اعتکاف
وب سایت اعتکاف، پویشی در مسیر گسترش معنویت

رزق حلال در سخنان امام رضا (ع)

۲۰

نقش رزق حلال در استحکام نهاد خانواده در سیره و سخن امام رضا(ع)

چکیده: در سخنان و سیره امام رضا(ع) از رزق حلال و عناوین مرتبط با آن سخن به میان آمده و مفهوم رزق حلال ترسیم شده است. از سویی خانواده با عناوین چندی مورد اشاره قرار گرفته و از استحکام آن سخن به میان آمده و به توسعه و رفاه آن تشویق شده است. در مقاله حاضر ضمن بیان مواردی که به رزق حلال اشاره دارند رابطۀ رزق حلال و استحکام بنیان خانواده تبیین شده است زیرا نظر به اهمیت خانواده، اسلام راهکارهای زیادی برای استحکام آن بیان داشته همچنین از عوامل سست‌کننده آن نهی نموده است لذا متونی که به استحکام نهاد خانواده تشویق می‌کنند، به‌مراتب بیشتر از متون، مشوق تشکیل خانواده هستند. در سخنان و سیرۀ امام رضا(ع) برای استحکام بنیان خانواده، بر روزی حلال تأکید شده که از طرق عناوینی، همچون صلۀ رحم، رعایت حقوق متقابل، محبت به دیگران و خوشحال نمودن ایشان، پرهیز از حسد، رضایتمندی، قناعت، ساده زیستی و پرهیز از تکلف و……در استحکام بنیان خانواده نقش بسزایی دارد.

مقدمه

رزق به معنای عطا و بخششِ مستمری است که به منظور ادامۀ حیات با نیاز فرد مطابقت دارد. از آنجا که روزیِ خداوند، عطای مستمر به آفریدگان است، از آن به رزق تعبیر شده است (مصطفوی، ۱۳۶۰، ج۴: ۱۱۵). مطابق با نیاز فرد بودن یا بهره‌مند شدن فرد از آن، قیودی هستند که موجب نزدیک شدن مفاهیم رزق و کالا به یکدیگر هستند (قریشی، ۱۳۷۱، ج۳: ۲؛ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۳: ۱۳۷؛ مکارم‌شیرازی، ۱۳۷۴، ج۹: ۱۸).

توجه به قیود مذکور همچنین نشان‌دهندۀ تفاوت مفاهیم رزق و درآمد است؛ از همین رو با استناد به سخن پیامبر(ص): «انما لَکَ مِنْ مَالِکَ مَا أَکَلْتَ فَأَفْنَیْتَ أَوْ لَبِسْتَ فَأَبْلَیْتَ أَوْ اعطیت فامضیت و سائره لموالیک؛ از مال تو آن مقدار برای توست که بخوری و تمام کنی یا بپوشی یا صدقه دهی یا از آن درگذری» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۰: ۱۳۸).

ابن‌خلدون گفته است: اگر منافع درآمد و ثروت انسان به خودش برگردد و در راه تأمین مصالح وی صرف شود، روزی نامیده می‌شود… و چنانچه از مال و دارایی خود به‌هیچ‌وجه در مصالح و نیازهایش فایده‌ای نبرد به آن روزی نمی‌گویند، در این‌صورت آنچه با کوشش و توان خود به‌دست آورده درآمد نامیده می‌شود. این مانند میراث است نسبت به متوفی که درآمد شمرده می‌شود، اما روزی نامیده نمی‌شود و نسبت به وارثان هر وقت از آن منتفع شوند رزق نامیده می‌شود (خضیری، ۱۹۹۱: ۳۸۱).

در قرآن مجید واژۀ رزق به شکل‌های گوناگون به کار رفته است؛ در برخی موارد همچون: «و فی السماء رزقکم» (ذاریات/۲۲) در امور مادی است، زیرا در آیۀ مزبور رزق به معنای باران است (ابن‌عجیبه، ۱۴۱۹، ج۵: ۴۷۲). رزق در برخی موارد همچون آیۀ «الَّذِینَ هاجَرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ ماتُوا لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیْرُ الرَّازِقِین‏» (حج/۵۸) در امور معنوی و اخروی و در برخی موارد همچون آیۀ «انّ الله هو الرزاق ذو القوه المتین» (ذاریات/۵۸) در معنای عام از امور معنوی و مادی به‌کار رفته است.

در تأیید تفاوت رزق و درآمد، بر مال حرام رزق اطلاق نشده است، چنان‌که طبرسی ضمن تفسیر آیۀ «وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛ از آنچه روزى ایشان کرده‏ایم، انفاق مى‏کنند» (بقره/۴) گفته است:

روزىِ واقعى آن است که شخص بتواند از آن بهره‏مند شود و کسى حق نداشته باشد او را از این بهره‏مندى بازدارد. بنابراین، آیۀ مذکور دلیل بر آن است که مال حرام رزق و روزى نیست، زیرا خداى متعال مردمان را به انفاق کردن از آنچه روزى ایشان مقرّر داشته مى‏ستاید و انفاق‏کننده از مال حرام- به اتفاق همگان- شایستۀ ستودن نیست، پس حرام رزق محسوب نمى‏شود (۱۳۷۲، ج۱: ۱۲۳).

عبارت مذکور از طبرسی، دیدگاه شیعه و معتزله درخصوص مفهوم رزق را بیان می‌کند، اما دیدگاه اشاعره چنین نیست. برای توضیح بیشتر باید بگوییم در اینکه آیا لفظ رزق شامل حرام مى‏شود یا نه اختلاف است، به‌عبارتی، چنانچه انسان از طریق حرام و غیرمشروع تأمین هزینه و مایحتاج کند، آیا شرعاً و از نظر قرآن رزق نامیده مى‏شود یا آنکه در اصطلاح شرع، رزق منحصر به چیزهاى حلال است؟ امامیه و معتزله بر این باورند که آنچه از راه حلال به‌دست می‌آید رزق نامیده می‌شود و آنچه از راه حرام به‌دست می‌آید رزق محسوب نمی‌شود. در مقابل، اشاعره بر این باورند که هرچه انسان به‌دست آورد؛ خواه از راه حرام و خواه حلال، رزق نامیده مى‏شود (فخررازی، ۱۴۲۰، ج۲: ۲۷۵).

در تأیید تفاوت رزق و دارایی، رسول خدا(ص) خوردنِ مال حرام را پس از روشن شدن حرام بودنش از گناهان کبیره دانسته (ابن‌شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۴۲۲) و معصومان از جمله امام رضا(ع) مال حلال را توصیه کرده و فرموده‌اند: «أَفْضَلَ الْمَالِ مَا وُقِیَ بِهِ الْعِرْض؛ بهترین مال آن است که به‌وسیلۀ آن حفظ آبرو شود» (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۳۰۴).

امام رضا(ع) همچنین داشتن همسری خوب که در غیاب شوهر حافظ جان و مال شوهرش باشد بهترین سود مؤمن دانسته و فرموده‌اند: مَا أَفَادَ عَبْدٌ فَائِدَهً خَیْراً مِنْ زَوْجَهٍ صَالِحَهٍ إِذَا رَآهَا سَرَّتْهُ وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ فِی نَفْسِهَا وَ مَالِه‏؛ براى بندۀ خدا چیزى سودمندتر از زن پارسا و شایسته نیست. هرگاه به زوجه‏اش نظر کند خوشحال شود و هرگاه شوهر به مسافرت رود، زن ناموس و مال او را حفظ کند (همان، ج۲: ۲۵۶)

و نیز فرموده‌اند: مَنْ رَضِیَ بِالْیَسِیرِ مِنَ الْحَلَالِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ تَنَعَّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللَّهُ دَاءَ الدُّنْیَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنْهَا سَالِماً إِلَى دَارِالسَّلَام؛ هر کس به مال اندک حلال راضی باشد، هزینه‌های زندگی وی کاهش می‌یابد، خانواده‌اش نعمت یابند، خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا سازد و او را سالم از دنیا به بهشت ببرد (همان، ج۱: ۲۷۲).

