمایلات ضد معنوی پاکسازی نمود. این مرحله را تخلیه دل گویند. آنگاه بسوی شناخت وظایف واجب اقدام نموده  و آنچه در شرع از وظایف بنده نسبت به خداوند است بشناسد، آنگاه در مرحله عمل نسبت به ادای آنها گام‏های محکم تری بردارد. برای این مهم دو چیز لازم است

اول:خواندن صفحه به صفحه کتابهای اخلاقی است. کتابهایی مانند معراج السعاده نوشته ملا احمد نراقی یا جامع السعادات نوشته ملا مهدی نراقی یا کتاب  قلب سلیم از آیت الله دستغیب که در آن ارزش ها و رذیلت های اخلاقی را مورد بحث قرار داده است.

دوم:تفکردر خلقت خود و عظمت عالم . اشتیاق به انجام فرمان خدا . مخالفت با هوای نفس

مهم ترین مواد مثبت این برنامه عبارت‌اند از:

۱. انجام به موقع عبادت، به ویژه نمازهاى واجب، همراه با حضور قلب و اخلاص کامل

 2. اختصاص مقدارى از وقت روزانه به امر تفکر در باب صفات و آیات الهى، و نیز تفکر درباره تشخیص راه صحیح، و طولانى بودن مسیر، و کم بودن فرصت و نیرو، و کثرت موانع، و بى ارزشى اهداف دنیوى و…؛

۳.  دستورات اخلاقى و….

مهم ترین مواد منفى برنامه عبارت‌اند از:

 1. پرهیز از زیاده روى در التذاذات مادى؛

 2. کنترل قواى حسى و خیالى، به ویژه چشم و گوش؛

 3. حفظ اندیشه از لغزشگاه هاى فکرى

 معلم اخلاق حضرت امام راحل «ره» در مورد خودسازی   فرموده‏اند: «انسان باید قلباً مطمئن شود که با گناه دوستیش با خدا قطع میگردد و باید:

 1- نمازها را حتی المقدور اول وقت بجای آورند، زیرا نماز بالاترین فریاد برعلیه شیاطین درونی و بیرونی است. نماز پیوستن به صف حق و تبرّی از جبهه باطل است، هیچکدام از اولیاء خدا بدون اقامه نماز به جایی نرسیده‏اند.

۲- سعی کنند دعاهای هر روز را تلاوت نمایند.

 3- تعقیبات نمازها را فراموش نکنند.

۴- تلاش نمایند نماز شب و سایر نوافل را ولو در ابتدا بصورت مختصر، اقامه نمایند تا در مراحل بعدی برای آنان ملکه شود.

  5- توسل به ذیل عنایت باری تعالی و اقامه دعاها و راز و نیازها را اولویت کار خود قرار دهند.

۶- زیارت امامان و امامزاده‏ها نیز نقش عمده‏ای در خودسازی دارد، بالاخص زیارت عاشورا.

 7- عزاداری و سوگواری برای اهل بیت اکسیر اعظم خودسازی است.

۸- صله‏ رحم و سرکشی به بستگان و دعوت از آنان و هدیه دادن به مؤمنین آنان.

 9- ذکر خدا و یاد حضرت سبحان جلّ و علا سرحله عرفان، خداشناسی است که در خودسازی بسیار مؤثر است.

۱۰- دوری از غافلان و پرهیز از همنشینی با دلهای افسرده و قلوب پژمرده در اثر غفلت.

۱۱- تلاش برای شناسائی بندگان مطیع حضرت حق و مجالست و مؤانست با هل دل.

 12- شرکت مستمر در نمازهای جمعه و جماعات.

۱۳- هیچگاه به اعمال خود مغرور نشود بلکه روز به روز بر کمیّت و کیفیّت افعالش محاسبه کند.

۱۴- در تقرب به خدا چنان حریص باشد که از ارتکاب به مکروهات هم خوف داشته باشد.

۱۵- خود را همواره در محضر ربّ العالمین ببیند.

