حدیث روز
امام رضا (علیه السلام) فرمودند: یک شب اعتکاف در ماه رمضان معادل یک حج است و یک شب اعتکاف در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و در نزد قبر آن حضرت معادل یک حج و عمره است. 

پنجشنبه, ۲۵ تیر , ۱۴۰۵ Thursday, 16 July , 2026 ساعت ×
  • جستجو

  • خاطراتی از اهتمام شهدا نسبت به اعتکاف | شهید عبدالحسین خبری
    ۰۹ مهر ۱۴۰۴ ساعت: 10:49
    شناسه : 12035
    اعتکاف های انسان ساز| نوجوان عارف شهید عبدالحسین خبری

    توی ۱۶ سالگی اعتکاف های سی چهل روزه در سبز قبا داشت پدرش در مدت اعتکاف برایش غذا میبرد توی عبادت هم کم نمیذاشت. می گفت صراط مستقیم ستون های اصلی داره به نام واجبات و تقویت کننده هایی داره که اگر نباشند، سقف فرو می ریزه مستحبات همان تقویت کننده ها هستند. اگر نباشند ممکن است آدم از خط مستقیم خارج شود. اینها از انحرافات جلوگیری میکنند اینها قید و بندهایی هستند که همیشه باید همراه انسان باشد

    راوی عظیم مقدم دزفولی

    ***

    با اینکه نوجوان بود توی خودسازی هاش هوشمندانه و با فکر عمل می کرد یه بار از نوع خودسازی اش برام تعریف کرد و گفت: «تصمیم قاطع گرفته بودم که از گناه دوری
    کرده و معصومانه زندگی کنم چند قرص نان گرفتم و گذاشتم توی سید دوچرخه و راه افتادم سمت زمین های سبیلی (منطقه ای حاصلخیز در شمال دزفول و در شرق رودخانه ی دز) زمین ها مملو بود از گندم کنار یکی از مزارع گندم سجاده را بهن کردم و شروع کردم به نماز خواندن ساعتها گذشت و من مشغول عبادت و مناجات و دعا بودم؛ تا اینکه وقت نماز ظهر شد. نماز ظهر و عصر را خواندم و نشستم تا چند لقمه نان بخورم لقمه اول را گذاشتم توی دهانم که تمام فکر و ذهنم متوجه یک سوال شد. با خودم گفتم حسین اگه قرار باشه تو بری توی بیابان و فقط عبادت کنی و هیچ وسیله و ابزار گناهی دورت نباشه که فایده ای نداره اگه مردی باید برید توی شهر و اونجا باشی و گناه نکنی اینه که ارزش داره نه این که بری یه جایی که زمینه گناه هم فراهم نباشه…. وقتی به این مسئله خوب فکر کردم دوباره سوار دوچرخه شدم و رکاب زنان و گشتم خانه و گشتم تا با اماره ترین نفس مبارزه کنم

     

    راوی محمود اسفنده

     

    ***

    به نظرم عبدالحسین نوجوان این همه فهم و دقت رو مدیون مراقبه در کنار مطالعه بود.
    اگر بگم عبدالحسین از بیست و چهار ساعت شبانه روز هجده ساعت سرش توی کتاب بود اغراق نکردم گاهی می رفت کتابخانه ی فتح المبین و آنجا ساعتها بی وقفه کتاب می خواند نهج البلاغه ، حلیه المتقین ، معراج السعاده تفسیرها …..؛ تشنه ی آموختن بود و نسبت به سنش یک اعجوبه ی تمام عیار… گاهی در جلسه ی قرآن بیش از یک ساعت حرف میزد برای مان آن چنان جذاب و شیرین و گیرا میگفت که حتی یک نفر هم خسته نمی شد و ما مشتاق بودیم که باز هم ادامه بدهد کلامش بسیار بر محتوا بود و ما لذت می بردیم؛ واقعاً مطالب جدیدی می آموختیم و این ثمره ی مطالعاتش بود. بسیار هم پیش می آمد که سر صف نماز سخنرانی می کرد بزرگترها هم از او می آموختند و لذت میبردند از جذبه ی کلامش بسیاری از بچه ها اعتقادات دینی خود را مدیون جلساتی هستند که حسین برگزار میکرد.

     

    راوی علی معینی

    ***

    منبع خاطرات کتاب آسمان خبری دارد روایت زندگی و خاطرات نوجوان عارف شهید عبد الحسین خبرى

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.