از همین رو، کار بیشتر برای رفاه خانواده را توصیه کرده و فرموده‌اند: «إِنَّ الَّذِی یَطْلُبُ مِنْ فَضْلٍ یَکُفُّ بِهِ عِیَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ‌اللَّه» آن‌کس‌که کار بیشترى مى‏کند تا درآمدش براى خود و کسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشى بزرگ‌تر از پاداش مجاهد فی سبیل‌الله دارد (کلینی، ۱۳۶۲، ج۵: ۸۸).

برداشت کار بیشتر برای رفاه خانواده و مطلوب بودن آن از حدیث مذکور منطقی است، از همین رو راغب اصفهانی در آیۀ «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ‌اللَّهِ وَ اذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» (جمعه/۱۰) فضل را به معنای بیش از حد کفاف گرفته است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲: ۳۹۵). چنان‌که در علم اصول بیان شده، امر در «فانتشروا» پس از نهی واقع شده و مفید اباحه و جواز است و ارشاد به آن است که پس از اتمام نماز جمعه جایز است مکلف به‌دنبال امور دیگر و تأمین نیازهای خصوصی برود. آیۀ مذکور و سخن امام رضا(ع) که به آن اشاره کردیم، نشان‌دهندۀ آن است که تشویق به‌کار و کوشش و کسب روزی به کوشش انسان دربارۀ تحصیل نیازهای اوّلیه و ضروری محدود نمی‌شود.

کلمۀ «معاش» که رابطۀ نزدیکی با رزق دارد نیز در سخن امام رضا(ع) مورد توجه قرار گرفته، چنان‌که فرموده‌اند: «لَیْسَ‏ لِلنَّاسِ‏ بُدٌّ مِنْ مَعَایِشِهِمْ، فَلَاتَدَعِ الطَّلَب‏؛ مردمان ناگزیر باید براى طلب معاش خود بکوشند، پس طلب معاش را ترک مکن» (ابن‌شعبه حرانی، ۱۴۰۴: ۱۴۰) و نیز در جای دیگر گفته شده: قَالَ عَلِیُّ بْنُ شُعَیْب: دَخَلْتُ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَقَالَ لِی- یَا عَلِیُّ مَنْ أَحْسَنُ النَّاسِ مَعَاشاً- قُلْتُ یَا سَیِّدِی أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی- فَقَالَ یَا عَلِیُّ مَنْ حَسَّنَ مَعَاشَ غَیْرِهِ فِی مَعَاشِه؛ على‌بن شعیب مى‏گوید بر ابوالحسن الرّضا(ع) وارد شدم، او به من فرمود: یا على! زندگى چه کسى از همه نیکوتر است؟ گفتم: شما- اى آقاى من- در این باره از من داناترى. فرمود: یا على! زندگى کسى که زندگى دیگرى را تأمین کند (همان: ۴۴۸).

امام رضا(ع) قناعت کردن را که رابطۀ نزدیکی با مال و رزق حلال دارد تشویق کرده و فرموده‌اند: قناعت، نفس آدمى را از خطا و لغزش نگه مى‏دارد و موجب مى‏شود که انسان به جمع ثروت، مال و اندوختن منال نپردازد و خود را در نزد  اهل دنیا خاضع و خاشع نکند. راه قناعت را فقط دو نفر اتخاذ می‌کنند؛ کسى که دنبال آخرت را گرفته و به مال اندک جهان اکتفا می‌کند یا شخص کریمى که نمی‌تواند و نمی‌خواهد خود را به کثافات دنیا آلوده کند (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۵: ۳۵۳؛ عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۲۷۲).

امام رضا(ع) همچنین برای مال و دارایی یا مالکیت خصوصی آن چنان اهمیتی قائل‌اند که انسان در دفاع از آن می‌تواند تا مرز شهادت پیش برود، چنانچه فرموده‌اند: «هر کس برای حفظ مال خود کشته شود، شهید است» (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۲: ۴۹۹). همچنین، تعرض به مال دیگران را موجب دخول در آتش دوزخ دانسته و فرموده‌اند: «گناهی که کیفر آن دوزخ است سوگند به زیانِ مال یا حقِ مسلمان است از روی ظلم و این سوگند دروغ است و پاداش آن دوزخ است و کفاره (راه جبرانی) در دنیا ندارد» (صدوق، بی‌تا: ۲۷۳).

تقدیر معیشت به معنای اندازه داشتن در هزینه و حساب کردن امور زندگی و برقراری هماهنگی بین نیازها و چگونگی برآورد آنهاست. به‌عبارت دیگر، رعایت اصل حیاتی نظم و انضباط اقتصادی نیز با مسئلۀ درآمد و رزق رابطۀ نزدیکی دارد که امام رضا(ع) به رعایت آن توصیه نموده و فرموده‌اند: لَایَسْتَکْمِلُ عَبْدٌ حَقِیقَهَ الْإِیمَانِ حَتَّى یَکُونَ فِیهِ خِصَالٌ ثَلَاثٌ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ حُسْنُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَهِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزَایَا؛ هیچ بنده‏اى در ایمان به کمال نمی‌رسد، مگر اینکه در او سه خصلت باشد: فهمیدن و درک کردن مسائل شرعى، تنظیم برنامه‏هاى زندگى با بهترین روش و شکیبایى در گرفتاری‌ها (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۱: ۲۱۳).

از همین رو، امام سجاد(ع) از خداوند خواسته‌اند که حُسن تقدیر را به ایشان بیاموزد «عَلِّمْنِی حُسْنَ التَّقْدِیر» (صحیفۀ سجادیه/۱۳۸). امام علی(ع) حُسن تقدیر را مایۀ پایداری و قوام زندگی دانسته و فرموده‌اند: «قوام العیش حسن التّقدیر و ملاکه حسن التّدبیر» (خوانساری، ۱۳۶۶، ج۷: ۲۸۹).

مقالۀ حاضر در پی آن است که از یک‌سو اهمیت رزق، خانواده و تحکیم آن را در سیرۀ امام رضا(ع) تبیین کند و از سوی دیگر، چگونگی ارتباط روزی حلال با تحکیم نهاد خانواده و نقش آن را در این‌باره در سیرۀ امام رضا(ع) بیان نماید.

درخصوص پیشینۀ تحقیق باید گفت که در متون اسلامی از جمله سخنان و سیرۀ امام رضا(ع) مطالبی دربارۀ مطلوب بودن استحکام خانواده و لزوم جلوگیری از سست شدن پایه‌های آن به چشم می‌خورد. همچنین، مواردی دربارۀ رزق و عناوین اخلاقی مرتبط با آن از جمله: رضایتمندی، قناعت، پرهیز از حسد و… حایز اهمیت هستند و به‌نوعی از اهمیت بهداشت روانی و لزوم پیوند افراد جامعه با هم سخن می‌گویند. در کتاب‌های اخلاقی، تفاسیر فقهی و… نیز مواردی به چشم می‌خورد که اهمیت خانواده و استحکام پایه‌های آن را بیان می‌کند.

با وجود این، تحقیق مستقلی دربارۀ رابطۀ رزق حلال با استحکام بنیان خانواده وجود ندارد. از این‌رو، در نوشتار حاضر ضمن بیان مفهوم رزق حلال، خانواده و اهمیت آنها، به بررسی نقش روزیِ حلال در استحکام نهاد خانواده در سخن و سیرۀ امام رضا(ع) پرداخته می‌شود.

مفهوم روزی حلال در سخن امام رضا(ع)

امام رضا(ع) علاوه بر تشویق به روزی حلال به شکل‌های گوناگون و نهی از خوردن مال حرام و بیان برخی از مصادیق آن همچون: ربا، رشوه و… تفسیری از مفهوم رزق و روزی حلال را ارائه فرموده‌اند؛ چنان‌که محمدبن ‌ابی‌نصر به امام رضا(ع) عرض کرد: «جعلت فداک ادْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرْزُقَنِیَ الْحَلَالَ فَقَالَ أَتَدْرِی مَا الْحَلَالُ؟ قُلْتُ الَّذِی عِنْدَنَا الْکَسْبُ الطَّیِّبُ؛ قربانت شوم، من دعا می‌کنم که خداوند از روزی حلال خود به من عطا فرماید.