                                برنامه و روش اختصاصی  برای خودسازی و طی مسیر کمال

       بیداری از غفلت

        اولین و مهمترین عامل غفلت انسان از خودسازی و تلاش کافی در جهت رشد و شکوفایی، نا آگاهی نسبت به  حقیقت الهی و غیر مادی و مقام و موقعیت خود در نظام خلقت  است ، ارزش والای نفس انسانی خویش را نمی شناسد، از توانایی های عظیمی که خدای متعال در نهاد او قرار داده، مطلع نیست و نسبت به ضعف ها و کاستی های وجود خود آگاهی کافی ندارد.

 اگر آدمی ارزش های وجودی خود را باز شناسد، مقصود از زندگی را بداند و به ضعف های خود واقف گردد، انگیزه بسیاری برای خودسازی خواهد داشت، تلاش فراوانی در این مسیر خواهد کرد و از سختی های آن نخواهد رنجید. کمال انسان در عرفان خداوند است، ولی راه این وصول با خودشناسی آغاز می شود. «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ کسی که خود را شناخت به حقیقت خدای خویش را شناخته است.»

بنابراین مقصود از خودشناسی ای که به عنوان مقدمه و اولین مرحله خودسازی محسوب می شود، چند چیز است.

۱- اولا باید بداند که او روح است نه جسم، مجرد است نه مادی. البته بدن دارد و بدن مادی است، ولی او به عنوان یک انسان بدن و ماده نیست. انسان موجودی فرامادی و مجرد است و زندگی جاودانه دارد. این اعتقاد مبتنی بر اعتقاد به خداوند و ماورای ماده و معاد است و بدون چنین اعتقادی نمی توان به حیات جاودانه انسان معتقد بود.

۲- در مرتبه بعد باید بداند که انسان به خاطر داشتن بعد مجردی که از آن سخن گفته شد، مخلوق کامل و جامع خداوند و مظهر تمام اسما و صفات الهی است و به همین دلیل شایستگی مقام خلافت الهی شده است. اگر انسان ارزش های وجودی خویش را بشناسد و جایگاه رفیع خود را د ر آفرینش به عنوان خلیفه خدا در زمین شناسایی کند و به توانایی های وسیعی که خداوند در نهاد او برای رسیدن به اوج قله انسانیت و کمال که همان تحقق خلافت و ولایت الهی است، قرار داده واقف باشد و بداند که در زندگی خود کاری و هدفی جز به فعلیت رساندن همین مظهریت و جامعیت ندارد و کمال و سعادت او در دنیا و آخرت نیز در گرو همین مظهریت او نسبت به کمالات الاهی و قرب به خداوند است، انگیزه و شوق فراوانی برای خودسازی در وجود او شکل خواهد گرفت، زیرا هدف خودسازی، شکوفا نمودن این توانایی ها و رسیدن به جایگاه شایسته انسان در آفرینش است.

۳- به ضعف ها، نقص ها، کمبود ها، بیماری های روحی، اسارت ها و اموری که مانع رشد آدمی می شود و او را از خدای متعال دور می کند، آگاهی کامل داشته باشد، زیرا یکی از عرصه های مهم خودسازی رفع موانع و یا به عبارتی مبارزه با ضعف ها و نقص ها است، خودشناسی در این مقطع به معنای آگاهی نسبت به اموری است که در حقیقت موانع اصلی عقب ماندگی انسان در این مسیر هستند. اموری که شناخت آنها، مستقیما زمینه اقدام عملی طالب کمال را برای ورود به مرحله خودسازی فراهم می آورد.

  باز گشت به مسیر درست

      یکی از مقاطع مهم خودسازی این است که انسان از راهی که تاکنون رفته پشیمان شود و تصمیم به بازگشت و اصلاح مسیر زندگی و حرکت خود بگیرد. به این مقطع در اصطلاح علم اخلاق توبه می گویند. اگر کسی در اثر خودشناسی و بیداری از خواب غفلت، به این نتیجه رسید که زندگی گذشته اش صحیح نبوده، راه را به درستی انتخاب نکرده، اخلاق، اعمال و رفتارش پسندیده نبوده، آداب عبودیت و بندگی خداوند را به شایستگی رعایت نکرده و در اثر آن شخصیت اش ضعیف، ناتوان و حقیر شده است، باید در این مرحله از گذشته خود نادم و پشیمان باشد و به صورت جدی تصمیم بر اصلاح خود داشته باشد، در غیر این صورت انگیزه و توان کافی برای پیمودن این راه نخواهد داشت و موفق نخواهد بود.