حضرت فرمودند: می‌دانی روزی حلال چیست؟» عرض کردم: قربانت تا آنجا که می‌دانم کاسبی بی‌غل‌و‌غش را روزی حلال می‌شمارند. حضرت فرمودند علی‌بن‌ حسین(ع) می‌فرمودند: «الْحَلَالُ هُوَ قُوتُ الْمُصْطَفَیْنَ ثُمَّ قَالَ قُلْ أَسْأَلُکَ مِنْ رِزْقِکَ الْوَاسِع؛ روزی حلال قوت برگزیدگان الهی است، در دعای خود بگو بار خدایا، از روزی واسعت به من عطا کن» (کلینی، ۱۳۶۲، ج۵: ۵۹).

از متن پرسش و پاسخ برمی‌آید که روزیِ حلال آن است که از راه‌های مجاز در شرع- که کتاب‌های فقهی عهده‌دار بیان آن هستند- به‌دست آید؛ چنان‌که سخنان دیگر امام رضا(ع) در بیان برخی از مصادیق مال حرام همچون ربا و رشوه این مدعا را ثابت و تأیید می‌کند.

در روایتی دیگر معمربن‌ خلاد از حضرت رضا(ع) روایت کرده که فرمودند حضرت باقر(ع) مردی را دیدند که می‌گفت: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلَال» امام فرمودند تو از خداوند روزی پیامبران را درخواست می‌کنی، بگو: «قُلِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ رِزْقاً حَلَالًا وَاسِعاً طَیِّباً مِنْ رِزْقِک» (همان، ج۲: ۵۵۲) و نیز حسن‌بن‌ جهم گوید از حضرت رضا(ع) شنیدم که می‌فرمود: «مردم هرگاه غذاى یک سال خود را در خانه داشته باشند بار زندگى آنها آسان مى‏گردد و از نگرانى‏ها آسوده مى‏شوند. امام باقر و صادق(ع) مزرعه‏اى خریدارى نمی‌کردند، مگر اینکه دو سال هزینۀ زندگى آنها از آن مزرعه تأمین می‌شد» (همان، ج۵: ۸۹).

منظور از روزی پیامبران در روایت‌های مذکور، رزقی است که درواقع و نفس‌الامر حلال باشد، چنین رزقی رزق پیامبران و اوصیای ایشان است، اما رزق مؤمنان، رزقی است که در ظاهرِ شریعت حلال باشد، یعنی مکلف، از طریق تقلید یا اجتهاد، به حلال بودن آن، علم پیدا کند، چه‌بسا رزق‌هایی که بر اساس ظاهر شریعت به حلال بودن آنها حکم شده، مشتبه و شبهه‌ناک باشد.

در روایت دیگری معمربن‌ خلاد از حضرت رضا(ع) پرسیده آیا می‌شود غذای یک‌سال را ذخیره کرد؟ حضرت فرمودند: من این کار را می‌کنم، یعنی مواد یک‌سال را ذخیره می‌کنم (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۲: ۲۹۹). همچنین، حضرت رضا(ع) به نقل از پدرانش فرموده که رسول خدا(ص) فرمودند: «سه خصلت را از کلاغ یاد بگیرید که عبارت‌اند از: انجام عمل لقاحِ مخفیانه، بیرون شدن در طلب روزی هنگام صبح و ترس و احتیاط از دشمن» (صدوق، ۱۳۷۸، ج۱: ۲۵۷؛ فتال نیشابوری، ۱۴۲۳، ج۲: ۴۳۲).

امام رضا(ع) همچنین از مفهوم حلال، تفسیری ارائه کرده و هر چیزی را که برای بدن مقوی و مفید باشد حلال دانسته و فرموده‌اند: خداى متعال هیچ خوردنى و آشامیدنى را مباح قرار نداده، مگر اینکه منفعت و صلاحى در آن باشد و هیچ چیز را حرام نفرموده، مگر اینکه در آن زیان، تلف و فسادى باشد؛ پس هر چیز سودمندى که به تن قوّت دهد و بر نیروى بدن بیفزاید حلال است (نوری، ۱۴۰۸، ج۱۶: ۱۶۵).

در اهمیت روزی حلال، رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «کسى که ۴۰ روز حلال بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانى مى‏گرداند.» و دربارۀ مال حرام فرموده‌اند: «خداوند متعال فرشته‏اى دارد که هر شب بر بیت‌المقدس این ندا را مى‏دهد: کسى که حرامى بخورد، نه عمل مستحبى از او قبول مى‏شود و نه عمل واجبى» (ابن‌فهد حلی، ۱۴۰۷: ۱۵۳). همچنین امام رضا(ع) فرموده‌اند: «عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ وَ طَلَبِ الْحَلَالِ وَ صِلَهِ الرَّحِم؛ بر تو باد به صبر کردن و طلب روزی حلال و پیوند با خویشاوند» (کلینی، ۱۳۶۲، ج۲: ۴۸۸).

از جمله دلایل اهمیت روزی حلال از منظر امام رضا(ع) آن است که درخصوص قصر یا اتمام نماز در سفر، حضرت بین سفر حلال و سفر برای معصیت تفاوت قائل شده‌اند. از این‌رو، ابوسعید خراسانى می‌گوید دو مرد در خراسان بر حضرت امام ابوالحسن على‌بن ‌موسى‌الرّضا(ع) وارد شدند و از حکم نماز مسافر پرسیدند. امام به یکى از آنان فرمود: «بر تو واجب است که نماز را قصر بخوانى، چون به قصد دیدار من آمدى» و به دیگرى گفت: «بر تو واجب است نماز را تمام بخوانى، چون آهنگ دیدار سلطان داشته‏اى»(عطاردی، ۱۴۰۶، ج۲: ۱۷۵).

گرچه در روایت یادشده به‌وضوح سخنی از مال حلال و حرام به میان نیامده، اما از باب تنقیح مناط می‌توان چنین استفاده‌ای کرد. از همین رو شیخ انصاری گفته: «هرگاه شخص، سفرش سفر معصیت باشد؛ مثل: صید کردن لهو، ظلم کردن، قطع طریق کردن، اعانت ظالم یا اطاعت از ظالم و غیره نماز وی تمام خواهد بود» (۱۴۱۵: ۱۶۳).

همچنین، حضرت امام(ره) در شرایط قصر نماز فرموده‌اند: سفر از نظر شرعى براى او جایز باشد، بنابراین اگر سفر معصیت و حرام باشد، اعم از اینکه خودِ سفر حرام باشد مثل: فرار از جنگ یا هدف از سفر کار حرامى باشد مثل سفر براى راهزنى، حکم سفر را ندارد و نماز تمام است (خمینی(امام)، ۱۴۲۴، ج۱: ۷۳۴).

با توجه به اهمیت رفاه خانواده، امام رضا(ع) بیچارگی، بیچاره‌نمایی، فقر و تنگدستی را نکوهش کرده و فرموده‌اند: ان الله یحب‏ الجمال‏ و التجمل و یبغض البؤس و التباؤس فان الله إذا أنعم على عبده بنعمه أحب أن یرى علیه أثرها، قیل کیف ذلک؟؛ همانا خداوندِ متعال زیبایى و آراستگى را دوست دارد و بدحالى و بدبخت‌نمایى را (و خود را  بدبخت، ندار، بیچاره و ضعیف نشان دادن) زشت مى‏دارد، زیرا هنگامى که خداوند به بنده‏اى نعمتى داد، دوست دارد اثر آن نعمت را در زندگى او ببیند (صدوق، بی‌تا: ۳۵۴).

بدیهی است که آراستگی و بدحال نبودن در بسیاری از موارد به امکانات اقتصادی و مادی افراد بستگی دارد.

امام رضا(ع) همچنین فقر و تنگدستی را کلید مسائل اجتماعی، بدبختی و بیچارگی دانسته و فرموده‌اند: «الْمَسْکَنَهُ مِفْتَاحُ الْبُؤْس؛ نداری کلید بدبختى است» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۵: ۳۵۴؛ عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۳۰۳). همچنین از فساد و تباهی اموال و تکدی‌گری نکوهش نموده و فرموده‌اند: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُبْغِضُ الْقِیلَ وَ الْقَالَ- وَ إِیضَاعَ الْمَالِ وَ کَثْرَهَ السُّؤَال؛ خدا از قیل و قال، تباه کردن مال و افزونى سؤال (زیاد درخواست و تقاضا کردن) نفرت دارد» (همان: ۳۳۶؛ همان: ۲۸۵).

با وجود مطلوب بودن رفاه و توسعۀ زندگی خانواده، امام رضا(ع) تصرف اِسراف‌آمیز در اموال و نیز سخت‌گیری را نکوهش کرده، به اعتدال و میانه‌روی توصیه نموده و در پاسخ عباسی که از ایشان دربارۀ تأمین مخارج خانوادۀ خویش جویا شده بود فرمودند: بَیْنَ الْمَکْرُوهَیْنِ قَالَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَا وَ اللَّهِ مَا أَعْرِفُ الْمَکْرُوهَیْنِ قَالَ فَقَالَ لِی یَرْحَمُکَ اللَّهُ أَ مَا تَعْرِفُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوجَلَّ کَرِهَ الْإِسْرَافَ وَ کَرِهَ الْإِقْتَار فقال: وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ‌یُسْرِفُوا وَ لَمْ‌یقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً؛ از حضرت رضا(ع) اذن گرفتم اجازه دهند به خاندان خود انفاق کنم. فرمودند: مواظب باش که مرتکب دو مکروه نشوى! عرض کردم: من این موضوع را درک نمی‌کنم. فرمودند: اسراف و زیاده‏روى در انفاق نزد خداوند کراهت دارد؛ همان‌طور که خوددارى و انفاق نکردن را نیز مکروه شمرده است (فرقان/۶۷).

و در قرآن مجید فرموده: «وَالَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً» (همان، ج۶۸: ۳۴۷؛ همان: ۳۶۳).

در سخن مذکور منظور از کلمۀ «مکروه» امر ناگوار و ناخوشایند است و مکروه از احکام خمسۀ تکلیفی مورد نظر نیست. با توجه به آنچه گذشت، برای تحقق روزی حلال دو شرط لازم است: حُسن شرعی و حُسن طبیعی، زیرا رعایت موازین شرعی در کسب روزی و لزوم دوری از راه‌های غیرمشروعِ به‌دست آوردن مال، مانند ربا و… به حُسن شرعی اشاره دارد و از سویی، شرط مفید و مقوی بودن روزی که امام رضا(ع) به آن اشاره کرده‌اند، حُسن طبیعی را دربرمی‌گیرد.

از دیگر نکته‌های سخنان امام رضا(ع) این است که با وجود نکوهش فقر و تنگدستی از دیدگاه آن حضرت و تشویق ایشان به توسعۀ رفاه خانواده، در این‌باره بر اعتدال، میانه‌روی، پرهیز از اسراف (افراط) و نیز تفریط (خودداری از انفاق) تأکید کرده‌اند، زیرا با استناد به آیۀ ۶۷ سورۀ فرقان از افراط و تفریط با نام «مکروه» تعبیر فرموده‌اند.

ماهیت خانواده در سخن امام رضا(ع)

خانواده از نظر عرف عبارت است از: زن، فرزندان و خویشاوندان مرد و زن و در اصطلاح شرعی، خانواده جماعت و گروهی هستند که زیربنای جامعه را تشکیل می‌دهند، بنای آن بر روابط همسری بین زن و مرد استوار است و پیامد آن فرزندانی است که به‌وجود می‌آیند.

کلمۀ «الاسره» در لغت (ابن‌منظور، ۱۴۱۴، ج۴: ۲۰) خانواده و خویشان مرد است. از سوی دیگر، این کلمه به معنای زره سخت و محکم نیز به‌کار رفته است. از این‌رو، 

خانواده و خویشانِ نزدیک همچون زرهی هستند که خود را با آنان نگه داشته و به پشتیبانی آنان خود را حفظ می‌کنند. این کلمه در قرآن به‌کار نرفته، اما کلمۀ «اهل» که گاهی مفهوم خانواده و همسر را می‌دهد در قرآن به‌کار رفته؛ مثلاً در آیۀ «قالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ ناراً» (قصص/۲۹) کلمۀ اهل به معنای همسر است، اما در آیۀ «فَأَنْجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِین‏» (نمل/۵۷) به معنای خانواده به‌کار رفته است.

خانواده دارای سه نوع کوچک (خاص یا محدود)، متوسط و بزرگ (عام یا گسترده) است. خانوادۀ کوچک، محدود یا خاص، به زن و شوهر و فرزندان محدود می‌شود. اسلام برای تحکیم و استواری پایه‌های این نوع خانواده بیشترین توجه و اهتمام را دارد و منظور از خانواده در مقالۀ حاضر همین معناست. خانواده در مفهوم متوسط آن شامل اقوام و خویشان است مانند: پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ، برادر، خواهر، عمو، عمه، دایی، خاله و… اینها کسانی هستند که در بحث صلۀ رحم مدنظر هستند و رعایت و محبت به آنان موجب برکت عمر و روزی و آبادانی سرزمین‌ها دانسته شده است. خانوادۀ بزرگ شامل همسایگان، دوستان و دیگران می‌شود که خداوند اساس ارتباطشان را بر «اخوت» گذاشته و همه را به محبت و ارتباط متقابل و تفاهم فراخوانده و فرموده: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُم‏» (حجرات/۱۰).

کلمۀ «اهل» و جمع آن و نیز «عیال» در معنای خانواده در سخن امام رضا(ع) به‌کار رفته و درخصوص تلاش برای رفع نیاز و رفاه آنها توصیه شده است؛ از جمله سخن آن حضرت که در آن آمده است: «الَّذِی یَطْلُبُ مِنْ فَضْلٍ یَکُفُّ بِهِ عِیَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ‌اللَّه؛ آن‌کس‌که کار بیشترى مى‏کند تا درآمدش براى خود و کسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشى بزرگ‌تر از پاداش مجاهد فی سبیل‌الله دارد» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۵: ۳۳۹). همچنین، در جای دیگر فرموده‌اند: «صَاحِبُ النِّعْمَهِ یَجِبُ أَنْ یُوَسِّعَ عَلَى عِیَالِه؛ کسی که از امکانات برخوردار است، واجب است به زندگی خانواده‌اش وسعت بخشد» (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۲۸۵).

امام رضا(ع) در جای دیگر با استفاده از کلمۀ عیال به معنای خانواده فرموده‌اند: «یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یُوَسِّعَ عَلَى عِیَالِهِ کَیْلَا یَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ» لازم است که مرد مسلمان با زحمت‌های شبانه‌روزی خود رفاه خانواده‌اش را توسعه دهد تا ایشان (بر اثر محرومیت و مسائل زندگی) مرگ وی را آرزو نکنند (کلینی، ۱۳۶۲، ج۴: ۱۱).

کلمۀ اهل در سخن امام رضا(ع) نیز در معنای خانواده به‌کار رفته، چنان‌که فرموده‌اند: مَنْ رَضِیَ بِالْیَسِیرِ مِنَ الْحَلَالِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللَّهُ دَاءَ الدُّنْیَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنْهَا سَالِماً إِلَى دَارِالسَّلَام؛ هر کس به مال اندکِ حلال راضی باشد، هزینه‌های زندگی وی کاهش می‌یابد و خانواده‌اش نعمت یابند و خداوند او را به درد و درمانِ دنیا بینا کند و او را سالم از دنیا به بهشت ببرد (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۲۷۱).

و نیز فرموده‌اند: رسول خدا(ص) فرموده‌اند نیکوترین مردم در ایمان، نیکوترین ایشان است در خُلق و مهربان‌ترین ایشان است با اهل خود و من مهربان‌ترین شما هستم با اهل خود.

همچنین، به نقل از رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «کسانى از شما که نزدیک‌تر باشند از من در نشستن در روز قیامت نیکوترین شماست در خُلق و نیکوکننده‏ترین شماست با خانوادۀ خود» (صدوق، ۱۳۷۸، ج۲: ۳۸). به نقل از امام سجاد(ع) فرموده‌اند مردى، امیرالمؤمنین على(ع) را به خانۀ خود دعوت کرد. امام على(ع) فرمود با سه شرط دعوت تو را مى‏پذیرم.