     در کتاب های اخلاقی این مرحله تحت عنوان توبه مطرح شده است. توبه یعنی پشیمان شدن از گذشته و تصمیم جدی برای بازگشت به سوی خداوند و اصلاح خود.منظور از خداوند در اخلاق، ذات هستی است که منبع تمام خوبی ها، ارزش ها، قدرت ها و عظمت است. ذاتی که به انسان قدرت، توان و عظمت می دهد. توبه یعنی بازگشت از ضعف، حقارت، ناتوانی، رذالت و پستی گناه، به سوی قوت، قدرت، توانایی، عظمت، فضیلت و قرب به خداوند.

      خداوند شیفته بازگشت بندگان به سوی او و مشتاق پیوستن آنها به او پس از بریدن و جدا شدن است. میزان شوق پروردگار به آشتی بندگان با او و وصل پس از فصل در حدیثی شادی بخش چنین بیان شده است: «ان الله تعالی اشد فرحا بتوبه عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیله ظلما فوجدها” شادمانی خداوند از بازگشت بنده اش بیش از شادی کسی است که مرکب و توشه خود را شبی تاریک (در بیابان) گم کرده و سپس آن را می یابد.»۸

این تعبیر نشان می دهد که توبه، در واقع مرکب و توشه انسان به سوی سعادت و کمال است. انسان با این زاد و توشه، بیابان تیره و ظلمانی گناه و نافرمانی را پشت سر می گذارد و به منزل کمال و نور و رحمت گام می گذارد.

توبه بر خلاف تصور برخی افراد، یک حرکت آنی، جهشی و دفعی نیست، فرایند خاصی باید طی شود تا انسان از خواب غفلت بیدار گردد، خودش را بدرستی بشناسد، از گذشته خود پشیمان شود، تصمیم بر اصلاح زندگی خود گرفته و بکوشد با برنامه ریزی و تحمل شرایط سخت از خود گذشتن و به خدا رسیدن، آن هم در طی زمان بسیاری از عمر خویش، به سوی خدا بازگردد و ضعف و ناتوانی خود را به قدرت و توانایی بدل  نماید، از حقارت و پستی به عظمت و بزرگی رسیده و محبوب خداوند گردد.قرآن کریم می فرماید: “ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین”بدرستی که خداوند توبه کنندگان و تطهیر کنندگان را دوست دارد. زیرا آنها در مسیر محبوبیت خداوند حرکت می کنند، و در هر کجای این راه که باشند و با هر قدمی که در این مسیر برمی دارند، به همان میزان به خداوند نزدیک می شوند.

بنابراین نمی توان توبه را مقطع خاصی از راه دانست، تمام تلاش انسان در مسیر خودسازی، به نوعی توبه و بازگشت به خداوند است، اگر چه اصل پشیمان شدن و تصمیم بر ترک گذشته و برنامه ریزی برای آینده، مقطعی خواهد بود  

       برنامه ریزی ، تصمیم جدی مشارطه

کسی که می خواهد خودسازی کند  باید در برنامه ای که برای خود در جهت خودسازی تنظیم می کند، به طور کلی به چهار موضوع بپردازد.

۱- کسب دانش و آگاهی و جهل زدایی. اولین و اساسی ترین مولفه یک برنامه خوب خودسازی، توجه به سیر مطالعاتی و تحصیل دانش و تفکر و تامل در خود، هستی، دین، معاد، زندگی و اخلاق است. اولین حرکتی که انسان برای رشد خود می کند، قدمی است که به سوی مدرسه و مکتب برمی دارد. گل وجود آدمی با آب حیات علم و دانش آبیاری و شکوفا می شود، حرکت صعودی انسان با مطالعه آغاز می شود و با تفکر و مشاهده حقیقت به نتیجه می رسد.

۲- تقویت اراده، تحصیل آزادی و مبارزه با اسارت ها و اموری که مانع رشد انسان هستند، مانند پرخوری، پرخوابی، دلبستگی ها، وابستگی ها و مانند آن.