آن مرد گفت: آن سه شرط کدام است؟ امام على(ع) فرمود: نخست آنکه براى من چیزى از خارج به خانه نیاورى. دیگر آنکه بدون تعارف هرچه در خانه دارى همان را براى من حاضر کنى و سوم آنکه خانواده‏ات را به زحمت نیندازى. عرض کرد آنچه شما فرمان دهید اطاعت مى‏کنم. سپس على(ع) دعوت او را پذیرفت (حجازی، بی‌تا، ترجمۀ سجادیه: ۸۵) و نیز فرموده‌اند: «کسی که نعمت و تمکن دارد، باید به اهل و عیالش به‌خوبی رسیدگی کند» (همان: ۴۶۵).

کلمۀ «اهالی» جمع «اهل» به معنای خانواده‌ها نیز در سخن امام رضا(ع) به‌کار رفته و دربارۀ نیکی کردن به آنها توصیه شده آنجا که فرموده‌اند: «بَرُّوا أَهَالِیَکُمْ‏ وَ أَوْلَادَکُمْ جُمُعَهً إِلَى جُمُعَه؛ در روزهای جمعه به همسر و فرزندان خویش نیکی کنید» (صدوق، بی‌تا: ۴۰۷).

گرچه در روایت مذکور «اهالیکم» همسرانتان معنی شده، تفسیر آن به صورت «خانواده‌هایتان» منعی ندارد، در این‌صورت با توجه به آنکه «اولادکم» (فرزندانتان) از اعضای خانواده هستند و زیرمجموعۀ «اهالیکم» قرار دارند، اما به‌دلیل اهمیت از باب ذکر خاص بعد از عام دوباره مورد توجه قرار گرفته‌اند.

از جمله نکته‌هایی که از حدیث اشاره‌شده می‌توان به‌دست آورد، این است که مدیر خانواده باید روزی چون روز جمعه- که از اعیاد مهم اسلامی است- را برای توجه عاطفی و مادی ویژه خانواده قرار دهد و موجب نشاط و شادمانی آنها شود و از سوی دیگر، برای توجه به ارزش‌های دینی به جمعه توجه خاص کند، زیرا این امر در ایجاد صمیمیت و گرم شدن کانون خانواده اهمیت دارد. از همین رو، امام رضا(ع) در روایت دیگری توصیه کرده‌اند که در روز عاشورا کار و کوشش برای امور دنیوی ترک شود و فرموده‌اند: «َمنْ تَرَکَ السَّعْیَ فِی حَوَائِجِهِ یَوْمَ عَاشُورَاءَ قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه؛ هر کس در روز عاشورا کار و کسبش را فروگذارد، خداوند حاجت‌های دنیا و آخرت او را برآورده کند» (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۲: ۲۶).

همچنین، دربارۀ زن که بی‌تردید از اعضای خانواده است، داشتن همسری خوب را که در غیاب شوهر حافظ جان و مال شوهرش باشد بهترین سود مؤمن دانسته و فرموده‌اند: ما أفاد عبد فائده خیرا من زوجه صالحه إذا رآها سرّته و إذا غاب عنها حفظته فی نفسها و ماله…؛ براى بندۀ خدا چیزى سودمندتر از زن پارسا و شایسته نیست. هرگاه به زوجه‏اش نظر کند خوشحال شود و هرگاه شوهر به مسافرت رود، زن، ناموس و مال او را حفظ کند (همان: ۲۵۶).

در روایت دیگری امام رضا(ع) به زن که از اعضای خانواده است توجه ویژه کرده و فرموده‌اند: «رسول خدا(ص) فرموده‌اند خداوند متعال به زنان، مهربان‌تر از مردان است، هر مردی که به زنی از ارحامش محبت کند و موجبات خوشحالی او را فراهم کند، خداوند روز قیامت او را خوشحال می‌کند» (کلینی، ۱۳۶۲، ج۶: ۶).

استحکام نهاد خانواده در سخن و سیرۀ امام رضا(ع)

با توجه به اهمیت خانواده از دیدگاه اسلام، برای استحکام بنیان خانواده و جلوگیری از پاشیدگی آن تلاش‌هایی صورت گرفته و دستورالعمل‌هایی به چشم می‌خورد. از جمله راهکارهای محکم کردن روابط خانواده، دعای خوب اعضای خانواده در حق یکدیگر است؛ این دعاها به‌نوعی در ایجاد محبت و مهربانی بین افراد خانواده و تقویت ارزش‌های انسانی و ایمانی در بین آنها نقش بسزایی دارد؛ زیرا دعاکننده به‌نوعی به کسانی که ایشان را دعا می‌کند ابراز علاقه و محبت می‌کند.

از همین رو، به گسترش مهربانی و محبت تأکید شده، چنان‌که در حدیث قدسی آمده: انا الله أَنَا الرَّحْمَنُ خَلَقْتُ الرَّحِمَ وَ شَقَقْتُ لَهَا اسْماً مِنْ أَسْمَائِی فَمَنْ وَصَلَهَا وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَهَا قَطَع؛ من خداوندم، من مهربانم، خود مهربانی را آفریده‌ام و از آن اسمی را برای خود برگزیده‌ام، هر کس آن را مراعات کند از او مراقبت و حمایت می‌کنم و هر کس آن را قطع کند با او قطع رابطه خواهم کرد (حاکم‌نیشابوری، ۱۴۰۶، ج۴: ۱۵۸؛ نوری، ۱۴۰۸، ج۱۵: ۲۴۳).

از جمله دلایل اهمیت خانواده و توجه اسلام به تحکیم آن، این است که معصومان گذشته از آنکه خود به خانواده توجه داشتند، به اهتمام و توجه به خانواده توصیه و سفارش می‌کردند؛ چنان‌که امام سجاد(ع) فرموده‌اند: «همانا نزدیک‌ترین شما به خدا کسى است که اخلاقش نیکو و گشاده‏رو باشد و پسندیده‏ترین شما نزد خدا کسى است که به شایسته‏ترین نحوى به خانواده‏اش رسیدگى کند، همانا ارجمندترین شما نزد خدا با تقوا‏ترین شماست نزد او» (کلینی، ۱۳۶۲، ج۸: ۶۹).

با توجه به آنچه گذشت، توصیه‌ها و سفارش‌های گوناگون امام رضا(ع) در رسیدگی به خانواده و توسعۀ سطح زندگی و رفاه ایشان، نشانگر اهتمام آن حضرت به محکم کردن بنیان خانواده است؛ چنان‌که فرموده‌اند: «لازم است که مرد مسلمان با زحمت‌های شبانه‌روزیِ خود رفاه خانواده‌اش را توسعه دهد تا ایشان (بر اثر محرومیت و مسائل زندگی) مرگ وی را آرزو نکنند» (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۲: ۲۰۸).

در اهمیت استحکام بنیان خانواده همین بس که احادیث واردشده درخصوص ادامه و نگهداری حیات خانوادگی دو برابر احادیثی است که به تشکیل خانواده تشویق کرده‌اند. این امر به آن دلیل است که ادامه و نگهداری حیات خانوادگی به‌مراتب دشوارتر از تشکیل خانواده است.

از جمله روش‌هایی که معصومان از جمله امام رضا(ع) برای استحکام نهاد خانواده بر آن تأکید کرده‌اند، تشویق به روزی حلال و توصیه به پرهیز از خوردن مال حرام به اشکال و مصادیق گوناگونِ تقدیر معیشت و… است.

ارتباط روزیِ حلال با استحکام خانواده

نظر به اهمیت خانواده و استحکام آن، اسلام از روش‌های متنوع و گوناگونی برای این منظور بهره جسته، از جمله روش‌ها و راهکارهای محکم کردن خانواده، بهره گرفتن از روزی و مال حلال و پرهیز از خوردن مال حرام است. دلایل اهمیت نقش روزی حلال در استحکام بنیان خانواده در سخنان و سیرۀ امام رضا(ع) به قرار زیر است:

روزی حلال و صلۀ رحم

صلۀ رحم و پیوند با خویشاوندان به شکل‌های گوناگون در متون اسلامی از جمله سخنان و سیرۀ امام رضا(ع) مورد تأکید و توجه قرار گرفته است. صلۀ رحم به بازدید از خویشاوندان محدود نمی‌شود، بلکه با سلام کردن، دادن لیوان آب به‌دست خویشاوند، کمک‌های مالی به خویشاوند و… نیز انجام می‌شود، چنان‌که محمدبن‌ عبیدالله گوید حضرت رضا(ع) فرمود: «اگر مردى از عمرش سه سال مانده باشد و صلۀ رحم انجام دهد، خداوند عمر سه سالۀ او را به ۳۰ سال تبدیل می‌کند و مشیت خود را به‌کار مى‏بندد.»