۳- حضور فعال در جامعه، معاشرت با دیگران و مبارزه با ضعف ها و کاستی هایی که در روابط اجتماعی خود دارد و همچنین شکوفا نمودن توانایی های اجتماعی از مولفه های مهم برنامه خودسازی است. صفات شخصیتی منفی مانند تکبر، عجب، بخل و حسادت که هم روابط با انسان های دیگر را تخریب می کند و هم به شخصیت خود انسان آسیب جدی وارد می نماید، در این عرصه پدید می آید و در همین عرصه نیز قابل درمان و تبدیل به صفات شخصیتی مفید و مثبت مانند تواضع، سخاوت و خیر خواهی خواهد بود.

۴- تقویت دین داری و ارتباط معنوی با خداوند، که عمدتا در انجام واجبات و ترک گناهان و همچنین توجه به مستحبات و مکروهات خلاصه می شود. دین داری و معنویت از مهمترین مولفه های یک برنامه خودسازی کامل است. در این قسمت داشتن برنامه های عبادی و معنوی مانند نماز و دعا و…

بدون شک هر کاری که انسان انجام می دهد، دارای روش و تکنیک های خاصی است که بدون آشنایی با آنها انجام آن کار امکان پذیر نخواهد بود. اصلاح نفس بیشتر شبیه به درمان بیماری ها توسط پزشک است. هر بیماری از راه خاصی درمان می شود و داروی مخصوصی را می طلبد. اصلاح نفس انسان نیز روشمند است و تکنیک های خاص خود را دارد. به طور مثال اگر بخواهیم صفتی را در خود اصلاح کنیم و رذیلتی را تبدیل به فضیلت نماییم، علمای اخلاق گفته اند: لازم است  در اول شخص با خودش شرط کند که در طول روز مواظب باشد  کار خاصی را انجام بدهد  ویا انجام ندهد  یا ضد عمل نامطلوب را انجام دهد و بعد لازم است آنقدر آن عمل را تکرار کنیم تا فضیلت جایگزین رذیلت شود و در نفس به صورت ملکه راسخه درآید. همچنین اگر بخواهیم عادتی را تغییر دهیم باید راهکار آن را بدانیم. به طور مثال اگر بخواهیم با عادت پرخوری و یا پرخوابی مبارزه کنیم، باید روش آن را بدانیم و به تدریج خود را به کم خوری و کم خوابی عادت دهیم وگرنه موفقیت آمیز نخواهد بود.

ما از دو طریق می توانیم با این روش ها آشنا شویم، یکی مطالعه کتاب های اخلاقی است که در آنها برای هر بیماری اخلاقی راهکار درمانی خاصی پیشنهاد شده است و دیگری مطالعه در خود و تجربه عملی است. البته در این راستا مطالعه سرگذشت انسان های بزرگ، آشنایی با شرح حال ایشان و تجربه هایی که آنها در این مسیر داشته اند نیز بسیار موثر خواهد بود.

مراقبت و مواظبت بر انجام تصمیم

     بخشی از برنامه خود سازی،مراقبه  است که  ضامن اجرایی تمام برنامه های خودسازی در تمامی عرصه ها است. از مهمترین کارهایی که انسان برای رشد شخصیت خود انجام می دهد، این است که در همه حال مراقب افکار، احوال و اعمال خود باشد و هیچگاه از خویشتن خویش غفلت نکند. تقریبا تمامی عالمان اخلاقی در کتب خویش به روش مراقبه و محاسبه نفس، پرداخته و آن را به عنوان روشی بی بدیل برای خودسازی معرفی نموده اند.

     هیچ کاری بدون نظم و برنامه ریزی موفقیت آمیز نخواهد بود. اسلام برای مسئله نظم در زندگی اهمیت فوق العاده ای قایل شده است. تمامی بزرگان دین و علم، بدون استثنا موفقیت خود را مدیون نظم و برنامه ریزی هستند. موفقیت در خودسازی نیز از این قاعده مستثنا نیست. نظم و برنامه داشتن و التزام عملی به برنامه، اصولی ترین روشی است که باید مد نظر قرار داد. در گذشته عالمان اخلاقی برای مریدان و پیروان خود هر یک به فراخور حال، دستورالعمل خاصی صادر می کردند. وجود دستورالعمل های اخلاقی و توصیه نامه ها در همین راستا قرار داشت. نکته مهمی که درخور تامل بسیار است، تنظیم برنامه و دستورالعملی است که شامل و فراگیر باشد. برنامه خودسازی باید تحت تاثیر الگوی رشد و توسعه انسانی تنظیم شود وگرنه به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. بر اساس این الگو انسان در چهار عرصه تقویت شناخت و آگاهی، تقویت اراده آزاد، تقویت اخلاق اجتماعی و تقویت معنویت، رشد می کند. برنامه خودسازی در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که به تمام جنبه های رشد انسان توجه داشته باشد.

  محاسبه و بررسی عملکرد

منظوراز محاسبه این است که هر کس در پایان هر سال یا ماه و هفته و یا در پایان هر روز به محاسبه کارهای خویشتن بپردازد، و عملکرد خود را در زمینه خوبیها و بدیها، اطاعت و عصیان، خدا پرستی و هوا پرستی دقیقا مورد محاسبه قرار دهد، و درست مانند تاجر موشکاف و دقیقی که همه روز یا هر هفته و هر ماه و هر سال به حسابرسی تجارتخانه خود می پردازد و سود و زیان خویش را از دفاتر تجاری بیرون می کشد و ترازنامه و بیلان تنظیم می کند، به یک محاسبه الهی و معنوی دست زند و همین کار را در مورد اعمال و اخلاق خویش انجام دهد.

روشن است محاسبه چه در امر دین باشد یا دنیا یکی از دو فایده مهم را دارد: اگر صورتحساب، سود کلانی را نشان دهد، دلیل بر صحت عمل و درستی راه و لزوم تعقیب آن است; و هر گاه زیان مهمی را نشان دهد دلیل بر وجود بحران و خطر و احتمالا افراد مغرض و دزد و خائن و یا خطا کار و ناآگاه در تجارتخانه اوست که باید هر چه زودتر برای اصلاح آن وضع کوشید.            

     معاتبه و معاقبه

ریشه این دو کلمه از عتاب ( روی گرداندن ) و عقاب (مجازات کردن ) است

معاتبه و معاقبه یعنی سرزنش و مجازات نفس است در برابر خطاها و خلافهایی که از او سرزده است; زیرا اگر انسان حساب کند، و در مقابل کارهای خلاف، هیچ واکنشی نشان ندهد، نتیجه معکوس خواهد شد; و به تعبیر دیگر، باعث جرات و جسارت نفس است.همان گونه که وقتی انسان کارمندان و کارگران و شرکای خود را پای حساب حاضر می کند و از آنها تخلفها و نادرستیهایی در حساب می بیند، در برابر آن واکنش نشان می دهد و به نوعی آنها را کیفر می دهد – از مرحله خفیف و ملایم مانند سرزنش گرفته تا مرحله کیفرهای مختلف – کسانی که در مسیر قرب خدا گام برمی دارند و به سیر و سلوک مشغولند، نیز در برابر نفس سرکش باید چنین باشند; در غیر این صورت، محاسبه نتیجه معکوس می دهد;یعنی، موجب جرات و جسارت بیشتر می شود.

وقتی برای خود شرط گذاشتیم و مراقبت هم کردیم و مواظب بودیم باز اگر وقت محاسبه دیدیم که خطاهایی داشتیم خود را سرزنش و تنبیه نماییم . اینگونه است که نفس یاد می گیرد سرکشی نکند و ما می تونیم مهار آن را تا حدودی بیشتر و بهتر به دست بگیریم  از آنجا که در ابتدای  راه هستیم باید آرام آرام شروع کنیم و توقعمان نسبت به خودمان را کم کم افزایش بدهیم .