همچنین، ابونصر بزنطى از حضرت رضا(ع) روایت کرده که حضرت صادق(ع) فرمودند: «با ارحام خود محبت و مهربانى کنید، ولو به شربت آبى باشد و بهترین نوع صلۀ ارحام رفع آزار و اذیت دربارۀ آنان است.» صلۀ رحم، مرگ را به تأخیر می‌اندازد و محبت را در میان خانواده افزایش می‌دهد. همچنین، حسن‌بن ‌على وشا از حضرت رضا(ع) روایت کرده که امام جعفر صادق(ع) فرمودند ما نمی‌دانیم چیزى مانند صلۀ ارحام باعث طول عمر می‌شود تا آنگاه که اگر مردى سه سال از عمرش باقى مانده باشد و صلۀ ارحام کند، عمرش ۳۰ سال به طول انجامد و اگر کسى ۳۳ سال از عمرش باقى باشد و او قطع رحم کند، عمرش به سه سال می‌رسد. همچنین، محمدبن ‌فضیل صیرفى گوید حضرت رضا(ع) فرمودند رحم آل‌محمد(ص) به عرش پروردگار بستگى دارد و می‌گوید: بار خدایا، هر کس با من ارتباط برقرار کند، تو با او ارتباط برقرار کن و هر کس با من قطع رابطه کند، تو با او قطع رابطه کن. همین روش در ارحام مؤمنین نیز برقرار است. سپس این آیۀ شریفه را قرائت کردند «وَاتَّقُواللَّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ» (نسا/۱).

طایى نیز از حضرت رضا(ع) روایت کرده که حضرت رسول(ص) فرمودند هر کس انجام یک عمل را براى من تضمین کند، من انجام چهار عمل را براى او ضمانت می‌کنم؛ با ارحام خود رفت و آمد کند تا خداوند او را دوست بدارد، روزی‌اش را زیاد کند، عمرش را طولانى گرداند و او را داخل بهشت نماید. حضرت رضا(ع) از پدرانش از امام حسین(ع) روایت کرده که فرموده‌اند هر کسى دوست دارد مرگش به تأخیر افتد و روزی‌اش زیاد شود، باید صلۀ رحم به‌جاى آورد.

همچنین، حسن‌بن ‌على وشا از حضرت رضا(ع) از پدرانش از على(ع) روایت کرده که حضرت رسول(ص) فرموده‌اند هنگامى که در شب معراج به آسمان‏ها رسیدم مشاهده کردم چند خویشاوندى‏ به عرش پروردگار آویزان شده و از خویشاوندان خود شکایت می‌کنند. از آنها پرسیدم بین شما و آنها چند پدر فاصله است؟ گفتند: ما در پدر چهلم به‌هم می‌رسیم. بزنطى نیز گفته حضرت رضا(ع) فرمود امام جعفر صادق(ع) فرمودند صلۀ ارحام مرگ را به تأخیر می‌اندازد و موجب زیاد شدن مال و محبت خویشاوندان است (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۲۶۷ -۲۶۵).

با توجه به آنکه یکی از راه‌های صلۀ رحم کمک مالی به خویشان است، بدیهی است که مال و روزی حلال در ایجاد محبت بین خانواده و استحکام آن نقش بسزایی دارد. از همین رو، امام رضا(ع) دربارۀ نقش صلۀ رحم در ایجاد محبت بین خانواده فرموده‌اند: «مَثْرَاهٌ فِی الْمَالِ مَحَبَّهٌ فِی الْأَهْل؛ صلۀ رحم موجب افزایش مال و محبت بین خویشان است» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۱: ۸۸).

چنانچه کار، گروهی نباشد، یعنی رئیس خانواده در مقام مسئول معاش و رفاه خانواده، از طریق کار، درآمد و روزی حلال، معاش و رفاه خانواده را عهده‌دار شود، انفاق به خانواده و ادارۀ معیشت ایشان به‌نوعی صلۀ رحم بوده و موجب دوستی و محبت می‌شود و در نتیجه به استحکام خانواده می‌انجامد. از طرفی، چنانچه گذشت، همسر می‌تواند با ایجاد محیط آرام و خوب خانواده، خوش‌رویی و حفاظت از دارایی شوهر که به‌نوعی مربوط به خانواده است، به استحکام خانواده کمک کند.

در تأیید این سخن، امام رضا(ع) به مدح و ستایشِ چنین همسری اقدام کرده و فرموده‌اند: «براى بندۀ خدا چیزى سودمندتر از زن پارسا و شایسته نیست. هرگاه به زوجه‏اش نظر کند خوشحال شود و هرگاه شوهر به مسافرت رود، زن، ناموس و مال او را حفظ کند» (همان، ج۲: ۲۵۶).

از جمله دلایلی که تأیید می‌کند از نظر امام رضا(ع) کمک مالی نوعی صلۀ رحم است و در استحکام خانواده نقش دارد، اینکه آن حضرت نیکی به بستگان و رسیدگی به همسایگان را توصیه کرده و در پاسخ ابان‌بن ‌ولید که از ایشان پرسید آیا انسان به‌جز زکات چیز دیگری هم از مال خویش باید بدهد؟ فرمودند: «نعم اینَ ما قالَ اللهُ وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم‏» (رعد/۲۱؛ همان، ج۷۱: ۱۲۷).

با توجه به توصیۀ قرآن، معصومان و از جمله امام رضا(ع)، رئیس خانواده نباید درخصوص ادارۀ معاش و رفاه خانواده بر آنها منت گذارد، چنان‌که علی(ع) فرموده‌اند: «ملاک المعروف ترک المنّ به؛ ملاک و معیار کار خوب، ترک منت‌گذاری به‌واسطۀ آن است» (هرچه بی‌منت‌تر، بهتر) (خوانساری، ۱۳۶۶، ج۱: ۱۱۸) و نیز فرموده‌اند: «أَفْضَلُ الْعَطَاءِ تَرْکُ الْمَنِّ؛ برترین بخشش و احسان، ترک منت است» (همان، ج۲: ۴۰۵). در تأیید این سخن در ذیل تفسیر آیۀ «مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرازِقِین»‏ (حجر/۲۰) طبرسی گفته: «ما در زمین براى شما اسباب روزى قرار دادیم و کسانى را هم که شما روزى‌دهندۀ آنها نیستید براى شما آفریدیم.» منظور از این کسان، خانواده یا غلامان و کنیزان است که انسان خیال مى‏کند خودش آنان را روزى مى‏دهد و حال آنکه خدا او و آنها را روزى مى‏دهد (طبرسی، ۱۳۷۲، ج۲: ۲۶۳).

از سوی دیگر، بر اساس توصیۀ امام رضا(ع) هر فردی که مورد احسان قرار می‌گیرد باید از احسان‌کننده تشکر کند، بنابراین اعضای خانواده باید از رئیس خانواده تشکر کنند. بدیهی است که تشکرِ مزبور به‌نوعی در استحکام نهاد خانواده و ایجاد محبت، مؤثر است چنان‌که فرموده‌اند: «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّوَجَل» (مجلسی، ۱۴۰۳،ج۶۸: ۴۴) خوب است که فرد دریافت‌کنندۀ احسان به‌نوعی از احسان‌کننده تشکر و قدردانی کند.

چنانچه تحصیل مالِ حلال از راه کار گروهی باشد، رزق حلال نیز به‌نوعی در استحکام خانواده و ایجاد محبت بین ایشان مؤثر است، زیرا با توجه به گستردگی اشکال و مصادیق صلۀ رحم می‌توان افراد فاقد شغل خانواده را به‌کار گرفت.