  نشانه های افراد خود ساخته ، خود باور ،با عزت نفس و کریم

افراد خود ساخته  وصاحب اعتماد به نفس دارای نشانه هائی هستند که می توان با توجه به آنها صفت خود ساختگی را در خود و دیگران ارزیابی کرد . برخی از آن نشانه ها چنین است :

الف) ترجیح آبرو بر مال

علی ع می فرماید : الکریم من صان عرضه بماله و اللئیم من صان ماله بعرضه ۱۰

آبروی انسان کریم به اندازه ای برای او اهمیت دارد که حاضر است برای حفظ آن از مال خود بگذرد.

ب) اجتناب از کارهای بیهوده

یاوه گوئی و بیهوده سرایی با کرامت نا ساز گار است کسانیکه به امور بیهوده مشغول می شوند و با انجام کارهای بی فایده عمر خود را به بطالت می گذرانند از کرامت برخوردار نیستند . قران مجید می فرماید :  و اذا مروا باللغو مروا کراما

بندگان خدا کسانی هستند که وقتی به امر بیهوده ای بگذرند با کرامت از آن عبور می کنند .۱۱

ج) تنفر از پستی

از نشانه های بارز انسانهای کریم عدم همسوئی با لئیمان و نگشتن گرد کارهای پست است. چه بسا انسانهای پست تن به کارهایی بدهند و به آن افتخار هم بکنند ولی کریمان نه تنها دست به آن نمی زنند بلکه در قلب نیز از چنین کارهایی متنفرند.

امیر مومنان ع در این باره می فرمایند : ” الکریم یزدجر یفتخر به اللئیم” شخص بزرگوار از افتخارات افراد پست متنفر است .۱۲

د ) چشم پوشی از خطاها

انسانهای کریم بسیاری از کارهای نا روای دیگران را نا دیده گرفته و خود را از آن بی خبر نشان می دهند تا بدین وسیله زشتی اعمال خلاف و آبروی دیگران از بین نرفته و افراد برای اصلاح خطای خود فرصت پیدا کنند. سخن امام کریمان علی ع اشعار به این معنا دارد :

من اشرف اخلاق الکریم تغافله عما یعلم) از بهترین اخلاق انسان کریم چشم پوشی او از چیز هایی است که می داند .۱۳

ه ) صداقت :

پنجمین صفت فرد کریم راستگویی و صداقت است همانطور که دروغگویی از صفات افراد فرو مایه است .

 امام علی ع می فرمایند : “الصادق علی شفا منجاه و کرامه و الکاذب علی شرف مهواه و مهانه ”  

راستگو مشرف به نجات و کرامت است و دروغگو در پرتگاه سقوط و خواری است .۱۴

و) پاداش بدی به نیکی

بزرگواری چنین افرادی به گونه ای است که در مقابل بدی و جفای دیگران نه تنها مقابله به مثل نمی کنند بلکه با احسان و نیکی پاسخ آنان را می دهند. سخن امام  علی ع در این باره نیز چنین است : ” الکریم من جازی الاسائه بالاحسان ” انسان با کرامت بدی را با نیکی پاسخ می دهد .۱۵

ارجاعات

۱.        غررالحکم و دررالکلم، ج ۲، ص ۶۲۵

۲.       استاد شهید مطهری، فلسفه اخلاق، ص ۱۰۸.

۳.      سلامت روح، ص ۶۴

۴.       نهج البلاغه، خطبه ۱۰۲

۵.      غررالحکم و دررالکلم، ج ۲، ص ۴۹۵.

۶.       سفینه البحار، ج ۱ ص ۴۱۱ و محجه البیضاء ج ۴ ص ۱۲۱؛ علم الیقین ص ۴۳۹

۷.      سفینه البحار، ج ۱ ص ۴۱۱)

۸.      اصول کافی، ج ۲، باب التوبه، ص ۴۳۵، ح ۸

۹.       جامع السعادات، ج ۳، ص ۹۳

۱۰.     شرح غررالحکم ج ۲ ص ۱۵۴

۱۱.     سوره فرقان آیه ،۷۲

۱۲.    شرح غررالحکم ج ۲ ص ۴۴

۱۳.   میزان الحکمه ج۷ ص ۲۶۷

۱۴.    نهج البلاغه خطبه ۸۵ ص ۲۰۸

۱۵.   میزان الحکمه ج ۸ ص ۳۶۵

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.