 روزی حلال و رعایت حقوق متقابل

در فرض گروهی بودن کار، با توجه به آنکه تعرض به حقوق و دارایی دیگران حتی اعضای خانواده مجاز نیست؛ اعضای خانواده موظف هستند به حقوق یکدیگر احترام بگذارند، از فریب یکدیگر و دیگر راه‌هایی که موجب حرام شدن درآمد می‌شود خودداری ورزند، آنچه برای خود می‌پسندند برای دیگر اعضای خانواده نیز بپسندند و آنچه برای خود نمی‌پسندند برای دیگر اعضای خانواده نیز نپسندند. بدیهی است که رعایت متقابل این اصول و حقوق به استحکام خانواده کمک می‌دهد. از همین رو، امام رضا(ع) رباخواری، مال حرام، کم‌فروشی در کیل و وزن و… را از گناهان کبیره دانسته و از آن نهی کرده‌اند (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۲: ۵۰۱).

امام رضا(ع) در فرضی که برخی از اعضای خانواده یتیم باشند، سخت‌گیری شدیدی نموده، از خوردن مال وی پرهیز داده و آن را از گناهان کبیره دانسته‌اند (همان) و فرموده‌اند: إِیَّاکُمْ وَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى- لَاتَعَرَّضُوا لَهَا وَ لَاتَلْبَسُوا بِهَا- فَمَنْ تَعَرَّضَ لِمَالِ الْیَتِیمِ فَأَکَلَ مِنْهُ شَیْئاً- کَأَنَّمَا أَکَلَ جَذْوَهً مِنَ النَّار؛ از اموال یتیمان بپرهیزید، متعرض آنان نشوید و از آن برای خود پوشاک برنگزینید. پس کسی که متعرض مال یتیم شود و مقداری از آن را بخورد، مانند آن است که پاره‌ای از آتش خورده است (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۲: ۵).

همچنین فرموده‌اند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ وَعَدَ فِی أَکْلِ مَالِ الْیَتِیمِ عُقُوبَتَیْنِ عُقُوبَهً فِی الدُّنْیَا وَ عُقُوبَهً فِی الْآخِرَه؛ همانا خداوند عزوجل در خوردن مال یتیم دو عقوبت و جزای بد وعده فرموده است: یکى در دنیا و دیگرى در آخرت» (همان: ۸).

همچنین فرموده‌اند: خوردن مال یتیم به ستم، به‌علت‌های بسیارى که مستلزم فسادهاى گوناگون است، حرام شده؛ نخستین آنها: چون مال یتیم را به ستم بخورد، به کشته شدن او کمک کرده… پس چون مال او را بخورد، بدان مى‏ماند که به‌حتم او را کشته و به فقر و فاقه گرفتارش کرده است (صدوق، ۱۳۷۸، ج۲: ۹۲).

روزی حلال و محبت به دیگران و خوشحال کردن ایشان

خوشحال کردن دیگران و محبت به آنها به‌خصوص اعضای خانواده از سوی معصومان از جمله امام رضا(ع) تشویق و توصیه شده است. بدیهی است که خوشحال کردن دیگران از جمله اعضای خانواده و محبت به ایشان از راه‌های گوناگون از جمله توجه مالی از طریق روزی حلال امکان‌پذیر است.

امام رضا(ع) فرموده‌اند: «مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِنٍ فَرَّحَ اللَّهُ قَلْبَهُ یَوْمَ الْقِیَامَه؛ هر کس گرفتاریِ مؤمنی را برطرف کند، خداوند دل او را در روز قیامت شاد کند» (محدث‌عاملی، ۱۴۰۹، ج۱۶: ۳۷۲) و نیز به نقل از رسول خدا(ص) فرموده‌اند: «رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الدِّینِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ- وَ اصْطِنَاعُ الْخَیْرِ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ بَرٍّ وَ فَاجِر؛ سر عقل، پس از ایمان به خدا، جلب دوستى مردم است و نیکى کردن به‌هر آدمى؛ خوب یا بد» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۱: ۳۹۲؛ عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۴).

روزی حلال و پرهیز از حسد

حسد از جمله کارهای حرام است که خود از جمله انگیزه‌های غیبت است. شخص حسود به‌دلیل حسادتى که دارد همواره درصدد عیب‏جویى و تحقیر محسود است و از این راه حس خودخواهى خویش را اشباع مى‏کند. راغب‌اصفهانی در تعریف غیبت گفته: «حسد آرزوى زوال نعمت از کسى است که سزاوار داشتن آن نعمت است و شخص حسود علاوه بر آرزوى قلبى، چه‌بسا کوشش در زوال آن نعمت مى‏کند» (۱۴۱۲: ۲۳۴).

بدیهی است که وجود حسد در اعضای خانواده از جمله عوامل تهدیدکنندۀ استحکام بنیان خانواده است و دوستی و محبت را از بین می‌برد و باعث کینه می‌شود، زیرا چنان‌که گذشت، حسد از جمله انگیزه‌های غیبت بین افراد است. در مقابل، ترک حسد که در اخلاق از آن با نام «نصیحت» یا خیرخواهی تعبیر می‌شود، باعث ایجاد محبت بین افراد جامعه از جمله اعضای خانواده می‌شود. از این‌رو، اعضای خانواده از اینکه عضو دیگری از روزیِ حلال و امکانات مالی برخوردار است، ناراحت نمی‌شوند، بلکه خوشحال می‌شوند.

از همین رو، امام رضا(ع) از حسادت پرهیز داده، نصیحت و خیرخواهی را تشویق کرده و فرموده‌اند: «لَیْسَ لِبَخِیلٍ رَاحَهٌ وَ لَا لِحَسُودٍ لَذَّه؛ هیچ خسیسی آرامش ندارد و هیچ حسودی در زندگی لذت نمی‌برد» (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۲۸۶).

از روایت مذکور برمی‌آید که حسد، آرامش حسود را از بین می‌برد و موجب بی‌قراری وی می‌شود. بدیهی است که آرام نبودن برخی از اعضای خانواده به دیگر اعضا نیز لطمه می‌زند و موجب سستی بنیان خانواده می‌شود.

روزی حلال و رضایتمندی

رضا به قضاىِ الهى برترین مقام دین و شریف‌ترین مراتب مقربان و عظیم‌ترین درهاى رحمت خداست و هر که از آن در، داخل شود، به بهشت درآید. خداوند مى‏فرماید: «رَضِىَ اللَّهُ عَنهُم وَ رَضُوا عَنهُ؛ خدا از ایشان خشنود است و ایشان از خدا خشنودند» (مائده/۱۲؛ توبه/۱۰۱؛ مجادله/۲۲؛ بیّنه/ ۸).

داشتن فضیلت رضا موجب آرامش و تحمل سختی‌ها، نارسایی‌ها و شکست‌ها می‌شود. ممکن است افراد جامعه یا اعضای خانواده در زندگی خود با سختی‌ها، نارسایی‌ها، فشارهای مادی و شکست‌هایی روبرو شوند، تحمل نکردن این موارد ممکن است به استحکام بنیان خانواده لطمه بزند و پایه‌های خانواده را متزلزل کند. برعکس، رضایتمندی و خشنودی از وضع موجود و تحمل شداید، فشارهای مادی و… موجب استحکام بنیان خانواده و بهداشت روانی می‌شود.

امام رضا(ع) نیز درخصوص اهمیت و نقش رضایتمندی فرموده‌اند: «هر کس به مال اندک حلال راضی باشد، هزینه‌های زندگی وی کاهش می‌یابد، خانواده‌اش نعمت یابند، خداوند او را به درد و درمانِ دنیا بینا کند و او را سالم از دنیا به بهشت ببرد» (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۲۷۲) و نیز فرموده‌اند: «هر کس به رزق کم راضی و خشنود باشد، خداوند از عمل اندک او راضی خواهد شد» (همان: ۲۱۹).

روزی حلال و قناعت

قناعت از جمله فضائل اخلاقی و از جمله ویژگی‌هاى افراد مؤمن و از امتیازهای انسان‏هاى بافضیلت است. افراد خودساخته و آراسته داراى روحیۀ قناعت و عزّت‏اند و در پرتو این روحیۀ عالى هیچ‌گاه چشم طمع به مال و منال دیگران ندوخته و براى کسب مال و مقام، شخصیت والاى خویش را خُرد نمى‏کنند. افراد قانع در زندگى به مقدار ضرورت و کفاف بسنده می‌کنند و به کمتر از آن نیز خشنودند.

راغب‌اصفهانى در تعریف قناعت گفته: «قناعت اکتفا به مقدار ناچیزى از وسایل زندگى در حد ضرورت و نیاز است» و در جاى دیگر گفته: «قناعت، راضى بودن به کمتر از مقدار کفاف است.» طریحى در تفسیر حد کفاف گفته: «کفاف، آن اندازه از امکانات زندگى است که انسان را از دیگران بى‌نیاز کند و او را از سؤال و دریوزگى بازدارد» (راغب‌اصفهانی، ۱۴۱۲: ۶۸۵). قناعت به هر دو معنى از جمله صفت‌های عالی انسانى و فضائل اخلاقی است.

بدیهی است که وجود چنین صفتی در اعضای خانواده به محبت بین ایشان و استحکام بنیان خانواده می‌انجامد؛ از همین رو، در متون اسلامی به شکل‌های گوناگون تشویق شده است، چنان‌که امام رضا(ع) فرموده‌اند: «مال جز با چند خصلت گرد نمى‏آید: با بخل شدید، آرزوى دراز، حرص چیره، قطع رحم و برگزیدن دنیا بر آخرت» (صدوق، ۱۳۷۸، ج۱: ۲۷۶) و نیز فرموده‌اند: «هر کس به روزى کم قناعت نکند و همواره درصدد ازدیاد اموال و ثروت برآید، باید همواره در کار هم بیشتر فعالیت داشته باشد و هر کس به روزى کم قانع باشد، در کارها هم کمتر فعالیت خواهد کرد» (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱: ۲۶۸).

روزی حلال و پرهیز از تکلف یا ساده‌زیستی

تکلف به معنای به خود بستن و خود را به مشقت انداختن است. در مذمت تکلف همین بس که حضرت علی(ع) فرموده‌اند: «شَرُّ أَصْدِقَائِکَ مَنْ تَتَکَلَّفُ لَه؛ بدترین دوستان آن کس است که آدمى مجبور است در معاشرت با او خود را به زحمت و تکلف اندازد» (خوانساری، ۱۳۶۶، ج۴: ۱۷۰). از همین رو گفته‌شده از جمله خصلت‌های پیامبر(ص) آن بود که ساده و بى‏تکلف زندگى مى‏کرد، سخن مى‏گفت و غذا مى‏خورد. در عین حال، مقید بود همیشه پاکیزه، نظیف و معطر باشد. بسیار ساده و بى‏تکلّف جامه مى‏پوشید. یکى از اصول زندگى آن حضرت، سادگى و پرهیز از تکلف بود (مطهری، بی‌تا، ج۲۲: ۱۲۷).

بدیهی است که هرچند درآمد شخص حلال باشد، تکلف در هزینه کردن آن موجب از بین رفتن محبت بین خانواده، چشم و هم‌چشمی و دشواری در زندگی و سستی بنیان خانواده می‌شود.

نتیجه‌گیری

خانواده، استحکام آن، اقتصاد، محبت و دوستی از دیدگاه اسلام اهمیت خاصی دارند. این نکته را می‌توان از سخنان و سیرۀ امام رضا(ع) و دیگر معصومان نتیجه گرفت.

۱. رزق و روزی حلال در موارد زیادی در استحکام نهاد خانواده، اثرگذار است.

۲. همۀ روش‌های استفاده‌شده برای استحکام نهاد خانواده، به‌نوعی به ایجاد محبت و دوری کردن از کینه، دشمنی، صفا و صمیمیت برمی‌گردند.

۳. در صورت مستحکم بودن نهاد خانواده، فواید مادی و دنیوی (آرامش و رفاه) و فواید اخروی عاید خانواده و جامعه می‌شود.

۴. استحکام نهاد خانواده، رفاه و بهبودی وضع اقتصادی خانواده تأثیر متقابل بر یکدیگر دارند.

منابع و مآخذ:

قرآن کریم.

ابن‌شعبه حرانی، حسن‌بن علی، (۱۴۰۴). تحف العقول عن آل‌الرسول(ص)، چاپ دوم، قم: جامعه

مدرسین حوزه علمیه قم.

ابن‌عجیبه، احمدبن محمد، (۱۴۱۹). البحر المدید فی تفسیر القرآن، قاهره: نشر دکتر حسن عباس زکی.

ابن‌فهد حلی، (۱۴۰۷). عده الداعی و نجاح الساعی، چاپ اوّل، قم: دارالکتاب اسلامی.

ابن‌منظور مصری، محمدبن مکرم، (۱۴۱۴). لسان العرب، چاپ سوم، بیروت: دار صادر.

انصاری، مرتضی‌بن محمدامین، (۱۴۱۵). صراط النجاه المحشی، چاپ اوّل، بی‌جا: کنگره جهانی شیخ انصاری.

حاکم نیشابوری، محمدبن‌ محمد، (۱۴۰۶). مستدرک الحاکم، بیروت: دارالمعرفه.

خضیری، زینب محمود، (۱۹۹۱). فلسفه التاریخ عند ابن‌خلدون، قاهره: دارالثقافه للنشر و التوزیع.

خمینی(امام)، روح‌الله، (۱۴۲۴). توضیح المسائل المحشی، چاپ هشتم، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

خوانساری، آقاجمال، (۱۳۶۶). شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم، چاپ اوّل، تهران: دانشگاه تهران.

دیلمی، حسن، (۱۴۱۲). ارشاد القلوب، چاپ اوّل، قم: رضی.

راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد، (۱۴۱۲). المفردات فی غریب القرآن، چاپ اوّل، بیروت دمشق: دارالعلم الدار الشامیه.

حجازی، علاءالدین، (بی‌تا). صحیفه سجادیه، چاپ اوّل، مشهد: ندای اسلام.

صدوق، ابوجعفر محمدبن على‌بن بابویه، (۱۳۷۸). عیون اخبارالرضا، چاپ اوّل، تهران: جهان.

صدوق، ابوجعفر محمدبن على‌بن بابویه، (بی‌تا). فقه الرضا(ع)، المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)،‌ بی‌جا:  تحقیق مؤسسه آل‌البیت.

طباطبایی، محمدحسین، (۱۴۱۷). المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ پنجم، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

طبرسی، فضل‌بن ‌حسن، (۱۳۷۲). مجمع البیان فی تفسیر القرآن، چاپ سوم، تهران: خیابان ناصرخسرو.

طبرسی، فضل‌بن ‌حسن، (۱۳۷۷). تفسیر جوامع الجامع، چاپ اوّل، تهران: دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم.

عطاردی، عزیزالله، (۱۴۰۶). مسند الامام الرضا(ع)، چاپ اوّل، مشهد: آستان قدس رضوی.

فتال نیشابوری، محمدبن‌ فتال، (۱۴۲۳). روضه الواعظین، چاپ اوّل، قم: دلیل ما.

فخر رازی، ابوعبدالله محمدبن‌ عمر، (۱۴۲۰). تفسیر مفاتیح الغیب، چاپ سوم، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

قریشی، علی‌اکبر، (۱۳۷۱ش). قاموس القرآن، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

کلینی، ابوجعفر محمدبن‌یعقوب، (۱۳۶۲). الکافی، چاپ دوم، تهران: اسلامیه.

محدث عاملی، محمدبن‌حسن، (۱۴۰۹). تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، چاپ اوّل، قم: آل‌البیت.

مجلسی، محمدباقر، (۱۴۰۳). بحارالانوار، چاپ دوم، بیروت: مؤسسه الوفا.

مصطفوی، حسن، (۱۳۶۰). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.

مطهری، مرتضی، (بی‌تا). مجموعه آثار، تهران: صدرا.

مکارم شیرازی، ناصر، (۱۳۷۴ش). تفسیر نمونه، چاپ اوّل، تهران: دارالکتب الاسلامیه.

نوری، حسین، (۱۴۰۸). مستدرک الوسائل، چاپ دوم، بیروت: مؤسسه آل‌البیت.

مرتضی رحیمی

کد مطلب ۸

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.